بازی «صبر» پکن

بسیاری از تحلیلگران و مقام‌های چینی این وضعیت را با یک قاعده کلاسیک توضیح می‌دهند: «هرگز دشمن خود را هنگامی که در حال اشتباه است، متوقف نکن». از این منظر، ادامه درگیری می‌تواند به تضعیف تمرکز و منابع آمریکا منجر شود، بدون آنکه چین هزینه مستقیمی بپردازد. در این چارچوب، نخستین برداشت در پکن آن است که اقدام نظامی آمریکا بیش از آنکه از موضع قدرت باشد، نشانه‌ای از فشار و کاهش نفوذ است. چنین تحلیلی، با ارجاع به نمونه‌های تاریخی، این نکته را برجسته می‌کند که نمایش قدرت نظامی لزوما به معنای انسجام راهبردی نیست. از نگاه چینی‌ها، نبود یک استراتژی روشن و انعطاف در تصمیم‌گیری، می‌تواند آمریکا را در مسیری پرهزینه و فرسایشی قرار دهد.

این برداشت، پیامدهای ژئوپلیتیک مهمی دارد. اگر درگیری به طول بینجامد یا به بی‌ثباتی پایدار در منطقه منجر شود، آمریکا ناگزیر خواهد شد منابع بیشتری را در خاورمیانه صرف کند. چنین وضعیتی می‌تواند تمرکز این کشور بر شرق آسیا را کاهش دهد؛ منطقه‌ای که در محاسبات بلندمدت چین، کانون اصلی رقابت قدرت‌های بزرگ در قرن بیست‌ویکم به‌شمار می‌رود. در کنار این، افزایش نااطمینانی در بازارهای انرژی و مواد خام، هزینه‌های اقتصادی برای متحدان آمریکا را نیز بالا می‌برد. این مساله ممکن است برخی کشورها را به بازنگری در روابط خود با واشنگتن وادار کند و در عین حال، حساسیت آنها نسبت به چین را افزایش دهد. به بیان دیگر، جنگ می‌تواند به‌طور غیرمستقیم فضای مانور دیپلماتیک پکن را گسترش دهد.

دومین محور تحلیل چینی‌ها، به حوزه اقتصاد و فناوری بازمی‌گردد. این جنگ، از نگاه پکن، تاییدی بر ضرورت راهبرد «خودکفایی» در حوزه‌های حیاتی است؛ راهبردی که در سال‌های اخیر با تاکید بر امنیت زنجیره تامین، توسعه فناوری‌های بومی و کاهش وابستگی به گلوگاه‌های خارجی دنبال شده است. ایجاد ذخایر راهبردی انرژی، تنوع‌بخشی به منابع تولید برق و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نو، بخشی از این رویکرد به‌شمار می‌رود.

سومین بعد، فرصت‌های اقتصادی ناشی از بازسازی و تغییر مسیر تجارت جهانی است. در صورت کاهش تنش‌ها، کشورهای منطقه به سرمایه‌گذاری‌های گسترده برای بازسازی زیرساخت‌ها نیاز خواهند داشت؛ حوزه‌ای که شرکت‌های چینی تجربه و ظرفیت بالایی در آن دارند. همچنین، نگرانی از اختلال در مسیرهای انرژی می‌تواند تقاضا برای فناوری‌های انرژی‌های تجدیدپذیر چین را افزایش دهد؛ بخشی که با مازاد تولید نیز مواجه است.  با این حال، این خوش‌بینی در پکن بدون تردید نیست. یکی از نگرانی‌های اصلی، پیشرفت‌های نظامی آمریکا، به‌ویژه در به‌کارگیری فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی در میدان نبرد است. این تحولات، عدم قطعیت‌های جنگ را افزایش داده و محاسبات راهبردی را پیچیده‌تر می‌کند.

در کنار آن، تداوم درگیری می‌تواند پیامدهای اقتصادی منفی برای چین نیز داشته باشد. هرچند ممکن است سایر کشورها آسیب بیشتری ببینند، اما اختلال در تجارت جهانی و کاهش تقاضا، صادرات‌محور بودن اقتصاد چین را با چالش مواجه خواهد کرد. نکته مهم دیگر، یک شکاف تحلیلی در نگاه چینی‌هاست. بسیاری از تحلیل‌ها بر این فرض استوار است که آمریکا در حال تضعیف است و این روند ادامه خواهد یافت. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این کشور توانایی بالایی در بازسازی و تطبیق با شرایط جدید دارد. در مقابل، چین با چالش‌هایی همچون جمعیت سالخورده، محدودیت‌های نهادی و وابستگی به رشد اقتصادی برای حفظ ثبات داخلی مواجه است. اگرچه پکن تلاش می‌کند از تحولات جاری به‌عنوان فرصتی برای تقویت موقعیت خود بهره ببرد، اما آینده همچنان با عدم قطعیت‌های قابل‌توجهی همراه است.