دکتر حسن نمکدوستتهرانی استاد ارتباطات اجتماعی در سال ۱۳۹۲ مهمترین کنش و رویداد ارتباطی ایران در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم نمایان شد. مجموعه رفتار مردم، در جریان این انتخابات و نیز سیاستمدارانی که اعتدالگرا و اصلاحطلب نامیده میشوند نشاندهنده نوعی تعامل ارتباطی عمیق و در عینحال سطح بالا بود و توانست در آن لحظات سخت، ایران را از بحرانی که در شکلها و جنبههای گوناگون بهشدت گریبان کشور را گرفته بود، دستکم برای مدتی نجات دهد. طبعا نخستین جلوه آن بحران، مشکلات حاد اقتصادی به نظر میرسد.
دکتر حسن نمکدوستتهرانی استاد ارتباطات اجتماعی در سال 1392 مهمترین کنش و رویداد ارتباطی ایران در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم نمایان شد. مجموعه رفتار مردم، در جریان این انتخابات و نیز سیاستمدارانی که اعتدالگرا و اصلاحطلب نامیده میشوند نشاندهنده نوعی تعامل ارتباطی عمیق و در عینحال سطح بالا بود و توانست در آن لحظات سخت، ایران را از بحرانی که در شکلها و جنبههای گوناگون بهشدت گریبان کشور را گرفته بود، دستکم برای مدتی نجات دهد. طبعا نخستین جلوه آن بحران، مشکلات حاد اقتصادی به نظر میرسد.
اما به نظر من بحران ارتباطی که بر اثر هشت سال اشتباهکاری مفرط در جامعه پدید آمده بود، از بحران اقتصادی دست کمی نداشت. مقصودم نبود گفتوگو میان بخش وسیعی از مردم و بخش مهمی از حکومت بود. برخلاف آنچه در قالب ضربالمثل گفته میشود از نگاه دانش ارتباطات، سکوت مردم بههیچوجه به معنای رضایت نیست. سکوت مردم و بیان نکردن آنچه در دل داشتند و نمیتوانستند بر زبان بیاورند، به نظر من مهمترین چالش مدیریت سیاسی کشور در سالهای پس از انقلاب بود و عجیب اینکه سرانجام مدیریت سیاسی جامعه هم راهحلی برای آن نیافت، بلکه تعاملی که به آن اشاره کردم، باعث شکسته شدن کمهزینه دیوار سکوت میان مردم و بخش مهمی از حاکمیت شد. جلوههای جالب این تعامل را میتوان در رفتار مردم به هنگام مطرح نام شدن نام آقای خاتمی، ثبت نام و رد صلاحیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت، کنارهگیری آقای محمدرضا عارف از نامزدی انتخابات، رفتار سیاسی آقای ناطق نوری، رویکرد دکتر ولایتی در جریان مناظرات تلویزیونی در بحث مذاکرات هستهای و بسیاری از موضوعهای دیگر دید. هر کدام از این رفتارها پیامها و معناهایی را نزد مردم مییافتند و مردم با بروز دادن رفتار خود در
جریان ارتباطات میانفردی واکنشهای آشکار و در عین حال پر رمز و راز خود را به رخدادها نشان میدادند. به نظر من این تجربه نمونه بسیار جالب یک پاسکاری ارتباطی در گستره عمومی جامعه و البته بهشکلی نمادین به نوعی با صدای پایین و زمزمهوار بود.
به باور من بهخصوص کسانی که در انتخابات پیروز نشدند باید از نتیجه انتخابات راضی باشند؛ زیرا بنبست ارتباطی میان مردم و بخشهای وسیع حکومت چندان دوام نمیآورد و در بسیاری موارد اگر، به حرکتهای تهاجمی نمیانجامید باعث رفتار مخالف و چه بسا معکوس مردم در قبال سیاستهای حکومت میشد. خاطرتان باشد در جریان بحران ارز مردم در مقابل سیاستهای اعلام شده اقتصادی سکوت نمیکردند، بلکه دقیقا واکنش معکوس نشان میدادند. یعنی دولت رسما اعلام میکرد قیمت ارز و کالاهای ضروری افزایش نخواهد یافت و مردم برای خرید ارز و کالاها، حتی در مقیاسهای بسیار اندک، هجوم میبردند. آیا بهراستی چنین رفتاری قابل دوام بود و به بحران آشکار نمیانجامید؟ به همین خاطر هم هست که شکستخوردگان در انتخابات باید قدردان رخداد خرداد ۹۲ باشند.