روسیه در جنگ اول
وقتیکه روسیه در طرف متفقین میجنگید ارتش او در سمت جنوب از جبهه اروپا تا حدود قفقاز و شمال غربی ایران امتداد داشت، تا در سال ۱۹۱۷ که انتهای جناح چپ ارتش روس با جناح راست ارتش انگلیس در بینالنهرین تقریبا به هم اتصال یافت، به عبارت دیگر نیروهای روس از نزدیک شدن آلمان و اتریش یا ترکیه به مرزهای هندوستان جلوگیری میکردند. قبل از جنگ بزرگ، آلمان در تعقیب نقشه دور و دراز خود برای حکومت بر دنیا توانسته بود با کنترل راهآهن بغداد یک وسیله محکم و قوی بهدست آورد، چون سیاستمداران انگلیس نیز تسلیم تقاضاهای آلمان شده بودند، آلمان بدون شک ممکن بود نفوذ و بازرگانی خود را نیز به خلیجفارس امتداد دهد.
این راه جنوبی برای پیشرفت آلمانیها بهواسطه تصرف بغداد مسدود شده بود، ولی پیشوایان آلمان شاید از این حیث خوشوقت بودند که دیدند یک راه شمالی که قبلا تکمیل و تمام شده بود اکنون تقریبا در چنگال آنها قرار دارد. این راه در سراسر دریای سیاه کشیده تا باتوم، تفلیس و باکو در دریای خزر امتداد داشت. دنباله آن در شرق دورتر خط آسیای مرکزی بود که از عشقآباد، مرو (محل تلاقی با کوشک که به فاصله سهلالوصولی از هرات واقع شده) عبور کرده از بخارا و سمرقند و تاشکند مرکز اداری متصرفات روسیه در آسیای مرکزی میگذرد. تقریبا تعداد ۱۱۰ هزار نفر از اسرای آلمانی و اتریشی در داخل ترکستان روسیه نگاهداری میشدند. من در سال ۱۹۱۵ صدها نفر از آنها را در تاشکند دیدم.
باری همینکه راه ارتباط و مواصلات برقرار میشد نسبتا تجهیزات این جنگجویان ورزیده و تربیتشده به یک نیروی قوی آسان بود و میشد آنها را بهطرف کابل حرکت داده و افغانها را برای سهم داشتن از غارتهای سنگین و قیمتی هند دعوت کرد. با در نظر گرفتن مراتب بالا موقع برای امپراتوری انگلیس باریک و خطرناک بود. امیر حبیبالله خان در مقابل قویترین فشارهای معنوی و مذهبی بیطرفی افغانستان را حفظ کرده بود و به فرمانده هیات اعزامی آلمانها در کابل بهطور مناسبی چنین جواب داد که ارتش آلمان قبل از آنکه وی جرات نقض معاهدات و قراردادهای خود را با بریتانیای کبیر بکند باید در معرکه ظاهر شود و این لااقل امکان داشت که لشکریان دشمن در همان وقت به مرزهای افغانستان رسیده و یک دولت متفق ما را مغلوب کند.