رقابت آسیایی برای زیست‌سوخت‌ها

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: شوک تازه در بازار انرژی جهان، کشورهای آسیایی را به سمت بازتعریف سیاست‌های سوختی خود سوق داده است. وضعیت فعلی تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز و افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت عرضه انرژی، دولت‌های آسیایی را وادار کرده تا همزمان با تنوع‌بخشی به منابع واردات نفت، استفاده از زیست‌سوخت‌ها را نیز با سرعت بیشتری گسترش دهند.

اکنون از اندونزی تا هند و ویتنام، برنامه‌های جدیدی برای افزایش ترکیب سوخت‌های گیاهی با بنزین و گازوئیل در حال اجراست؛ اقدامی که در ظاهر می‌تواند وابستگی به نفت وارداتی را کاهش دهد، اما در عمل ممکن است بحران دیگری را در بازار غذا رقم بزند.

وابستگی بالای اقتصادهای آسیایی به واردات انرژی باعث شده هر تنش ژئوپلیتیک در خاورمیانه مستقیما به تهدیدی برای ثبات اقتصادی این کشورها تبدیل شود. به همین دلیل، دولت‌ها علاوه بر جست‌وجوی تامین‌کنندگان جدید نفت در آفریقا و آمریکای لاتین، تلاش می‌کنند بخشی از نیاز سوختی خود را از طریق محصولات کشاورزی تامین کنند. در نگاه سیاستگذاران، این راهکار می‌تواند هم وابستگی ارزی را کاهش دهد و هم فشار ناشی از نوسانات قیمت نفت را کم کند.

براساس گزارش فایننشال تایمز، اندونزی قصد دارد از ابتدای ژوئیه طرح B۵۰ را اجرا کند؛ طرحی که براساس آن، نیمی از گازوئیل مصرفی از روغن پالم تولید خواهد شد. ویتنام نیز فروش بنزین E۱۰ را آغاز کرده و هند بعد از اجرای طرح E۲۰، اکنون به دنبال ترکیب‌های قوی‌تر اتانول و بنزین است. این سیاست‌ها بخشی از راهبرد گسترده‌تر آسیا برای مقابله با شوک‌های انرژی و کاهش وابستگی به واردات نفت به شمار می‌رود.

مزیت اصلی زیست‌سوخت‌ها برای دولت‌های آسیایی، کاهش هزینه واردات انرژی است. اندونزی تخمین می‌زند اجرای طرح B۵۰ سالانه میلیاردها دلار از یارانه سوخت و واردات گازوئیل بکاهد. هند نیز اعلام کرده توسعه اتانول در سال‌های اخیر صرفه‌جویی ارزی قابل‌توجهی برای این کشور به همراه داشته است. در شرایطی که بسیاری از اقتصادهای نوظهور با کمبود منابع ارزی و فشار بودجه‌ای مواجه‌اند، چنین صرفه‌جویی‌هایی برای سیاستگذاران اهمیت زیادی دارد.

با این حال، زیست‌سوخت‌ها تنها یک راه‌حل فنی برای بحران انرژی نیستند؛ بلکه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای دارند. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، رقابت میان تولید غذا و تولید سوخت است. زمانی که زمین‌های کشاورزی به جای تامین مواد غذایی، در خدمت تولید اتانول یا بیودیزل قرار گیرند، عرضه مواد غذایی کاهش یافته و قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند. تجربه هند در انتقال بخشی از ذخایر برنج به برنامه تولید اتانول، نمونه‌ای روشن از این روند است.

در کشورهای جنوب شرق آسیا نیز نگرانی‌ها درباره اثرات تورمی این سیاست‌ها رو به افزایش است. در فیلیپین حتی بحث توقف موقت الزام استفاده از بیودیزل مبتنی بر نارگیل مطرح شده، زیرا دولت نگران رشد قیمت روغن خوراکی و فشار بیشتر بر مصرف‌کنندگان است. این موضوع نشان می‌دهد که امنیت انرژی و امنیت غذایی، بیش از گذشته به یکدیگر گره خورده‌اند و سیاستگذاری در یکی از این حوزه‌ها می‌تواند دیگری را تحت تاثیر قرار دهد.

پیامدهای این روند تنها محدود به مرزهای ملی نیست. اگر اندونزی سهم بیشتری از روغن پالم را به تولید سوخت اختصاص دهد، صادرات این محصول کاهش می‌یابد و بازار جهانی روغن خوراکی با کمبود و افزایش قیمت مواجه می‌شود. این مساله می‌تواند کشورهای واردکننده مواد غذایی را با موج تازه‌ای از تورم روبه‌رو کند؛ به‌ویژه در شرایطی که تنش‌های خاورمیانه همزمان هزینه کودهای شیمیایی و حمل‌ونقل را افزایش داده است.

در واقع، آسیا اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که باید میان دو اولویت دشوار تعادل برقرار کند: امنیت انرژی و ثبات غذایی. زیست‌سوخت‌ها در کوتاه‌مدت می‌توانند بخشی از فشار ناشی از بحران نفت را کاهش دهند، اما اگر بدون برنامه‌ریزی دقیق توسعه پیدا کنند، احتمال دارد بحران تازه‌ای در بازار غذا ایجاد شود. به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند گذار انرژی تنها زمانی موفق خواهد بود که همزمان با توسعه سوخت‌های جایگزین، بهره‌وری کشاورزی و مدیریت زنجیره غذایی نیز تقویت شود./