شکست سیاسی دامنه‌دار از روسیه گور اوزلی

مصالحه گلستان که در نهایت صورت عهدنامه به خود پذیرفت، پیامد هم‌کنشی سه عامل متفاوت، یعنی اقتدار متزلزل حاکمیت قاجار، جنگ با روسیه، و سرانجام، سیاست محافظه‌کار و موقعیت‌نگر انگلیسی‌ها در قبال ایران بود. در زمستان سال‌ ۱۸۱۱/۱۲۲۶ گور اوزلی (Gore Ouseley)، سفیر انگلیس، روانه تهران شد تا مقطعی مهم و حیاتی از سیاست «تماس با ایران»را مدیریت کند.از سال ۱۲۱۵/۱۸۰۰-۱۸۰۱ که جان مالکم به نمایندگی از کمپانی هند شرقی به دربار قاجار آمد تا زمینه انعقاد یک قرارداد سیاسی - تجاری را فراهم کند، دور جدید و متفاوتی از مناسبات میان انگلیسی‌ها و ایرانی‎‌ها آغاز شده بود. 

دو سال پیش از آن تاریخ مهدی‌علی‌خان، تاجری ایرانی و مقیم هند مامور دربار شاه قاجار شده بود. هدف از گسیل وی زمینه‎‌چینی یک رابطه تجاری میان کمپانی و ایران بود، اما گسیل مالکم هدفی متفاوت داشت و کمپانی با درک تهدیدی که از ناحیه زمان‌شاه درانی و ناپلئون متوجه مستعمره‌اش بود، وی را به دربار ایران گسیل کرده بود. مالکم که نماینده کمپانی بود و نه پادشاه انگلستان، کوشید با ریخت‌و‌پاشی سخاوتمندانه پایگاه کمپانی را در نگاه دربار ایران بلندمرتبه جلوه دهد. دستاورد سفارت وی انعقاد دو قرارداد تجاری و سیاسی بود که تعهداتی متقابل را برای دو طرف ایجاب می‌کرد.

هارفورد جونز، سفیر بعدی، در مقایسه با مالکم امتیازات مهمی داشت. او در وهله نخست خود را سفیر پادشاه انگلیس می‎‌دانست و همزمان از نفوذ چشم‌گیری در میان تجار فارس و خاندان زند برخوردار بود. نفوذی که باعث می‌شد حضورش در ایالات جنوبی مایه تشویش و نگرانی دربار قاجار باشد. دستاورد سفارت جونز، تنظیم عهدنامه جدیدی بود که به «مجمل» شهرت یافت و قرار بود در آینده نهایی شود.

 تدبیری موقت در شرایط اضطراری که هدف اصلی از آن حفظ منافع بریتانیا در ایران و دفع تهدید فوری فرانسه بود. اوزلی کم‌کم همه‌کاره و معتمد شاه برای پیشبرد مذاکرات با روس‌ها شد. او شاه را بر آن داشت تا میرزاابولحسن‌خان ایلچی را به عنوان نماینده مختار ایران در مذاکرات گلستان نامزد کند. فرمانی که شاه در این رابطه صادر کرد، با تاکید بر «اراده دو دولت بر مصلحت امور و رفاه جمهور و رفع کلفت و حصول الفت» و اشاره به تمایل «سردار و امین دولت روسیه» و «ماموریت و اختیار کلی» او در استقرار صلح، برای ایلچی نیز «اختیار کلی» قائل شده، از وی انتظار داشت «اول برای گفت‌وگوی مصالحه و مسالمه، متارکه پنجاه‌روزه کرده بعد با اختیار تمام و کفایت وافی به‌ انجام کار مسالمت پردازد و حجتی متضمن اصول مصلحت و فصول لازمه و مواد وداد و شروط اتحاد گرفته و داده و بنیادی محکم درکار مطابقت نهاده باطن و ظاهر دقایق و حقایق این مهم مبارک را به‌نظر صلاح‌اندیشی ملحوظ دارد...».  در پایان نیز به وی اطمینان داده بود که «مواد و فصولی را که به‌مقتضای مصلحت انجام می‌دهد در حضرت همایون مقرون بامضا و قبول داند». 

ایلچی در سلخ رمضان ۱۲۲۸ با این اختیار تام، در مذاکرات مقدماتی با نماینده رتیشچف حاضر شد. روس‌ها نگران دخالت دوباره دارالسلطنه تبریز در ماجرا و برهم خوردن روند مصالحه بودند. اوزلی در روسیه بود که هنری الیس، جانشین وی با ماموریت انعقاد نهایی عهدنامه مفصل به ایران آمد. پیش از این طبق دستوری به اوزلی توصیه شده بود که صورت پیش‌نویس پیشنهادی خود را برمبنای عهدنامه مجمل اصلاح کند. این دستور تاکید ویژه‌ای بر حذف برخی بندهای پیش‌نویس پیشنهادی اوزلی داشت. از جمله بند هفتم که ناظر بر تاسیس نیروی دریایی در دریای خزر توسط بریتانیا بود و با مناسبات انگلستان و روسیه سازگاری نداشت و بند یازدهم که به پیشنهاد حمایت از جانشینی عباس‌میرزا مربوط می‌شد.  ماموریت الیس و موریه تعدیل بیشتر این پیش‌نویس با هدف تامین حداکثر منافع بریتانیا در ایران بود.

این در حالی بود که اوزلی، چنان که دولت قاجار نیز مدعی بود، سفیر فوق‌العاده و مختار انگلستان و تعهدات وی در حکم تعهد دولت متبوع‌اش بود. بدین‌ترتیب، ضعف ساختاری حاکمیت قاجار در مواجهه با روسیه، ناآگاهی شاه و برخی وزیران‌ او از ظرایف کار دیپلماسی، و وابستگی زیاد دولت به انگستان، زمینه یک شکست سیاسی دامنه‌دار از روسیه را در این مقطع تاریخی فراهم کرد. ایرانی‌ها که به قول‌های اوزلی و بزرگ‌منشی تزار برای بازپس‌گیری بخشی از ایالات اشغالی دل خوش کرده بودند، بسیار دیر به حقیقت ماجرا پی‌بردند. در آن زمان مدت‌ها بود که اوزلی پس از دریافت نشان «سنت الکساندر» روسیه را ترک کرده بود.حکومت قاجار در بدو تاسیس، در برابر چشم‌انداز بی‌سابقه‌ای از مناسبات بین‌المللی قرار گرفت که زمینه یک تجربه دیپلماتیک را برای این دولت فراهم کرد. عواملی چون موقعیت راهبردی ایران در همسایگی هندوستان، جنگ‌های ناپلئونی، نیاز به شناسایی حکومت استعماری هند و توسعه مناسبات سیاسی و تجاری با همسایگان دولت بریتانیا را واداشت به ایران توجه کند.

از سوی دیگر، دولت قاجار نیز که دست‌کم در آغاز قرن سیزدهم/ نوزدهم هنوز فاصله زیادی تا تثبیت نهایی اقتدارش بر ایران داشت، به‌رغم بدبینی و بدگمانی نسبت به اهداف انگلیسی‌ها، از توسعه مناسباتی که می‌توانست به ارتقای جایگاه سیاسی‌اش کمک کند استقبال کرد. این رویکرد، زمانی که حکومت قاجار در برابر تهدید اساسی امپراتوری تزاری قرار گرفت، با جدیت بیشتری دنبال شد. زمانی که ناپلئون با عبور از بحران اسپانیا و گشودن جبهه شرق مرحله جدیدی از لشکرکشی‌های خود را آغازید، کلکته و لندن در مورد ضرورت توجه جدی‌تر به تهران به توافق رسیدند. محصول این توافق سفارت گور اوزلی بود. نتیجه این مرحله از تماس با انگلستان برای قاجارها عینی‌تر بود. دریافت بخشی از یارانه جنگی و حضور افسران انگلیسی خیلی زود به تقویت موضع ایران در برابر روسیه انجامید. درهمان حال، نفوذ اوزلی در دربار فتحعلی‌شاه نیز به نحو موثری ارتقاء یافت. 

در سال ۱۲۲۸/۱۸۱۲، به دنبال یورش ناپلئون به روسیه و صلح بریتانیا با آن کشور، اوزلی در موقعیت بغرنجی قرار گرفت. وی می‌بایست دولت قاجار را به صلح با روس‌ها اقناع می‌کرد. لیکن شرایط موردنظر دو طرف برای صلح اختلاف زیادی داشت. شاه برمبنای تعهد انگلستان به پرداخت یارانه و کمک نظامی به ایران، تمایلی به صلح موردنظر روس‌ها نداشت. روس‌ها نیز قصدی مبنی بر استرداد سرزمین‌های اشغالی نداشتند. تدبیر اوزلی در چنین موقعیتی تهدید شاه به قطع رابطه و در همان حال تعهد بی‌پایه‌ای مبنی بر تلاش برای اقناع تزار به واگذاری بخشی از این سرزمین‌ها بود. 

در این راستا، اوزلی و رتیشچف توافق کردند که به‌منظور جلب اعتماد دولت قاجار در پیش‌نویس عهدنامه صلح، بندی گنجانده شود که تعیین تکلیف بخشی از نواحی اشغالی به نتیجه مذاکرات ایلچی با تزار وانهاده شود.   زمانی که خطر ناپلئون رسما فروکش کرد، انگلستان زیان‌دیده از این بحران، ضرورتی نمی‌دید که بار دیگر به خواست ایران در مورد لزوم عمل به تعهدات وزیرمختار خود توجه کند و مساله‌ ایران و روسیه را امری مربوط به دو کشور تشخیص داد. تکاپوهای دیپلماتیک حکومت قاجار نیز برای واداشتن آن کشور به قبول مسوولیت خود در این مناقشه، راه به جایی نبرد.

از مقاله‌ای به‌قلم جواد مرشدلو، دانش‌آموخته دکترای تاریخ دانشگاه تهران