کابوس‌ جهانی

یکی از میراث‌های آن دوران شکل‌گیری سناریویی کابوس‌وار بوده است: اینکه جریان نفتی که از خلیج فارس عبور می‌کند در نتیجه یک جنگ طولانی و ویرانگر قطع شود. نگرانی این است که چنین وضعیتی موجب جهش سرسام‌آور قیمت انرژی شده و اقتصاد جهانی را به سوی رکودی عمیق سوق دهد. از زمان آغاز جنگ در یک هفته پیش، تهران تلاش کرده است تا چنین سناریویی به واقعیت تبدیل شود. یکی از اهداف اصلی، تنگه هرمز است؛ یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان. به‌طور معمول حدود ۲۰درصد نفت جهان از این گذرگاه عبور می‌کند. اما اهمیت آن تنها به نفت محدود نیست. از سال ۱۹۹۷، خلیج فارس، به‌ویژه قطر، به یکی از منابع اصلی گاز طبیعی مایع تبدیل شده است. اکنون نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت جهانی LNG نیز از همین آبراه باریک عبور می‌کند.

در روزهای عادی، ممکن بود در هر زمان تا ۹۰ نفتکش در حال عبور از این تنگه دیده شوند. اکنون تقریباً هیچ کشتی‌ای در آن دیده نمی‌شود. هرچند بیمه‌نامه‌های حمل‌ونقل دریایی در این منطقه همچنان فعال هستند، اما حق بیمه‌های بسیار سنگینی برای ریسک جنگ به آنها افزوده شده است. چندین کشتی تجاری در خلیج فارس یا در نزدیکی تنگه هرمز با پهپاد هدف قرار گرفته‌اند و همچنان تهدید حمله قایق‌های تندرو مسلح ایران وجود دارد. بازارهای اصلی نفت و گاز خلیج فارس در گذشته اروپا و ایالات متحده بودند. اما از نظر اقتصادی، تنگه هرمز اکنون بیشتر به سمت شرق اشاره دارد؛ به این معنا که بحران کنونی در درجه نخست متوجه آسیاست. سال گذشته بیش از ۸۰ درصد نفت و ۹۰ درصد گاز طبیعی مایع صادرشده از خلیج فارس راهی آسیا شد.

این بدان معنا نیست که اختلال کنونی تنها مشکل آسیاست. بازارهای جهانی نفت و گاز با این بحران دست‌وپنجه نرم می‌کنند. تا صبح جمعه، شاخص نفت برنت حدود ۵۰ درصد بالاتر از سطحی قرار داشت که پیش از آغاز استقرار نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس بود. در همین حال خریداران آسیایی که از محموله‌های قطری محروم شده‌اند، در بازار لحظه‌ای LNG در آسیا قیمت‌ها را بالا برده‌اند تا عمدتا محموله‌های آمریکایی را از مسیر اروپا به سمت خود جذب کنند. قیمت لحظه‌ای LNG در آسیا از زمان آغاز جنگ تقریبا دو برابر شده و قیمت گاز طبیعی در اروپا نیز حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است؛ وضعیتی که فشار تازه‌ای بر اقتصاد اروپا وارد می‌کند. علاوه بر این، اروپا و آفریقا برای بخش قابل توجهی از سوخت جت خود به خلیج فارس وابسته‌اند. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، فشار صعودی بر قیمت‌ها بیشتر خواهد شد. کمبودها در آسیا نیز به‌زودی در پمپ‌بنزین‌های آمریکای شمالی خود را نشان خواهد داد.

در حال حاضر عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز متوقف شده است. اما دشوارترین سناریو زمانی رخ می‌دهد که زیرساخت‌های انرژی به‌شدت آسیب ببینند و این تنگه برای مدت طولانی بسته بماند. چنین وضعیتی نگرانی‌ها درباره کمبودهای بلندمدت عرضه را تشدید خواهد کرد. با این حال، این بحران در جهانی در حال رخ دادن است که در آن نظام جهانی نفت و گاز نسبت به دهه‌های گذشته انعطاف‌پذیرتر و متنوع‌تر شده است. ایران زمانی یکی از تأمین‌کنندگان اصلی نفت جهان بود، اما دیگر چنین نیست. صادرات نفت این کشور که تحت فشار تحریم‌ها قرار دارد، اکنون کمتر از ۲ درصد عرضه جهانی را تشکیل می‌دهد و بیشتر آن نیز با تخفیف به چین فروخته می‌شود.

تغییری مشابه در ونزوئلا نیز رخ داده است. کشوری که زمانی ستاره صنعت نفت جهان و یکی از بنیان‌گذاران اوپک بود، امروز به‌سختی می‌توان آن را یک دولت نفتی نامید. تولید نفت آن حتی از ایالت داکوتای شمالی در آمریکا کمتر است و تنها یک‌چهارم تولید همسایه‌اش برزیل به شمار می‌رود. اما بزرگ‌ترین تحول در ایالات متحده رخ داده است. کمتر از دو دهه پیش آمریکا بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان بود؛ اکنون بزرگ‌ترین تولیدکننده آن است. تنها ده سال پیش آمریکا نخستین محموله LNG خود را صادر کرد، اما امروز بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی مایع در جهان به شمار می‌رود.

روسیه نیز با وجود تحریم‌ها و محدودیت‌های قیمتی همچنان صادرکننده بزرگ نفت باقی مانده است. با این حال، عرضه‌های جدید آمریکا زمانی حیاتی شد که ولادیمیر پوتین کوشید با قطع صادرات گاز طبیعی به اروپا از «سلاح انرژی» استفاده کند. هدف او وارد کردن فشار اقتصادی کافی برای فروپاشی ائتلاف حامی اوکراین بود. اما این تلاش شکست خورد؛ یکی از دلایل آن این بود که LNG آمریکا توانست بخش قابل‌توجهی از گاز روسیه را که صادراتش متوقف شده بود جایگزین کند. در مجموع، انقلاب شیل نوعی ثبات تازه به بازارهای جهانی انرژی بخشیده است. تاب‌آوری بازار انرژی اشکال دیگری نیز دارد. چین در سال‌های اخیر حجم عظیمی نفت در ذخایر خود انباشته کرده و اکنون می‌تواند از آن استفاده کند. همچنین کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی همگی ذخایر راهبردی انرژی در اختیار دارند. این اختلال بار دیگر اهمیت امنیت انرژی و پیوند نزدیک آن با امنیت ملی را نشان می‌دهد.

در سطح زیرساختی نیز ظرفیت‌هایی وجود دارد. کشورهای خلیج فارس مدت‌هاست دریافته‌اند که تنگه هرمز برای آن‌ها یک ریسک بزرگ محسوب می‌شود. عربستان سعودی با دوراندیشی شبکه‌ای از خطوط لوله ساخته است که از شرق به غرب، نفت را از خلیج فارس به دریای سرخ منتقل می‌کنند. ابوظبی نیز خط لوله کوچک‌تری ساخته که به موازات تنگه هرمز امتداد دارد. قیمت‌های فعلی نفت که در محدوده ۹۰ دلار قرار دارند هنوز به سناریوی بدترین حالت نرسیده‌اند. با این حال، جهان در حال حاضر با بزرگ‌ترین اختلال در تولید نفت در تاریخ و همچنین شوکی بزرگ در بازار جهانی گاز مواجه است. پرسش اساسی برای بازارهای جهانی انرژی اکنون این است که این جنگ انفجاری چه مدت ادامه خواهد داشت.

*   مورخ اقتصادی حوزه انرژی