ستایش  حافظان  تاریخ

 درخشانی سال ۱۳۸۴ پس از ۲۱ سال به ایران بازگشت و گروه «خورشید» را بنیان گذاشت و به همراه این گروه ۱۵ کنسرت در تهران، شهرستان‌ها و چین و فرانسه برگزار کرد. آلبوم‌هایی همچون «من طربم» و «بیدار دلان» و «فصل باران» و «ترنجستان» و «از بودن و سرودن» و «آسمانه» را منتشر کرد. این آهنگساز پیشکسوت از سال ۱۳۸۵ محمدرضا شجریان و گروه «آوا» را در کنسرت‌های اروپا، آمریکا و ایران همراهی کرد و آلبوم‌های «در خیال» و«غوغای عشقبازان» نیز حاصل همکاری این دو چهره است. 

در مراسم بزرگداشت او بهرام دبیری نقاش با روایتی از دوران شکوفایی هنر و ادبیات در دانشکده هنرهای زیبا گفت: اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰، فضای دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شاهد تغییر ساختار آموزشی، دگرگونی‌های بنیادین و شکل‌گیری یک فضای فکری پرشور و هیجان‌انگیز بود.  او افزود: در همان حال که ما در تهران بودیم، جهان نیز در تکاپوی تغییری بزرگ بود؛ جریان شگفتی به نام «وودستاک» نگاه دنیا را به خود جلب کرده بود. در ادبیات و مناسبات اجتماعی، بهترین کارهای لئونارد کوهن و جون بائز شنیده می‌شد. بر پرده سینماها، دوران شکوفایی سینمای ایتالیا را می‌دیدیم؛ فیلم‌های پازولینی و فلینی را بدون سانسور و روی پرده‌های بزرگ تماشا می‌کردیم. تظاهرات دانشجویی فرانسه در جریان بود و پیکاسو هنوز در آتلیه‌اش در پاریس کار می‌کرد. در همان سال‌ها، رمان «صد سال تنهایی» چاپ شد و همه‌ ما با خواندنش، با فهم تازه‌ای از رمان، جادو و تخیل آشنا شدیم.

دبیری افزود: در دانشکده هنرهای زیبای ما، اساتید بزرگی در موسیقی، نقاشی، تئاتر و گرافیک حضور داشتند؛ کارگاه‌هایی که متاسفانه بعدها از بین رفتند. چه دوران درخشانی بود؛ دورانی که سوسن تسلیمی پرشور و شیطان، دانشجوی تئاتر بود؛ مرتضی ممیز،‌ هانیبال الخاص، مارکو گریگوریان، بهجت صدر و هرمز فرهت حضور داشتند؛ دورانی که با نام «رویاپردازان» شناخته شد. 

این هنرمند گفت: تئاتر شهر پرکار بود و نمایش‌هایی همچون «شهر قصه» و دیگر کارهای مهم روی صحنه می‌رفت. دکتر میرفندرسکی رئیس دانشکده و پری برکشلی معلم موسیقی بودند. وقتی از پله‌های ساختمان دانشکده هنرهای زیبا به سمت آتلیه‌ها می‌رفتیم، صدای تمرین‌ها و ساز زدن محمدرضا لطفی و حسین علیزاده را تمام روز می‌شنیدیم. رویین پاکباز معلم تاریخ هنر ما بود.  او گفت: در سینماها، فیلم‌های ناصر تقوایی و بهرام بیضایی را می‌دیدیم و فیلم «گاو» مهرجویی یک اتفاق بود و در همین فضا بود که مجید درخشانی عزیز و دیگر دوستان هنرمندی که از کردستان و شهرهای دیگر به تهران آمدند تا صداهای تازه‌ای را در موسیقی ایران بشنویم. 

در بخش بعدی برنامه گروه موسیقی «خورشید» به سرپرستی و آهنگسازی مجید درخشانی و خوانندگی وحید تاج در صحنه حضور پیدا کرد تا قطعه‌هایی را اجرا کند. درخشانی ضمن قدردانی از حضور چهره‌هایی همچون محمدرضا شفیعی کدکنی گفت: خواستم پیش از هر چیز، یادی کنم از عزیزانی که در سال‌های گذشته از میان ما رفتند و خاطرات خوبی را برای ما باقی گذاشتند. هر چه داریم، از آموخته‌های هنرمندان پیشکسوت است که سرمایه‌های زندگی و کار آینده ما شده‌اند. فقط خواستم این چند کلمه را با وجود بیماری، برای ادای دینی که داشتم، بیان کنم. جای هنرمندان خالی است. ‌ای کاش برای همه هنرمندان بزرگداشت برگزار می‌شد. 

در این آیین همچنین پیام تصویری رضا درخشانی هنرمند نقاش و برادر مجید درخشانی پخش شد؛ او گفت: مجید در دوره‌ای موسیقی را شروع کرد که فرصت داشت از استادانی همچون حسین علیزاده، محمدرضا لطفی و بسیاری از هنرمندان تراز اول بهره بگیرد و در نهایت، در کاروان موسیقی ایرانی همراه آنها شود. مجید در تمام این مسیر، بسیار پرکار، صادق و با اخلاص بود؛ صفاتی که نه‌ تنها در کار موسیقی که در متن زندگی شخصی‌اش نیز جاری بود. او بی‌دریغ خودش را در خدمت هنر و دیگران قرار می‌داد. 

 این هنرمند نقاش گفت: یکی از نقاط درخشان کارنامه مجید سال‌های پایانی عمر محمدرضا شجریان بود که با هم همکار شدند. این همکاری، افتخاری بزرگ در مسیر حرفه‌ای او بود که مجید آن را با سربلندی و برادری پیمود. 

حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده، نیز ضمن خرسندی از برگزاری این مراسم گفت: در دانشکده هنرهای زیبا دانشجویان تمامی رشته‌های هنری باهم بودند، این هم‌افزایی، تاثیر عمیقی بر سازندگی ذهنی و روحی ما داشت. یاد عزیزان بسیاری بخیر؛ از اساتید تاریخ هنر همچون میرفندرسکی تا دانشجویان تئاتر و موسیقی. دانشکده هنرهای زیبا، مکانی بود که در دنیای هنر و دانشگاه، شاید نظیرش کم پیدا می‌شد آن شور و انرژی سال‌های اول، شاید در ظاهر خاموش شد یا طی سال‌های مختلف به موسیقی اهانت شد اما آن هسته مرکزی که شکل گرفته بود، هرگز از بین نرفت. چه اتفاقی افتاد که این همه انرژی، در آن دوره نسبتا کوتاه، توانست تا به امروز دوام بیاورد و زنده بماند؟

این آهنگساز گفت: وقتی امروز در جامعه نگاه می‌کنیم، در نسل جوان، استعدادهای فراوانی می‌بینیم. اگر در یک زمان تاریخی، اتفاق درستی بیفتد، این استعدادها سرمایه آینده می‌شوند. امروز، در میان شما، آن تیتراژی را می‌بینم که در ذهنم ساخته بودید؛ اشک شوق و لذت برایم در هم آمیخت.  او توضیح داد: وقتی موسیقی زیبای مجید درخشانی را می‌شنویم، یاد بزرگان موسیقی که از میان ما رفتند می‌افتیم اما این جمعیت، این عشق، نشان می‌دهد که ناامیدی نباید در کار باشد. فرهنگ و هنر ایران، در طول تاریخ، بخشی از مسوولیت حفظ خود را به نسل‌ها سپرده است. 

علیزاده افزود: مجید درخشانی، در این میان، نقشی ویژه داشت. من او را تشویق کردم که مسیر آهنگسازی را ادامه دهد، چرا که استعدادی در او می‌دیدم حتی زمانی که هنوز به طور رسمی نوازنده گروه «حصار» نبود، آمد و گفت که «من سنج خواهم زد». پشتکار و عشق او، مثال‌زدنی بود. او کاری را که دوست داشت، انجام می‌داد و مهم نبود دیگران چه می‌گویند. 

حسین علیزاده گفت: امشب ما جمع شده‌ایم برای بودن، برای یادآوری پیوند عمیق‌مان با هنر و فرهنگ ایران. این جمع، نمادی از کسانی است که حافظ این تاریخ هستند. موسیقی و هنر ایران، در قلب ماست. این تصمیمات حکومتی یا سیاسی نیست که آن را از ما بگیرد. امروز، حس ایرانی بودن را بیش از هر زمان دیگری لمس می‌کنیم؛ نه فقط در جغرافیا بلکه در کلام، هویت ما، فراتر از این‌هاست.