امنیت شغلی با کار تکمیلی
این، یافتههای یک مطالعه جدید است که مسیر شغلی ۱.۳ میلیون فرد در میانه دوران کاریشان را از سال ۲۰۰۰ تاکنون در صنایع مختلف دنبال کرده است. این تحقیق نشان میدهد حتی در اقتصادی با نرخ اشتغال بالا، بسیاری از کارکنان درست در زمانی که باید شتاب بگیرند، با یک مانع نامرئی در مسیر پیشرفت روبهرو میشوند. این تحلیل نشان میدهد رکودی که در میانه مسیر شغلی رخ میدهد، از همان دوره افت و بیانگیزگی سالهای آغازین کار شروع میشود و میتواند بر کل درآمد عمر فرد اثر بگذارد. به همین دلیل، سالهای اول کاری بعد از دانشگاه برای کسب تجربه و مهارتهایی که موتور پیشرفت شغلی هستند، اهمیت حیاتی دارند. مت سیگلمن، رئیس موسسه غیرانتفاعی «برنینگ گلس» که پژوهشهای دادهمحور در مورد آینده کار انجام میدهد و این پژوهش را در همکاری با مدرسه مطالعات حرفهای دانشگاه نیویورک انجام داده، معتقد است این مشکل کوچکی نیست.
این تحقیق، تصویر بازار کار امروز را پیچیدهتر میکند. پژوهشگران دریافتند حتی در زمان شدت گرفتن موج استخدام در همهگیری کرونا، این مکث میانه مسیر شغلی همچنان ادامه داشته است. اکنون که روند استخدامها تقریبا متوقف شده و شرکتهایی مانند آمازون، متا و یوپیاس هزاران مدیر و کارمند دیگر را اخراج کردهاند، فرصتهای کمتری برای ارتقا یا جهش به شغلهای پردرآمدتر باقی مانده است.
«اریکا اوبرهانسلی»، مدیر دفتری در تگزاس، که هفت سال در همین سمت فعلیاش مانده، میگوید: «همه کسانی که میشناسم به هر شغلی که دارند چسبیدهاند.» او که اکنون ۴۱ سال دارد، چند سال پیش و همزمان با اوجگیری تورم، افزایش حقوق گرفت، اما آنقدر نبود که با هزینههای رو به افزایش هماهنگ بماند. همسر او، سال گذشته شغلش را در حوزه توسعه بازیهای واقعیت مجازی از دست داده بود و این باعث شد اریکا به مسیر شغلی خودش نگاه دوبارهای بیندازد. او میگوید شرکت خدمات نگهداری استخر که در آن کار میکند توان افزایش حقوقش را ندارد، و جستوجوی او برای یک شغل اداری با حقوق بهتر، یا رد شده و یا اصلا پاسخی نگرفته.
پیشگیری از ایستایی شغلی
دهه اول کاری معمولا پیشبینیکننده این است که آیا فرد بعدها در مسیر شغلیاش به بنبست میرسد یا نه. کسانی که در نهایت دچار رکود شغلی در میانه مسیر شدند، در ۱۰ سال اول کاریشان بهطور متوسط تنها ۳۰ درصد رشد دستمزد داشتند، در حالی که این رقم برای افرادی که به پیشرفت ادامه دادند ۷۱ درصد بوده است.
خبر خوب این است که به دست آوردن چند مهارت کلیدی و هدفمند برای ورود به یک حوزه مرتبط و امیدوارکنندهتر میتواند بهطور چشمگیری این خطر را کاهش دهد. برای مثال، مدیران دفتری که به نقشهای عملیات کسبوکار تغییر مسیر میدهند، میتوانند بخش زیادی از مهارتهای فعلی خود را در مسیری با شتاب بیشتر به کار بگیرند؛ همینطور یک برنامهنویس که در مسیرش متوقف شده و به دانشمند داده تبدیل میشود.
این مطالعه همچنین مشخص کرده یک سری تواناییها اگر تقویت شوند یا در جستوجوی شغلی برجسته شوند، خطر ایستایی شغلی را کاهش میدهند. این مهارتها شامل مهارتهای رایجی مانند سخنرانی عمومی و مدیریت زمان بودند. توسعه تخصص در ایجاد و حفظ روابط نیز موثر است؛ مثل برنامهریزی رویدادها یا ارتباطگیری با جامعه.
«آنجی کاماث»، رئیس مدرسه مطالعات حرفهای دانشگاه نیویورک، میگوید سالانه هزار دانشجو برای آموزش تکمیلی و دریافت مدرک آن، در دورههای این مدرسه ثبتنام میکنند. این مدارک میتوانند به کارکنان کمک کنند «تغییر محور همجوار» داشته باشند؛ یعنی زمانی که صنایعشان با تکنولوژیها و ساختارهای سازمانی جدید سازگار میشود، آنها هم به حوزه کاری نزدیک و مرتبط با حوزه خودشان وارد شوند و دانش خود را بهروز کنند.
مهارتهای استراتژیک
«اریش آیلنبرگر» ۴۳ ساله، چهار سال در بخش ارتباطات دیجیتال یک دانشگاه کار کرده بود، بدون هیچ افزایش حقوق یا ترفیع قابلتوجهی. وقتی یک موقعیت ارشدتر در تیمش خالی شد، او کارهای آن سمت را انجام میداد تا فرآیند استخدام فرد جدید طی شود. اما در نهایت او را برای آن شغل انتخاب نکردند و ارتقایش ندادند. یک سال بعد، او برای شغلی در دانشگاهی دیگر درخواست داد؛ شغلی که بر مهارتهای جذب کمکهای مالی تاکید داشت. او در رزومه و مصاحبه، همین تجربه را برجسته کرد و بهجای تمرکز صرف بر مهارتهای ارتباطیاش، درباره کمکهای مالی بزرگی که روی آنها کار کرده بود صحبت کرد. نتیجه این شد که آن شغل را به دست آورد.
او میگوید: «بهجای اینکه فقط یک مجموعه مهارت داشته باشم - مثلا نوشتن - و کاری انجام دهم که بهراحتی قابل تکرار است، میتوانم دامنه کارم را گسترش بدهم و شاید جلوتر بیفتم.» عوامل مختلفی در ایستایی شغلی نقش دارند، حتی برای حرفهایهایی که شغل ثابت دارند یا بین کارها جابهجا میشوند. برخی پژوهشها نشان میدهند تحرک شغلی در دهههای اخیر بدتر شده است. گزارشی از بانک فدرال رزرو مینیاپولیس در ماه آوریل نشان داد احتمال اینکه یک کارمند امروز از یک شرکت دیگر پیشنهاد شغلی با حقوق بهتر دریافت کند، تقریبا نصف دهه ۱۹۸۰ است؛ بخشی از این کاهش به دلیل تمرکز تعداد کمتری از کارفرمایان در بسیاری از مناطق است.
این مطالعه نشان داد با اینکه کارکنان در حوزههای مختلف ممکن است در میانه مسیر شغلی دچار توقف شوند، افرادی که در مشاغل مدیریت عمومی کار میکنند بیش از همه در معرض این خطر هستند. حدود ۳۰ درصد افراد در این حوزه دچار ایستایی میشوند؛ احتمالا چون نقشهای ارشد کمتری برای ارتقا وجود دارد.
«سیدی ترائوره» ۲۸ ساله، در یک سازمان دولتی در بخش رعایت قوانین و پژوهش حقوقی کار میکند. بعد از اینکه یک بار از شغلش اخراج شد، به این نتیجه رسید که در شغل اداری با ساعت کاری غیرمنعطف ۹ تا ۵ نمیتوان مسیر واقعی برای ساختن ثروت پیدا کرد. ترائوره مجوز مشاور املاک گرفت و آخر هفتهها در کنار شغل دولتیاش، میزبان بازدیدهای ملکی است.
او میگوید: «چرا روی خودت شرط نبندی؟ امنیت شغلی یک توهم است. ممکن است شغلی با درآمد ششرقمی داشته باشیم، اما اگر دیگر برایشان ارزشمند نباشیم، امروز یا فردا میتوانند اخراجمان کنند.»
منبع: Wall Street Journal