اهمیت سرمایهگذاری روی سلامت ذهنی کارکنان
۱- سرمایهگذاری روی سلامت ذهنی افراد نه یک چیز اختیاری بلکه یک الزام گریزناپذیر است.
تحقیقات سازمان جهانی بهداشت نشان داده بیش از یکمیلیارد نفر از مردم جهان به شکلهای مختلف با چالشهای مرتبط با سلامت روح و روان دستوپنجه نرم میکنند. استرس بهعنوان یکی از بزرگترین دغدغههای نیروی کار در سراسر جهان شناخته میشود، بهطوری که براساس آمار منتشرشده توسط انجمن روانشناسان آمریکا، بیش از ۵۰درصد کارکنان آمریکایی اغلب روزهای کاریشان را با استرس سپری میکنند و این استرس باعث کاهش کارآیی و بهرهوری آنها میشود.
علاوه بر این، ۷۵ درصد کارکنان آمریکایی اعلام کردهاند که حداقل یک بار در سال دچار بیماریها و چالشهای روحی و روانی میشوند که آنها را برای مدتی خانهنشین میکند.
۲- نسل زد به شدت با چالشهای ذهنی و روحی روبهروست
نتایج تحقیقات انجام شده توسط انجمن سلامت ذهن آمریکا نشان داده تعداد زیادی از جوانان نسل زد که بهزودی وارد بازار کار خواهند شد، از مشکلات روحی و روانی مختلفی همچون افسردگی و انزوا رنج میبرند. بیش از نیمی از آنها تاکنون تحت درمان قرار نگرفتهاند، بهطوری که ۹۸درصد آنها دچار استرس شدید بوده و ۹۱ درصدشان تاکنون کاری برای درمان استرس بالای خود انجام ندادهاند. بنابراین سرمایهگذاری در زمینه سلامت روانی نسل جوان توسط سازمانها و شرکتهایی که به زودی میزبان کارکنان نسل زد خواهند بود امری ضروری و حیاتی خواهد بود.
۳- مشکلات روحی کارکنان اثرات بسیار مخربی بر بهرهوری و کارآیی آنها دارد
چالشهای مرتبط با سلامت ذهن کارکنان دارای پیامدهای منفی و زیانبار بسیاری است، به طوری که بهرهوری و کارآیی افراد را به میزان قابلتوجهی کاهش میدهد و موجب افزایش غیبت کارکنان و همچنین بالا رفتن هزینههای درمانی آنها خواهد شد.
تحقیقات موسسه مککینزی در سال ۲۰۲۵ نشان داده هزینه سالانه مشکلات سلامت روان کارکنان آمریکایی به طور میانگین حدود ۱۰۵میلیارد دلار برآورد میشود. این رقم ناشی از عواملی مانند غیبتهای کاری، جابهجایی مکرر نیروها، هزینههای بالای جذب و آموزش کارکنان جدید و همچنین مخارج درمان اختلالات روانی است. با پیشگیری از بروز این مشکلات و ارتقای سطح سلامت روان و ذهن کارکنان، میتوان بخش قابلتوجهی از این هزینههای روبهافزایش را کاهش داد.
۴- سرمایهگذاری کافی روی سلامت ذهن خیلی زود نتیجه میدهد
تجربه نشان داده سرمایهگذاری شرکتها و سازمانها روی سلامت ذهن و روان کارکنانشان خیلی زود و به شکلهای مختلفی جواب میدهد و کارآیی و بهرهوری افراد و سازمانها را ارتقا میبخشد. نتایج پژوهشی که موسسه نیروی کار در انگلستان روی ۳۴هزار نفر از کارکنان در ۱۰کشور انجام داده، نشان میدهد سرمایهگذاری شرکتها در حوزه سلامت روان کارکنان، علاقه و تعهد آنان به کار را ۶۳ درصد افزایش داده و سطح انرژیشان برای کار کردن را نیز تا ۸۰درصد بالا برده است. علاوه بر این، توجه و سرمایهگذاری شرکتها و سازمانها در آموزش مدیران ارشد و میانی درباره اهمیت سلامت ذهن و روان کارکنان، تاثیر چشمگیری بر بهبود عملکرد نیروها داشته و کیفیت خدماترسانی و تجربهای را که برای مشتریان خلق میکنند، به شکل قابلتوجهی ارتقا داده است. نتایج تحقیق جدید انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان میدهد که هر یک دلار سرمایهگذاری در زمینه برنامههای رفاهی و تقویت سلامت ذهن کارکنان باعث صرفهجویی ۵/۳دلاری در هزینههای درمانی و کاهش ۵/۲دلاری هزینههای ناشی از غیبت کارکنان میشود. بههمین دلیل هم هست که بسیاری از شرکتهای موفق و سودآور به طور جدی به دنبال بهبود وضعیت روح و روان کارکنانشان از طریق سرمایهگذاریهای هنگفت در زمینه سلامت ذهنی کارکنان هستند.
۵- سرمایهگذاریهای طولانیتر مساوی است با پیامدهای مثبت بیشتر و عمیقتر
رهبران و تصمیمگیران سازمانها باید بدانند هرچه سرمایهگذاریها روی سلامت ذهن و روان کارکنان در ابعاد وسیعتر و برای زمانهای طولانیتری صورت پذیرد برمیزان و دامنه اثربخشی مثبت آن افزوده خواهد شد، بهطوری که نتایج تحقیق صورتگرفته توسط موسسه دیلویت، نشان میدهد میانگین برگشت سرمایهگذاری در برنامههای کوتاهمدت ارتقای سلامت ذهن کارکنان برای هر یک دلار برابر با ۶۲/۱ دلار و در برنامههای بلندمدت برابر با ۱۸/۲ دلار بوده است. در نتیجه میتوان دوره زمانی حداقل ۳سال را بهعنوان مدتزمان ایدهآل برای سرمایهگذاری در زمینه سلامت ذهن کارکنان در نظر گرفت.
۶- ارتقای سلامت ذهن کارکنان باعث رشد چشمگیر GDP خواهد شد
بهتر شدن وضعیت سلامت ذهن کارکنان در سطح ملی نیز دارای اهمیت و اثربخشی مثبت بسیار زیادی است. برآوردهای صورتگرفته توسط موسسه مککینزی نشان میدهد سرمایهگذاری بلندمدت در زمینه سلامت ذهن کارکنان میتواند تا سال ۲۰۵۰ باعث رشد بیش از ۴/۴ تریلیون دلاری در تولید ناخالص داخلی (GDP) جهان شود. این رشد خیرهکننده به دنبال بهبود وضعیت شاخصهایی مانند افزایش سطح بهرهوری، کاهش غیبت و بیماری کارکنان، کاهش هزینههای درمانی بیماران روحی و البته کاهش فرسودگی و مرگ و میر ناشی از کار در جهان اتفاق خواهد افتاد.
منبع: Forbes