خصوصی‌سازی؛ راهی برای رشد

از میانه دهه ۱۹۷۰ میلادی، تلاش‌های گسترده‌ای صورت گرفت تا کارآمدی در صنعت‌های مختلف افزایش پیدا کرده و استراتژی‌های متنوعی برای حل مشکلاتی که در مقابل سازمان‌های دولتی قرار داشت، در پیش گرفته شد. یکی از مهمترین راه‌هایی که در این مورد پی گرفته شد، آزادسازی اقتصادی شرکت‌های وابسته به دولت‌ها و آغاز فرآیند خصوصی‌سازی بود. این روش به گونه‌ای گسترده توسط کشورهای مختلف در پیش گرفته شد به گونه‌ای که امروز کمتر کشوری را می‌توان یافت که دست به اصلاحاتی این‌ چنینی نزده باشد. در دهه‌های ۱۹۸۰ میلادی و دهه‌های بعدی نیز این مساله روند رو به رشد خود را پیمود و به مرور از اهمیت بیشتری برخوردار شد. در کشورهای توسعه یافته، ارزش افزوده صنعت ورزش و به خصوص فوتبال مورد توجه خاصی قرار دارد.

به رغم تمام آنچه گفته شد، در ایران هنوز خصوصی‌سازی رشد خاصی نکرده است و دامنه صنعت ورزش و به خصوص فوتبال نیز از این موضوع دور نمانده است. برخی از موانع اساسی که در ایران موجب این رویداد شده‌اند، نشان دهنده نقش بسیار پررنگ دولت در اقتصاد و فوتبال و عدم حضور فعال بخش خصوصی، حضور شرکت‌های دولتی در فعالیت‌های غیرضروری اقتصادی، رقابت‌پذیری اندک اقتصادی، برخی ناکارآمدی‌ها در بازار و فقدان توزیع مناسب منابع و فرصت‌ها بین بخش دولتی و خصوصی است. در سطح جهان نیز برای حل این معضل چند روش وجود دارد. یکی از آنها که در چین نیز کاربرد داشته است، قرار داشتن سهام باشگاه‌ها در بورس است. با این وجود انواع دیگری از واگذاری باشگاه‌ها به بخش خصوصی نیز وجود دارند که با توجه به شرایط کشورها به کار گرفته می‌شوند.

 

اهمیت خصوصی‌سازی ورزش

در کشورهای توسعه‌ یافته، ارزش افزوده صنعت ورزش برای اقتصاد آن کشور مهم بوده و بخشی از تولید ناخالص داخلی کشورها را تشکیل می‌دهد و افزون بر آن در ایجاد درآمد برای آن مثمر ثمر است. شاید بتوان مهم‌ترین بخش از صنعت ورزش و در واقع هسته آن را باشگاه‌های ورزشی به حساب آورد که قطعا باید با رویکردی اقتصادی مدیریت شده و تا حدود زیادی مشابه با یک بنگاه اقتصادی رفتار کنند. در صورتی که چنین مدیریت هزینه‌ای انجام نشود و باشگاه‌ها عمدتا از منابع دولتی برای تامین مخارج خود استفاده کنند، علاوه بر تحمیل هزینه بر دوش دولت و تخصیص منابع به ناکارآمدی‌های موجود در آنها و کاهش بودجه‌ دولت برای مصرف در سایر بخش‌‌های اساسی‌، انگیزه‌ای نیز برای توسعه این صنعت وجود نخواهد داشت. البته پیش‌ شرط‌هایی در این خصوص وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرند و نباید خصوصی‌سازی بدون توجه به برخی موارد در دستور کار قرار بگیرد. یکی از مسائل مهم و کلیدی که باید به آن دقت شود، مباحث درآمدی و تامین مالی باشگاه‌ها است.

خصوصی‌سازی اگر به گونه‌ای اعمال شود که مسائلی همچون حق پخش تلویزیونی، درآمدهای حاصل از فروش متفرعات ورزشی باشگاه و هواداران آنها و مواردی دیگر را برای درآمدزایی باشگاه‌ها در نظر بگیرد، گام بزرگی برای صنعت فوتبال برخواهد داشت. تامین مالی باشگاه‌ها اگر به درستی انجام شود، نیاز به مخارج کلان دولتی در باشگاه‌ها را از میان می‌برد و با ایجاد انگیزه برای بخش خصوصی از هدررفت منابع تا حدود زیادی جلوگیری می‌کند. همچنین این امر در مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی نقش مهمی خواهد داشت.