جنگ و انسداد تنگه هرمز، جهان را در مسیر تورم و رکود قرار داده است؛
بحران خلیج فارس و سایه کمبود انرژی بر اقتصاد جهان
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: تشدید درگیریها در خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را وارد مرحله تازهای از فشارهای انرژی و کمبود عرضه کرده است؛ وضعیتی که میتواند به افزایش تورم، اختلال در زنجیره تامین و تشدید خطر رکود در اقتصادهای بزرگ منجر شود.
توقف عبور نفتکشها از اواخر فوریه، فقط صادرات نفت خام را مختل نکرده، بلکه جریان انتقال گاز طبیعی مایع، فرآوردههای پالایشی و مواد اولیه حیاتی صنایع را نیز تحت تاثیر قرار داده است. اکنون، پس از هفتهها اتکا به ذخایر و مدیریت موقت بازار، نشانههای کمبود واقعی در برخی کالاهای استراتژیک به تدریج آشکار میشود.
در هفتههای گذشته، بازارهای نفت تلاش کردهاند تصویری نسبتا آرام از آینده ارائه دهند. قیمتهای بازار آتی نفت هنوز نشان میدهد معاملهگران به بازگشایی مسیرهای صادراتی و کاهش تنشها امیدوارند. با این حال، تجربه بحرانهای انرژی گذشته نشان میدهد بازارها همیشه توان پیشبینی دقیق تحولات ژئوپلیتیک را ندارند.
مسئله کنونی نیز تنها به توقف صادرات نفت خام محدود نیست؛ بلکه آسیب به پالایشگاهها،زیرساختهای انرژی و مسیرهای حملونقل، ابعاد بحران را پیچیدهترکرده است.
براساس گزارش فایننشال تایمز، نیک باتلر، مدیر پیشین بخش راهبرد و سیاستگذاری شرکت نفتی بیپی و پژوهشگر کالج کینگ لندن، معتقد است تبعات اصلی بحران تازه در حال آشکار شدن است. به گفته او، حملات به زیرساختهای انرژی در خلیج فارس خسارتهای قابلتوجهی برجای گذاشته است. دستکم هشت پالایشگاه مهم منطقه بهطور کامل یا جزئی از مدار خارج شدهاند و بخشی از تاسیسات گاز مایع قطر نیز آسیب دیده است. هنوز زمان لازم برای بازسازی این زیرساختها مشخص نیست.
ابعاد بحران اما فراتر از نفت خام است. کشورهای حاشیه خلیج فارس روزانه میلیونها بشکه فرآورده پالایششده مانند دیزل، سوخت جت، بنزین و نفتا به بازارهای آسیایی و اروپایی صادر میکردند. اینمحصولات بهسادگی قابل جایگزینی نیستند، زیرا هر پالایشگاه برای نوع مشخصی از نفت طراحی شده است. به همین دلیل، حتی برخی کشورهای تولیدکننده نفت نیز در برابر بحران فعلی آسیبپذیر ماندهاند. ایالات متحده اگرچه صادرکننده خالص نفت محسوب میشود، اما پالایشگاههای این کشور همچنان به واردات برخی انواع نفت خام وابسته هستند.
تا اینجا بخشی از فشار بازار از طریق برداشت سریع از ذخایراستراتژیک کنترل شده است. اما ذخایر محدود هستند و امکان افزایش سریع تولید در خارج از خلیج فارس نیز وجود ندارد. بخش عمده ظرفیت مازاد تولید نفت جهان همچنان در همین منطقه متمرکز است. روسیه شاید یکی از معدود گزینههای جایگزین باشد، اما ظرفیت اضافی آن محدود است و ملاحظات سیاسی نیز مانع استفاده گسترده از این ظرفیت میشود. خطوط لوله جایگزین در عربستان و عمان نیزتوان انتقال محدودی دارند و توسعه آنها زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
در اروپا نیز وضعیت پیچیدهتر شده است. ظرفیت پالایشگاهی این قاره طی سالهای اخیر کاهش یافته و احیای سریع آن ممکن نیست. سرمایهگذاری برای ساخت پالایشگاههای جدید علاوه بر هزینه سنگین، با ریسکهای بالای سیاسی و اقتصادی همراه است. به همین دلیل،حتی اگر بخشی از صادرات نفت خام از سر گرفته شود، بازگشت بازار فرآوردههای نفتی به شرایط عادی زمان زیادی خواهد برد.
پیامدهای بحران تنها به بخش انرژی محدود نمیشود. صادرات هلیوم، متانول، آمونیاک، فسفات و اوره نیز با اختلال مواجه شده است. کاهش عرضه هلیوم میتواند تولید جهانی ریزتراشهها را تحت تاثیر قرار دهد و کمبود کودهای شیمیایی نیز تهدیدی برای تولید غذا در جهان محسوب میشود. همزمان، تغییر مسیر کشتیها و استفاده از مسیرهای طولانیتر، هزینه حملونقل جهانی را افزایش داده است. هزاران ملوان نیز همچنان در آبهای خلیج فارس گرفتار ماندهاند.
با این حال، بازارهای مالی هنوز امیدوارند فشار اقتصادی در نهایت طرفهای درگیر را به سمت توافق و بازگشایی تنگه هرمز سوق دهد. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا چنین توافقی بهسادگی امکانپذیرخواهد بود؟ دولت آمریکا همچنان تاکید میکند که موضوع برنامه هستهای ایران، اولویت اصلی واشنگتن است. در مقابل، تهران نیز احتمالا بدون دریافت تضمینهای روشن و پایدار، حاضر به کنار گذاشتن اهرمهای فشار خود نخواهد بود. همین مسئله احتمال تداوم تنشها را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، خوشبینی بازارهای نفتی شاید بیش از آنکه بر واقعیتهای اقتصادی استوار باشد، بر امید به تحولات سیاسی تکیه دارد. اگر بحران طولانی شود، جهان با جهش شدید قیمت انرژی، افزایش انتظارات تورمی، رشد نرخهای بهره و در نهایت رکودی سنگین روبهرو خواهد شد. فاتح بیرول، مدیر آژانس بینالمللی انرژی، هشدار داده است که جهان ممکن است وارد بزرگترین بحران انرژی تاریخ شود؛ هشداری که با ادامه وضعیت فعلی، هر روز واقعیتر به نظر میرسد.