فشار قیمت اسید بر استحصال

این مساله به‌ویژه برای واحدهای مس و روی که از روش لیچینگ استفاده می‌کنند اهمیت دارد؛ زیرا اسید سولفوریک یکی از نهاده‌های اصلی این فرآیند است و افزایش قیمت آن می‌تواند هزینه استحصال را بالا ببرد. در این ساختار، افزایش قیمت یک نهاده صرفا به معنای رشد یک قلم هزینه نیست، بلکه می‌تواند حاشیه سود واحد تولیدی را کاهش دهد و تصمیم‌گیری برای ادامه فعالیت یا سرمایه‌گذاری جدید را تحت‌تاثیر قرار دهد. مساله اما تنها به قیمت نهاده‌ها محدود نمی‌شود.

نحوه عرضه این مواد نیز در شکل‌گیری قیمت نهایی نقش دارد. زمانی که عرضه یک ماده پایین‌تر از تقاضای مصرف‌کنندگان واقعی باشد، رقابت برای خرید افزایش پیدا می‌کند و بخشی از هزینه ناشی از این رقابت به تولیدکننده منتقل می‌شود. از سوی دیگر، اگر تولیدکننده محصول نهایی خود را در بازاری با الزامات قیمتی و عرضه‌ای متفاوت عرضه کند، عدم تعادل میان دو سوی زنجیره می‌تواند فشار بیشتری بر حاشیه سود وارد کند. فعالان صنعت سرب و روی معتقدند اصلاح این وضعیت بیش از آنکه به مداخله مستقیم در قیمت‌ها نیاز داشته باشد، به افزایش عرضه، شناسایی مصرف‌کننده واقعی و ایجاد سازوکاری شفاف برای کشف قیمت نیاز دارد. مسیری که می‌تواند هم دسترسی صنایع به مواد اولیه را بهبود دهد و هم از انتقال هزینه‌های واسطه‌گری به تولید جلوگیری کند.

  افزایش هزینه مواد مصرفی معادن

وحید اسلامیان، عضو کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران با اشاره به افزایش قیمت مواد مصرفی در بخش معدن به «دنیای‌اقتصاد» گفت: پس از مواد ناریه، اسید سولفوریک و گوگرد از مهم‌ترین مواد مصرفی در معادن مس و روی هستند که افزایش قیمت آنها در ماه‌های اخیر، فشار قابل‌توجهی به هزینه‌های تولید وارد کرده است. وی اظهار کرد: اسید سولفوریک مورد استفاده در صنایع معدنی به روش‌های مختلف تولید می‌شود؛ بخشی از آن از فرآیند استحصال و گازهای خروجی شرکت‌های مس تولید می‌شود و بخشی نیز از گوگرد به‌دست می‌آید. با توجه به افزایش قیمت جهانی گوگرد و تحولات قیمتی در منطقه، قیمت این مواد نیز افزایش پیدا کرده است. با این حال، نمی‌توان صرفا با هدف نزدیک کردن قیمت داخلی به قیمت‌های جهانی، هزینه این ماده را افزایش داد؛ چراکه چنین سیاستی مستقیما بر توان تولید معادن اثر می‌گذارد.

وی با اشاره به شرایط فعلی فعالیت‌های معدنی ادامه داد: اگر قرار است توسعه معدنی کشور مطابق برنامه هفتم پیش برود و از ظرفیت معادن برای رشد اقتصادی استفاده شود، نمی‌توان با قیمت‌های نامتعارف مواد اولیه و نهاده‌های تولید، انتظار توسعه این بخش را داشت. افزایش هزینه‌ها در شرایط فعلی، هم ادامه فعالیت معادن موجود و هم راه‌اندازی و توسعه پروژه‌های جدید را دشوار می‌کند. اسلامیان درباره تاثیر قیمت اسید سولفوریک بر معادن مس گفت: بیشترین فشار افزایش قیمت اسید بر معادن مس و به ‌ویژه معادن لیچینگ وارد شده است. در معادن مس، سهم اسید سولفوریک از قیمت تمام‌شده تولید در برخی واحدهای لیچینگ به حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد می‌رسد. یعنی بخش قابل‌توجهی از هزینه استحصال ماده معدنی، مستقیما به مصرف اسید مربوط می‌شود. بنابراین وقتی قیمت اسید افزایش پیدا می‌کند، حاشیه اقتصادی این معادن به ‌شدت کاهش می‌یابد و حتی ادامه فعالیت برخی واحدها را با مشکل مواجه می‌کند. با این وضعیت تاب‌آوری اقتصادی معادن کاهش پیدا می‌کند و اگر این روند ادامه داشته باشد، برخی واحدهای معدنی، به‌خصوص معادن لیچینگ مس، ممکن است با محدودیت در تولید یا حتی توقف فعالیت مواجه شوند. در کنار اینها ما شاهد افزایش هزینه سوخت و فرسودگی ماشین‌آلات هستیم و این فشار را بر معادن مضاعف می‌کند.

اسلامیان همچنین درباره نحوه عرضه اسید سولفوریک در بورس گفت: در حال حاضر بخشی از عرضه اسید توسط واحدهای دولتی انجام می‌شود و از سوی دیگر، این ماده هم در بخش معدن و هم در صنایع شیمیایی مصرف دارد. مشکل اینجاست که گاهی افرادی که مصرف‌کننده واقعی نیستند، وارد فرآیند خرید می‌شوند، اسید را از بازار تهیه می‌کنند و سپس با قیمت بالاتر به مصرف‌کنندگان واقعی می‌فروشند. این مساله عملا باعث شکل‌گیری واسطه‌گری و افزایش قیمت برای مصرف‌کننده نهایی می‌شود.

 شناسایی مصرف‌کنندگان واقعی

وی درباره بازار مس نیز اظهار کرد: در مورد مس هم اکنون رقابت برای خرید وجود دارد و اگر عرضه شرکت مس افزایش پیدا کند، می‌توان از شکل‌گیری رقابت‌های غیرواقعی و افزایش قیمت جلوگیری کرد. به اعتقاد من، شرکت مس باید ابتدا نیاز بازار داخلی را تامین کند و سپس برای صادرات برنامه‌ریزی داشته باشد. این موضوع با سیاستی که دولت درباره اولویت تامین نیاز داخلی پیش از صادرات مطرح کرده نیز همخوانی دارد.

این عضو کمیسیون معدن اتاق بازرگانی افزود: اگر شرکت‌ها میزان عرضه اسید سولفوریک و همچنین کاتد مس را در بازار داخلی افزایش دهند، بخشی از فشار قیمتی کاهش پیدا می‌کند. شرکت‌ها طبیعتا به دنبال ارزآوری از محل صادرات هستند، اما در شرایط فعلی که صادرات و حمل‌ونقل دریایی نیز با محدودیت‌ها و چالش‌هایی مواجه است، تامین بازار داخلی باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد. اسلامیان درباره نقش دولت در تنظیم بازار اسید سولفوریک نیز گفت: دولت نباید به شکل مستقیم وارد قیمت‌گذاری شود، بلکه باید بر نحوه توزیع و شناسایی مصرف‌کنندگان واقعی نظارت کند. یکی از راهکارها می‌تواند استفاده دقیق‌تر از سامانه جامع تجارت و سامانه‌های مرتبط با خرید و مصرف مواد باشد تا مشخص شود چه واحدی مصرف‌کننده واقعی است و چه واحدی صرفا برای خرید و فروش مجدد وارد بازار شده است.

وی تاکید کرد: اگر نظارت بر زنجیره خرید و مصرف بیشتر شود و سازوکارهای موجود توسط وزارت صمت و دستگاه‌های مرتبط دقیق‌تر اجرا شود، می‌توان تا حد زیادی جلوی ورود واسطه‌ها به بازار را گرفت. هدف باید این باشد که ماده اولیه با قیمت و شرایط مناسب به دست مصرف‌کننده واقعی برسد، نه اینکه چند مرحله واسطه‌گری به قیمت تمام‌شده تولید اضافه کند.‌ اسلامیان در پایان درباره میزان اثرگذاری افزایش قیمت اسید بر صنایع مختلف معدنی گفت: بیشترین تاثیر این افزایش قیمت بر معادن مس است. در معادن مس، به‌ویژه واحدهای لیچینگ، سهم اسید از قیمت تمام‌شده می‌تواند حدود ۴۰ تا ۵۰درصد باشد. پس از مس، معادن روی قرار دارند که سهم اسید در قیمت تمام‌شده آنها حدود ۱۵ تا ۲۰درصد برآورد می‌شود. در صنایع شیمیایی نیز این سهم حدود ۵درصد است. بنابراین طبیعی است که افزایش قیمت اسید بیش از همه معادن مس را تحت فشار قرار دهد و تقریبا تمام معادن لیچینگ را با این چالش درگیر کند.

 توجه به مساله تامین و عرضه مواد اولیه

یوسف مرادلو، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، نیز با اشاره به افزایش هزینه مواد اولیه مورد نیاز صنایع معدنی گفت: نحوه سیاستگذاری در بازار برخی مواد اولیه، به‌ویژه اسید سولفوریک و خاک معدنی، در سال‌های گذشته مشکلاتی برای تولیدکنندگان ایجاد کرده است. محدودیت عرضه در کنار تقاضای بالا، باعث افزایش رقابت میان مصرف‌کنندگان و رشد هزینه تامین مواد اولیه شده و در نهایت فشار آن به بخش تولید منتقل می‌شود.وی با اشاره به تجربه عرضه اسید در بورس اظهار کرد: در مقطعی با پیگیری انجمن، تلاش شد اسید مورد نیاز صنعت به شکل منظم در اختیار مصرف‌کنندگان قرار گیرد. در آن دوره، با افزایش عرضه، قیمت اسید نیز کاهش قابل‌توجهی پیدا کرد و به حدود نصف رسید. این تجربه نشان می‌دهد که افزایش عرضه می‌تواند تاثیر مستقیمی بر کاهش فشار هزینه‌ای واحدهای تولیدی داشته باشد.

مرادلو ادامه داد: مشکل زمانی ایجاد می‌شود که ماده اولیه با عرضه محدود وارد بازاری شود که تقاضای آن بالاست. در چنین شرایطی رقابت میان مصرف‌کنندگان افزایش پیدا می‌کند و قیمت نهایی از سطحی که برای تولیدکننده قابل تحمل است، فاصله می‌گیرد. برای صنعت سرب و روی، که بخش مهمی از مواد اولیه و نهاده‌های خود را باید از بازار تامین کند، چنین افزایشی مستقیما هزینه تولید را بالا می‌برد و می‌تواند فعالیت واحدها را تحت فشار قرار دهد. عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، با بیان اینکه تولیدکنندگان این بخش همزمان با افزایش هزینه نهاده‌ها با الزامات قیمتی و عرضه‌ای مواجه هستند، گفت: اگر عرضه مواد اولیه محدود باشد، تولیدکننده برای تامین نیاز خود ناچار به پرداخت قیمت بالاتر می‌شود؛ اما در طرف دیگر، از تولیدکننده انتظار می‌رود محصول نهایی را با سازوکارهای تعیین‌شده عرضه کند. این عدم تعادل، حاشیه سود تولید را کاهش می‌دهد و ادامه فعالیت واحدهای صنعتی را دشوار می‌کند.

وی افزود: در صنعت سرب و روی، سه نهاده مهم شامل خاک، اسید و سایر مواد اولیه، نقش تعیین‌کننده‌ای در هزینه تولید دارند. وقتی عرضه این مواد کمتر از میزان تقاضا باشد، رقابت قیمتی شکل می‌گیرد. بنابراین اگر هدف سیاستگذار حمایت از تولید است، باید ابتدا به مساله تامین و عرضه کافی مواد اولیه توجه شود. مرادلو درباره بورس کالا نیز گفت: بورس در اصل باید محلی برای شفاف شدن قیمت، تضمین معامله و ایجاد اطمینان برای خریدار و فروشنده باشد؛ اما زمانی که میزان عرضه به شکل دستوری کنترل شود یا بخشی از تولیدکنندگان به عرضه اجباری ملزم شوند، سازوکار طبیعی بازار مختل می‌شود. اگر قرار است بورس محل کشف قیمت باشد، باید عرضه و تقاضا امکان شکل‌گیری واقعی داشته باشند. نمی‌توان از یک طرف قیمت پایه تعیین کرد و از طرف دیگر عرضه را کمتر از تقاضای واقعی نگه داشت و انتظار داشت قیمت نهایی برای تولیدکننده و مصرف‌کننده منطقی باشد.

مرادلو در پایان خواستار بررسی جدی‌تر این موضوع از سوی مسوولان و کمیسیون‌های مرتبط شد و گفت: تولیدکنندگان انتظار دارند سیاست‌های مربوط به عرضه مواد اولیه به‌گونه‌ای تنظیم شود که هم شفافیت بازار حفظ شود و هم تولیدکننده برای تامین مواد مورد نیاز خود با کمبود و جهش هزینه مواجه نباشد. به اعتقاد او، افزایش عرضه و دسترسی تولیدکنندگان واقعی به مواد اولیه، می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای واردشده به صنایع سرب و روی را کاهش دهد.