«شهر طبقاتی» یا شهر «15 دقیقه‌ای»؟

در جهان، بیش از یک‌میلیارد نفر در سکونتگاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند. برای بسیاری از آنها، شهر از نظر فاصله «۱۵دقیقه‌ای» است، اما به شکلی تراژیک! دنیای آنها از نظر جغرافیایی فشرده، اما از نظر اقتصادی، دورافتاده است. همه‌چیز به شکل غیر رسمی و با حداقل کیفیت، در نزدیکی آنهاست، به‌جز شغل پایدار، خدمات درمانی و راهی برای پیشرفت. بنابراین شاید نباید فقط این پرسش را مطرح کنیم که چگونه شهرها را «محلی‌تر» کنیم، بلکه باید بپرسیم: «محلی نسبت به چه چیزی؟» یک شهر ۱۵‌دقیقه‌ای واقعی، تنها شهری نیست که در آن همه‌چیز «نزدیک» باشد، بلکه شهری است که در آن «هر آنچه اهمیت دارد» برای همگان در دسترس باشد؛ به‌ویژه برای کسانی که از نظر زمان، بودجه و قدرت انتخاب، در مضیقه قرار دارند. بدون یکپارچگی اقتصادی، این طرح می‌تواند به یک «تله‌ زیبای شهری» بدل شود. اگر بهای مسکن در این مناطق باکیفیت افزایش یابد که معمولا هم چنین می‌شود یک تناقض تلخ دیده می‌شود: شهر طوری طراحی می‌شود که همه‌چیز نزدیک‌تر باشد؛ اما در نهایت، کسانی که بیشترین نیاز را به این نزدیکی دارند از مرکز شهر کنار گذاشته می‌شوند.

رنج فقر فقط به «مسافت» مربوط نمی‌شود، بلکه ریشه در «بی‌ثباتی» دارد؛ درآمد ناپایدار، هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی رفت‌وآمد و پدیده‌ای به نام «فقر زمانی». برای یک کارگر، رفت‌وآمد ۹۰دقیقه‌ای صرفا یک خستگی یا کلافگی ساده نیست؛ بلکه فرسایشی سنگین و تهدیدی جدی برای امنیت اقتصادی اوست. به همین دلیل، شهری که ساکنان کم‌درآمد را از خود بیرون می‌راند، نمی‌تواند یک «راه‌حل» واقعی باشد. بنابراین باید این پرسش‌های مهم را مطرح کنیم: آیا مشاغل حیاتی در دل این محلات جای دارند، یا این مناطق صرفا از خدمات کارگرانی بهره می‌برند که از فرسنگ‌ها دورتر رفت‌وآمد می‌کنند؟ آیا مسکن در استطاعت در متن این طرح‌ها دیده شده است، یا به حاشیه رانده شده است؟ و آیا از اقتصادهای خرد و غیررسمی حمایت می‌شود، یا با مقررات سخت‌گیرانه از میان برداشته می‌شود؟ وعده واقعی شهر ۱۵‌دقیقه‌ای نه در جلوه‌های بصری و جذابیت‌های ظاهری، بلکه در «شمول اجتماعی» و «حفظ کرامت انسانی» برای همه مردم نهفته است. تحقق این هدف، به ابزارهایی بسیار فراتر از مسیرهای لوکس دوچرخه‌سواری نیاز دارد؛ این امر مستلزم تصمیم‌های جسورانه در قیمت‌گذاری، برنامه‌ریزی شهری و سیاستگذاری‌هایی است که صدای گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده را دوباره به متن زندگی شهری بازگرداند.