بازار و نهضت ملی شدن صنعت نفت
در دوره نخستوزیری مصدق هرگاه بازاریان تقاضاهایی داشتند، از طریق محمدحسن شمشیری به نخستوزیر اطلاع میدادند و در سراسر دوره زمامداری مصدق وی حتی بهعنوان نماینده بازاریان، تقاضایی نامشروع تسلیم نکرد و مصدق به شمشیری دستور داده بود به بعضی از احزاب ملی کمک مالی کند و شمشیری نیز از گروهی از بازاریان طرفدار نهضت ملی از قبیل حاجحسن قاسمیه، حاجابراهیم کریمآبادی، حاجاحمد حاجحریری، حاج نوروزعلی لباسچی، حاجمحمدحسین راسخ افشار و حاجمحمود مانیان، وجوهی میگرفت و به احزاب کوچک طرفدار جبههملی مثل جمعیت آزادی مردم ایران (جاما) میپرداخت. در پاییز ۱۳۳۰ش ۱۹۵۱ / م که مصدق اوراق قرضه ملی منتشر کرد، شمشیری بزرگترین خریدار بود و مبلغ دویست هزار تومان پرداخت. همچنین سه میلیون تومان دیگر در اختیار بانک بیمه گذاشت که بدون بهره به فقرا و مستمندان وام بپردازد.
به هنگام تحریم جهانی خرید نفت ایران، بازاریان با تلاش برای افزایش صادرات غیر نفتی از ۴/ ۳۹۰ میلیارد ریال در سال ۱۹۵۱/ ۱۳۳۰ به ۸/ ۴۲۵ میلیارد ریال در سال ۱۳۳۲ش ۱۹۵۳/ م حمایت خود را از مصدق به اثبات رساندند. در دولت مصدق و طرح آن مبنی بر افزایش درآمدهای عمومی، با تعطیل کردن بازار، شرکت در تظاهرات و خرید اوراق قرضه ملی از دولت مصدق پشتیبانی کردند. زمانی که جبهه ملی بهعنوان یک گروه مخالف قوی علیه قدرت دربار مبارزه میکرد، بسیاری از بازاریها از این جبهه حمایت کردند. با وجودی که بازاریان از نظر سیاسی و اقتصادی به حمایت و پشتیبانی از ملی شدن صنعت نفت و دولت مصدق پرداختند اما منافع اقتصادی و اجتماعی در شکلگیری گرایشهای بازاریان موثر بود زیرا از یکطرف نیروها و احزاب سیاسی، بازار را دستاویز مخالفت با دولت مصدق قرار میدادند و از سوی دیگر به تصویر کشیدن ناخشنودی از وضع اقتصادی دولت، بازاریان را دچار سردرگمی میکرد. البته بسیاری از بازاریان که در تمام دوره مصدق همراه او بودند پس از کودتا نیز به حمایت از وی پرداختند اما در مورد واکنشهای بازاریان باید گفت تولیدکنندگان کوچک و صادرکنندگان از مصدق هواداری میکردند ولی واردکنندگان معمولا در شمار مخالفان او بودند.