ولی افتاد مشکل‌ها + فایل صوتی

در واقع، اصحاب سیاست زمانی فکر می‌کرده‌اند توزیع بنزین بدون تعدیل اجتناب‌ناپذیر ناشی از تورم آسان است، اما اکنون تازه متوجه شده‌اند چه مشکل‌ها که ایجاد نکرده‌اند. فقط در نظر بگیرید که دستگاه عریض و طویل بوروکراسی ایران چه اندازه وقت و انرژی و حق جلسه و حق مشاوره و حقوق و مزایای مدیران و برنامه‌ریزان و هزینه آب و برق و گاز و حمل‌ونقل همراه با راننده متحمل شده تا در مورد بنزین تصمیم‌گیری کند و در چنین زمانی طولانی همچنان سردرگم است. اصل موضوع فقط به این دلیل رخ داده است که اصحاب سیاست تصور کرده‌اند بهتر از سازوکارهای بازار تصمیم‌گیری می‌کنند و به‌جای تلاش برای رفع کاستی‌های بازار با کلیت بازار درافتاده‌اند و البته نظام انگیزشی ورای منافع هم قابل نادیده گرفتن نیست. در‌عین‌حال، این به آن معنی نیست که بازار بی‌عیب‌و‌نقص است؛ چراکه چند تن از اقتصاددانان برنده نوبل علم اقتصاد به دلیل تحقیقات در مورد نقایص بازار و چگونگی رفع آن برنده نوبل شده‌اند. اما تلاش برای رفع نقایص بازار امری جدا از نادیده گرفتن بازار است و ما گرفتار این دومی هستیم.

۲. در‌حال‌حاضر این نگرانی وجود دارد که هر گونه اصلاح قیمتی بنزین احتمالا به ناآرامی‌های سیاسی و اجتماعی منجر می‌شود. با وجود آنکه در مورد پدیده‌های سیاسی و اجتماعی به دلیل پیچیدگی آن در مقایسه با علوم طبیعی، هیچ‌چیز را نمی‌توان با قاطعیت پیش‌بینی کرد، اما احتمال اینکه اصلاحات جدی قیمتی موثر در حوزه بنزین به ناآرامی اجتماعی منجر نشود، بسیار اندک است. لذا، حتی اگر انجام این کار را اجتناب‌ناپذیر بدانیم، متاسفانه در اینکه اصلاحات قیمتی اسباب ناآرامی اجتماعی می‌شود، تردید اندکی داریم.

در حال حاضر نسبت به دوره سیاست هدف‌مندی یارانه‌ها که افزایش قیمت بنزین بدون تنش انجام شد، سطح رفاه عمومی بسیار تنزل کرده است، هم به دلیل کاهش توان رفاه (که متاسفانه تولید ناخالص داخلی در نشان دادن آن کاهش کم‌برآوردی نشان می‌دهد) و هم احتمالا به دلیل آثار توزیعی شدید تورم‌های بالای اخیر. همچنین، نسبت به سال ۱۳۹۸ نیز جمعیت بزرگ‌تری برای گذران زندگی به بنزین ارزان وابسته شده‌اند و افزایش موثر قیمت بنزین شوک تقریبا غیر‌قابل‌تحملی به آنها وارد می‌کند و آنها را آماده از دست دادن همه آنچه دارند (یعنی هیچ)، می‌کند.

۳. خوب است که نظام سیاستگذاری بداند و صادقانه به مردم بگوید که اگر ناچار است قیمت بنزین را اصلاح کند، این ناچاری در اصل از سیاست‌های خود نظام سیاستگذاری در گذشته سرچشمه گرفته است. در واقع، دولت باید بگوید این ما بوده‌ایم که تورم بالا ایجاد کرده‌ایم و کسی غیر از نظام سیاستگذاری مقصر ایجاد تورم نیست. بعد اعلام کند که تاکنون با زور قیمت بنزین را پایین نگه داشته‌‌ایم، اما اکنون زور ناتوانی مالی (اقتصاد کلان) و زور تشدید مصرف و قاچاق بنزین (اقتصاد خرد) بر زور ثابت نگه داشتن قیمت بنزین می‌چربد و قادر به جلوگیری از افزایش قیمت بنزین نیستیم.

متاسفانه بسیاری از تحلیلگران و از جمله در درون دولت و مجلس تصور می‌کنند که تاکنون لطف کرده‌اند به مردم بنزین ارزان داده‌اند و اکنون چون آن لطف اسباب ناکارآمدی است، برای کارآمدتر کردن مصرف بنزین به‌ناچار باید از مردم گرفته شود. به این اشاره نمی‌شود که علت اینکه قیمت بنزین به‌ناچار باید افزایش یابد، ناشی از کم‌لطفی شدیدی است که با ایجاد تورم بالا در حق مردم شده است. بهتر است دولت به‌صراحت بگوید ناچار است قیمت بنزین را افزایش دهد؛ چون خود با ایجاد تورم‌های بالا به مدتی طولانی، افزایش قیمت بنزین را به عنوان یک نتیجه طبیعی آن تورم‌های بالا و طولانی شکل داده و اجتناب‌ناپذیر شده است.

خوب است به‌صراحت اعلام کند که اگر قرار باشد این تورم‌های بالا تداوم یابد، بارها‌و‌بارها در آینده ناچار به افزایش قیمت بنزین خواهد بود و توان خودداری از افزایش قیمت بنزین در مقایسه با گذشته کمتر شده است. در نتیجه، اول لازم است به مردم بابت ایجاد تورم بالا که نتیجه آن افزایش اجتناب‌ناپذیر قیمت بنزین و خیلی از قیمت‌های کنترل‌شده دیگر است، واقعیت گفته شود و بعد به مردم دقیقا گفته شود چگونه تلاش خواهد شد تا در آینده با مهار تورم نیاز به افزایش‌های مکرر در قیمت بنزین نباشد. خوب است به مردم گفته شود که افزایش درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین تبدیل به منبعی برای تامین هزینه‌های زائد تشکیلات گسترده بخش عمومی نمی‌شود. خوب است به مردم، از راننده تاکسی اینترنتی گرفته تا سوخت‌بر و مردم عادی، گفته شود که مصرف بالای بنزین تقصیر آنها نیست و این نظام سیاستگذاری بوده است که با تصمیمات خود زمینه گسترش بی‌رویه مصرف بنزین و اجتناب‌ناپذیری قیمت بنزین را فراهم کرده است.

۴. بالاترین فرد مسوول در حوزه تصمیم‌گیری بنزین فرموده‌اند که قیمت بنزین لنگر تورمی است و افزایش قیمت بنزین سبب تورم می‌شود. خوب است ما تحصیل‌کرده‌ها، به‌ویژه اگر مسوول انجام کاری هستیم، قبل از آنکه اظهارنظر بکنیم و از شوق رفتن پشت دوربین شروع به تحلیل‌های عجیب‌و‌غریب کنیم، به کارشناسان اقتصادی تشکیلات خود (که الحمدالله امروزه همه دکتر هستند!) مراجعه کنیم و از آنها بخواهیم مطلبی مکتوب در اختیار ما قرار دهند و بعد اظهارنظر کنیم. کاش یک کارشناس اقتصادی دستگاه مربوطه به مقامات مربوطه می‌گفت که از سال ۱۳۹۸ قیمت بنزین هیچ تغییری نکرده است اما در همین مدت تمام رکوردهای تورمی بعد از جنگ جهانی دوم را پشت سر گذاشته‌ایم. آیا بنزین لنگر تورمی بوده و افزایش قیمت بنزین عامل این تورم‌های بالا بوده است؟ امروزه تورم یک موضوع تخصصی است و حتی کسی که تحصیل‌کرده اقتصاد است، الزاما واجد صلاحیت برای اظهارنظر در مورد تورم نیست تا چه برسد به کسی که اصول علم اقتصاد را خوب پاس نکرده است.

۵. دولت و مردم باید بدانند که ورای خیلی از طرح‌هایی که ظاهرا برای اصلاح امور مطرح می‌شود، نوعی کسب رانت نهفته است و این از پیامدهای بزرگ بودن دخالت دولت در امور (نه بزرگ بودن در انجام وظایف پایه‌ای دولت) است. به عنوان مثال، این طرح که به همه خانوارها سهمیه بنزین تعلق گیرد و بعد خانوارها به مبادله آن بپردازند، در اصل با این نیت مطرح شده است که جمعی (احتمالا درگیر در مشاوره مرتبط با اصلاحات قیمت بنزین) یک شرکت تاسیس کنند و پلتفرم یا سکویی طراحی کنند یا شاید هم طراحی کرده‌اند که مبادله بنزین از طریق آن صورت گیرد و در نتیجه کارمزد و سود بدون زحمت فراوانی نصیب آنها شود. لذا، یک اقتصاد‌خوانده اصیل باید همچنان روی این موضوع تاکید کند که باید از ایجاد پیچیدگی حول موضوع توزیع بنزین پرهیز شود و به‌تدریج از پیچیدگی حول موضوع توزیع بنزین کاسته شود. ایجاد اختلال جدید در موضوع توزیع بنزین به معنای بی‌فایده ساختن اصلاحات قیمتی و پر‌هزینه‌تر ساختن آن است.

۶. اگر چنین است، باید چه‌کار کنیم؟ چهار سال قبل پیش‌نویس طرحی را برای مراکز تصمیم‌گیری فرستادم، بدون آنکه یک ریال گرفته باشم یا خواهان پول درآوردن از پیشنهاد طرح باشم. فقط آن را نوشتم به خاطر پرهیز از مصیبتی که اکنون اصلاح قیمت بنزین برای مردم به بار خواهد آورد و در آن زمان این را حدس زده بودم. در جواب بنده گفتند خودمان طرح‌های جدی در دست بررسی داریم و به‌زودی انجام می‌شود! همچنان معتقدم آن پیش‌نویس با اندکی الحاقات کم‌دردسرترین است. دولت باید قیمت بنزین را حول عددی که کم‌و‌بیش در حال حاضر حساسیتی ایجاد نمی‌کند، شناور کند و به‌آرامی آن عددی را که حول آن شناور است، افزایش دهد تا این موضوع جا بیفتد که قیمت بنزین مانند قیمت سایر کالاها هم متاثر از شرایط عرضه و تقاضا و هم متاثر از تورم عمومی دچار تغییر خواهد شد و دیگر نیاز نخواهد بود هر چند وقت یک‌بار کل نظام تصمیم‌گیری درگیر موضوعی پیش‌پا‌افتاده شود.

در عین حال، کاهش شدید قیمت نسبی بنزین بر اثر تورم می‌تواند به دولت این امکان را بدهد که سهمیه ۶۰لیتری را حذف کند و به سهمیه ۳۰۰۰تومانی کنونی اضافه کند و معادل مابه‌التفات را به عنوان نوعی یارانه به حساب سرپرست خانوار واریز کند که پلتفرم آن هم موجود است. برای بنزین پنج‌هزار‌تومانی نیز سهمیه‌ای تعیین کند و برای کسانی که مصرف بالاتری دارند، سهمیه جدیدی با قیمت حدود ۱۰هزار تومان تعیین کند، به‌گونه‌ای‌که حتی پرمصرف‌ترین خانوارها نیز قادر به تامین بنزین باشند. ترجیح آن است که دیگر جایگاه‌ها کارت سوخت نداشته باشند و تمام مصرف بنزین از محل کارت خود شخص تامین شود که خود اسباب مفسده نباشد. به‌تدریج، قیمت‌های شناور‌شده حول مقادیر اشاره‌شده فوق طوری تعدیل می‌شوند که اصطلاحا همگرا شوند و پس از یک دوره حدودا سه‌ساله تبدیل به نرخ واحدی شوند که همچنان شناور است و با تورم پیوسته در حال تعدیل است. ممکن است طرح ساده به نظر برسد؛ اما احتمالا از طرح‌های پیچیده دردسر کمتری دارد و رانت کمتری در آن نهفته است. 

حتما جمعی خواهند گفت که کشورهای زیادی در مورد قیمت بنزین نوعی کنترل را اعمال می‌کنند. اول آنکه آن کشورها تورم‌هایی مشابه ما ایجاد نمی‌کنند و دوم اینکه انجام کار اشتباه توسط تعداد زیادی کشور به معنای درست بودن انجام آن نیست. در عین حال، همان‌طور که گفته شد، دولت می‌تواند به عنوان اینکه همه خانوارها سهمی در ثروت ملی دارند، مبلغی را از محل تعدیل قیمت بنزین به حساب سرپرست خانوار واریز کند و البته با گذشت زمان، تورم آن مبلغ را مستهلک می‌کند.  در ادامه اگر دولت‌ها دنبال خیر و صلاح مردم هستند اولا لطف کنند تورم ایجاد نکنند تا مشکل بنزین هم مطرح نشود و ثانیا درآمدهای حاصل از تعدیل قیمت بنزین را صرف آموزش و بهداشت عمومی و تدارک سایر کالاها و خدمات عمومی نمایند که مردم احساس کنند هزینه‌ای که متحمل شده‌اند، در حال برگشت به خود آنهاست.

* عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید:

حجم فایل صوتی:16.57M | مدت زمان فایل صوتی :00:12:03