نکاتی که در تحولات جدید سوریه باید مورد توجه قرار داد
راه سوم ایران در خاورمیانه
آمریکا در ۲۴ اوت ۲۰۲۶ رسما سوریه را از این فهرست خارج کرد، اقدامی که میتواند مسیر سرمایهگذاری، تعاملات مالی و بازگشت سوریه به اقتصاد بینالمللی را هموارتر کند. در همین رابطه، عرب نیوز گزارش داد که تحولات اخیر دمشق بیش از هر چیز، نمایانگر شکست نظریه «پایداری از طریق انزوا» است. این رسانه افزود که باید بر این نکته دست گذاشت که خروج سوریه از چرخه تحریمهای خفهکننده و بازگشت آن به شبکه بانکی بینالمللی، ماحصل یک معامله لحظهای یا تسلیم یکجانبه نبوده است. دمشق توانست با درک نیاز منطقهای به ثبات و لزوم بازسازی زیرساختهای ویرانشده، کارتهای بازی خود را از حوزه نظامی به حوزه دیپلماسی اقتصادی منتقل کند. در مواجهه با چنین تحولاتی، معمولا دو مسیر برای ایران مطرح میشود: تسلیم و سازش با آمریکا از یک سو، و انزوا و تقابل دائمی با غرب از سوی دیگر. اولی میتواند به از دست رفتن بخشی از استقلال و قدرت چانهزنی ایران منجر شود و دومی نیز با افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی، ظرفیتهای کشور را فرسوده میکند. مساله اصلی اما این است که نباید آینده سیاست خارجی ایران را در این دوگانه محدود کرد.
بیتردید راه سومی نیز در کار بوده و آن تعامل هوشمندانه از موضع قدرت است؛ یعنی ایران ضمن حفظ استقلال و قدرت منطقهای خود، از فرصت رفع تحریمها و بازگشت به نظام اقتصادی و سیاسی بینالمللی برای تقویت قدرت ملی استفاده کند. قدرت منطقهای ایران الزاما نباید در برابر نظم جدید خاورمیانه تعریف شود؛ بلکه میتواند به سرمایهای برای مشارکت در شکلگیری این نظم تبدیل شود. در این میان، تجربه سوریه نشان میدهد که بازگشت به عرصه بینالمللی لزوما به معنای کنار گذاشتن منافع ملی یا چشمپوشی از ظرفیتهای منطقهای نیست. ایران میتواند با حفظ عمق راهبردی و نفوذ خود، آن را از یک ابزار صرفا بازدارنده به اهرمی برای مذاکره، همکاری اقتصادی و نقشآفرینی سیاسی تبدیل کند. به بیان دیگر، قدرت منطقهای زمانی بیشترین کارآمدی را دارد که بتواند برای کشور فرصتهای اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک ایجاد کند و ایران را از بازیگری صرفا واکنشی به بازیگری موثر در طراحی ترتیبات جدید منطقه تبدیل سازد.
از این منظر، مساله اصلی برای تهران باید چگونگی مشارکت در نظم جدید خاورمیانه باشد، نه صرفا مقاومت در برابر آن یا پذیرش منفعلانه قواعدی که دیگران تعیین میکنند. مشارکت فعال به معنای آن است که ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک، ظرفیتهای اقتصادی، نفوذ منطقهای و توان دیپلماتیک خود، در شکلدهی به ترتیبات امنیتی و اقتصادی آینده سهم داشته باشد. چنین رویکردی میتواند راهی میان «سازش» و «تقابل» باز کند: نه عقبنشینی از منافع ملی و نه گرفتار شدن در چرخهای از تنش و انزوا؛ بلکه تبدیل قدرت ایران به امکان تعامل و اثرگذاری در خاورمیانهای که قواعد آن در حال بازتعریف است. خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای جدید از مناسبات امنیتی، اقتصادی و سیاسی است و این تغییر تا حد زیادی اجتنابناپذیر به نظر میرسد. بنابراین، ادامه سیاستگذاری با مفروضات مربوط به دو دهه پیش، میتواند فرصتهای راهبردی ایران را کاهش دهد. درس سوریه برای ایران نه «تسلیم» است و نه «انزوا»؛ بلکه تبدیل قدرت منطقهای به قدرت مذاکره، اقتصادی و بینالمللی و بهرهگیری از فرصتهای نظم جدید، بدون واگذاری استقلال و منافع ملی است.
عامل تعیینکننده تلآویو
اقدام آمریکا در حذف سوریه از فهرست کشورهای حامی تروریسم ناظر به این مساله است که تام باراک، نماینده ویژه رئیسجمهور ایالات متحده یا خود دونالد ترامپ باید در ماه سپتامبر گزارش رسمی به کنگره در مورد وضعیت سوریه ارائه دهد. لغو قانون تحریمها علیه سوریه مبتنی بر این نکته بوده که رئیسجمهور آمریکا هر ۶ ماه یکبار باید گزارش پیشرفت در وضعیت پرونده سوریه را ارائه دهد که این پیشرفت بر چهار معیار استوار است: یکی از معیارها مبتنی بر نقش سازنده سوریه در معادلات منطقه و تامین امنیت همسایگان است.
در همین زمینه شاهد اعمال فشار به دمشق برای ورود به پرونده لبنان هستیم. یکی دیگر از این مولفهها مشخصا تامین امنیت اسرائیل و مورد دیگر شاخص مبارزه با تروریسم از سوی دولت سوریه است. نکته مهم در این وضعیت همان پرونده اسرائیل است؛ در کنار تحولات اخیر، شاهد حمله اسرائیل به فرودگاه ابوالظهور بودیم. به طور کلی، اسرائیل با هر کشوری وارد خصومت شد، تمرکز خود را به تضعیف ژئوپلیتیک آن کشور گذاشته است. این بدان معناست که حتی تغییر نظام نیز در این مرحله برای تلآویو کافی نیست و این مساله را ما در نمونههایی چون لبنان و مصر نیز مشاهده کردهایم. به بیان دیگر، در مواجهه با کشورهای خصم، اسرائیل به سراغ منابع قدرت میرود و میکوشد که این منابع را در اختیار گرفته تا آن کشور نتواند تهدیدی برای این رژیم در آینده قابلدرک باشد. بنابراین، تا جایی که به درسهای وضعیت امروزی سوریه برای ایران مربوط میشود، باید گفت که نکته اصلی عامل تلآویو است. تا وقتی که فاکتور اسرائیل مطرح است، نمیشود از مدلسازی با سوریه برای وضعیت ایران سخن به میان آورد.
* کارشناس مسائل خاورمیانه
اهمیت بازگشت به تعامل
سیاست خارجی ایران عموما مبتنی رویکردهای حداقلی یا حداکثری بوده است. وضعیت فعلی سوریه و تحولات اخیر این کشور را باید اتفاقا در چارچوب همین رویکرد مورد خوانش قرار داد. بهرغم خروج این کشور از فهرست کشورهای تروریستی آمریکا، شاهد هستیم که دمشق شاهد نقض مداوم حاکمیت خود از سوی اسرائیل بوده و دولت الجولانی قادر نیست علیه این تحرکات دست به اقدام بزند.
بنابراین، به نظرم مقایسه وضعیت ایران با سوریه کار چندان درستی نیست. بررسی تاریخچه سیاست خارجی ایران طی سالهای اخیر نشان میدهد که ما در بزنگاههایی مهم، توانستهایم مسیر سومی ورای دوگانه انزوا/تسلیم ایجاد کنیم. به عنوان مثال، توافق هستهای برجام یکی از نمونههای موفق در این زمینه است که توانست همزمان با حفظ استقلال کشور، زمینه را برای خروج از بحران و گشایش اقتصادی و سیاسی با جهان بیرون فراهم کند. تفاهمنامه اسلامآباد هم که اخیرا میان ایران و آمریکا به امضا رسید یکی از نمونههای موفق دیگر در این زمینه است و سیاستهایی که در دولت اصلاحات و همچنین دولت سازندگی در زمینه این دست تعاملها اتخاذ شد، بهخوبی توانست راه برونرفت از دوگانه صفر و صدی را در سیاست خارجی ایجاد کند. بنابراین به نظر من، مسیر منطقی نه نگاه به سوریه، بلکه بازگشت به سیاستهایی است که کشورمان در موارد مشابه انجام داده و از آنها جواب گرفته است.
* پژوهشگر مهمان مرکز مطالعات خاورمیانه