رئیس انجمن فولاد ایران هزینههای کمبود انرژی برای تولید را تشریح کرد
زیان ۱۸ میلیارد دلاری ناترازی به فولاد
سبحانی تاکید کرد صنعت فولاد ایران با وجود برخورداری از سنگآهن، نیروی انسانی و سابقه توسعه صنعتی، در صورت حل مساله انرژی میتواند تولید و صادرات خود را افزایش دهد، اما تداوم محدودیتهای انرژی بخشی از ظرفیت ایجادشده را از مدار تولید خارج کرده است. به گفته سبحانی، ارزش تولید از دسترفته صنعت فولاد در چهار تا پنج سال گذشته بهدلیل محدودیتهای انرژی به حدود ۱۸میلیارد دلار رسیده و در صورت تامین پایدار انرژی، امکان عبور ارزآوری زنجیره فولاد از ۲۰میلیارد دلار در سال نیز وجود دارد. به باور او، عبور از این وضعیت تنها به تامین انرژی محدود نمیشود و بنگاهها نیز باید همزمان به سمت بهینهسازی مصرف، افزایش بهرهوری، تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر و تنوعبخشی به سبد تولید حرکت کنند.
بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در سخنرانی خود در این همایش با اشاره به وضعیت مصرف انرژی در فولادسازیهای بزرگ کشور گفت: در صنعت فولاد ایران بنچمارکهایی از کشورهایی مانند ژاپن، آمریکا و کرهجنوبی وجود دارد و اگر مصرف انرژی واحدهای بزرگ و استانداردی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان با این معیارها مقایسه شود، مصرف آنها لزوما بالاتر از استانداردهای جهانی نیست. به گفته او، انتخاب مسیر تولید فولاد در ایران نیز تا حد زیادی تحتتاثیر دسترسی به منابع انرژی و مواد اولیه قرار گرفته است.
مزیتهای از دست رفته فولاد
سبحانی با اشاره به محدودیت دسترسی ایران به زغالسنگ مرغوب ککشو گفت: اگر این ماده اولیه با کیفیت مناسب در اختیار کشور بود، امکان توسعه مسیر کورهبلند مانند بسیاری از کشورهای جهان وجود داشت؛ اما محدودیت زغالسنگ مرغوب باعث شد صنعت فولاد ایران به سمت احیای مستقیم و استفاده از گاز حرکت کند. او افزود: در مقطعی وزارت نفت با توجه به صادرات گاز خام، پیشنهاد ایجاد صنایع انرژیبر برای تبدیل گاز به محصولات با ارزش افزوده را مطرح کرده بود و توسعه واحدهای احیای مستقیم نیز در همین چارچوب شکل گرفت. به این ترتیب، مسیری که امروز صنعت فولاد در آن قرار دارد، تنها نتیجه انتخاب بنگاهها نبوده، بلکه با سیاستهای انرژی کشور و تلاش برای تبدیل منابع انرژی به ارزش افزوده نیز ارتباط داشته است.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران با اشاره به جایگاه ایران در تولید جهانی فولاد گفت: ایران با تولید حدود ۳۲میلیون تن فولاد در مقطعی در رتبه دهم جهان قرار داشته است؛ درحالیکه تولید برزیل حدود ۳۳میلیون تن، آلمان ۳۴میلیون تن، ترکیه ۳۸میلیون تن و کرهجنوبی بالاتر از این ارقام بوده است. از نگاه او، این فاصله نشان میدهد که صنعت فولاد ایران با وجود مزیتهای اولیه، هنوز ظرفیت قابلتوجهی برای افزایش تولید دارد.
اثر ناترازی بر تولید
سبحانی صنعت فولاد را یکی از صنایع مزیتدار اقتصاد ایران دانست و گفت: کشور از منابع سنگآهن، نیروی کار و در گذشته از انرژی کافی برخوردار بوده است. او سهم زنجیره فولاد از تولید ناخالص داخلی را حدود ۵درصد اعلام کرد و افزود: حدود ۸درصد نیروی شاغل کشور در زنجیره فولاد فعالیت میکنند. فولاد پس از نفت از مهمترین صنایع ارزآور در صادرات غیرنفتی بوده و حدود ۱۵درصد ارزش صادرات غیرنفتی به این زنجیره اختصاص داشته است. اما این مزیتها در سالهای اخیر تحتتاثیر محدودیت انرژی قرار گرفتهاند. سود شرکتهای بزرگ بورسی که صورتهای مالی شفافی دارند، در فاصله ۶سال از حدود ۳۳درصد به ۶درصد کاهش یافته است. بنابراین، نمیتوان همه این کاهش را به انرژی نسبت داد؛ اما افزایش هزینههای انرژی و محدودیت تولید یکی از عوامل مهم فشار بر سودآوری بنگاههاست.
او در تشریح هزینه قطعی برق بیان کرد: وقتی کارخانه از ساعت ۶صبح تا ۱۲شب برق ندارد، توقف تولید تنها به مدت قطعی محدود نمیشود. خط تولید باید از مدتی قبل متوقف شود تا مواد مذاب در مسیر باقی نماند و پس از وصل برق نیز راهاندازی مجدد زمان میبرد. بنابراین، یک محدودیت ۱۲ساعته میتواند بخش بسیار بیشتری از زمان تولید را از بین ببرد. در همین مدت کارخانه همچنان هزینه نیروی انسانی، نگهداری تجهیزات و گرم نگه داشتن تاسیسات را پرداخت میکند؛ اما تولیدی ندارد.
جهش هزینه برق
به گفته سبحانی، رشد قیمت برق طی ۵سال گذشته نیز فشار دیگری بر صنایع وارد کرده است. او در اینباره گفت: افزایش تعرفه انرژی با یک رشد معقول سالانه تفاوت دارد و جهش چندبرابری هزینه برق در این دوره، در شرایطی رخ داده که حاشیه سود بنگاهها همزمان کاهش یافته است. سبحانی با اشاره به تجربه سرمایهگذاری شرکتهای ایرانی در عمان تصریح کرد: در این کشور برای برخی سرمایهگذاران، نرخ برق و گاز برای یک دوره ۱۰ساله تثبیت میشود و همین موضوع امکان برنامهریزی بلندمدت را فراهم میکند. تفاوت میان چنین مدلی و وضعیت داخل کشور، تنها در سطح قیمت انرژی نیست، بلکه به امکان پیشبینی هزینهها و تصمیمگیری برای سرمایهگذاری نیز مربوط میشود. یک نرخ اعلامی برای برق وجود دارد؛ اما با اضافه شدن هزینههای مختلف از جمله سوخت نیروگاه، ترانزیت و سایر بخشها، هزینه نهایی برق مصرفی برای صنعت میتواند بسیار بالاتر از تعرفه اعلامی باشد. بنابراین، به اعتقاد او، نمیتوان صرفا با مقایسه یک نرخ پایه، درباره برخورداری صنعت فولاد از انرژی ارزان یا رانت انرژی قضاوت کرد.
نیروگاهسازی تخصص صنعت نیست
در ادامه سبحانی به سیاست واگذاری تامین برق به مصرفکنندگان بزرگ اشاره کرد. او با اشاره به مصرف حدود ۵۳۰۰مگاواتی صنعت فولاد، معادل ۶.۹درصد مصرف برق کشور گفت: بخش قابلتوجهی از این نیاز از نیروگاههای خودتامین تامین میشود و ساخت نیروگاه برای همه واحدها توجیه اقتصادی ندارد. یک مجموعه بزرگ ممکن است امکان احداث نیروگاه ۵۰۰مگاواتی داشته باشد؛ اما واحدی با ظرفیت یکمیلیون تن فولاد نمیتواند برای نیاز خود نیروگاهی اقتصادی ایجاد کند. تفاوت راندمان نیروگاهها در مناطق مختلف، بهویژه در ارتفاعات، نیز نشان میدهد سیاست نیروگاهسازی برای مصرفکنندگان بزرگ نیازمند بازنگری کارشناسی است.
اثر همزمانی کمبود برق و گاز
مشکل صنعت فولاد تنها کمبود یک حامل انرژی نیست. ساختار تولید فولاد ایران به گونهای است که در مسیر احیای مستقیم به گاز و در کورههای قوس الکتریکی به برق نیاز دارد و قطع هر یک از این دو، میتواند زنجیره تولید را مختل کند. سبحانی در اینباره تصریح کرد: اگر یک ماه گاز تامین شود اما برق محدود باشد یا برعکس، صنعت نمیتواند ظرفیت کامل خود را فعال کند؛ زیرا تولید آهناسفنجی و فولاد بهصورت جداگانه قابل جایگزینی با یکدیگر نیست و تولید میانی نیز به سادگی قابل انبار کردن نیست. بنابراین، حتی زمانی که یکی از دو حامل انرژی در دسترس است، نبود حامل دیگر میتواند عملا ظرفیت تولید را بلااستفاده بگذارد. به گفته او، صنعت فولاد در برخی ماهها که محدودیت برق و گاز کاهش یافته، توانسته به تولید ماهانه بیش از ۳.۴میلیون تن برسد. اگر این سطح تولید در طول سال تداوم پیدا میکرد، تولید سالانه به حدود ۴۲میلیون تن میرسید و جایگاه ایران در رتبهبندی جهانی میتوانست بهبود پیدا کند.
ظرفیت بالقوه، بالفعل نمیشود
سبحانی توسعه صنعت فولاد پس از ورود بخش خصوصی را یکی از نقاط عطف این صنعت دانست و تصریح کرد: تا پیش از اصلاحات مربوط به اصل ۴۴، فولاد دولتی بود و توسعه آن از مسیر برنامهریزی متمرکز انجام میشد. در آن دوره، وقتی برای افزایش ظرفیت فولاد برنامهریزی میشد، همزمان نیازهای برق، گاز، راهآهن و معدن نیز در نظر گرفته میشد. به گفته او، پس از ورود بخش خصوصی، صنعت فولاد با سرعت زیادی توسعه پیدا کرد و در برنامه افق ۱۴۰۴ دستیابی به ظرفیت ۵۵میلیون تن هدفگذاری شد؛ هدفی که به گفته سبحانی در ایجاد ظرفیت تا حد زیادی محقق شد، اما تامین انرژی متناسب با این ظرفیت اتفاق نیفتاد و تولید واقعی به دلیل نبود برق و گاز از ظرفیت ایجادشده فاصله گرفت. او همچنین به صدور مجوزهای متعدد برای ایجاد ظرفیتهای جدید اشاره کرد و گفت: در شرایطی که برای ظرفیت موجود انرژی کافی وجود ندارد، صدور مجوزهای جدید نمیتواند مساله اصلی صنعت را حل کند و اولویت باید تامین انرژی برای ظرفیتهای موجود و افزایش بهرهبرداری از سرمایهگذاریهای انجامشده باشد.
بازار داخلی کشش تولید ندارد
سبحانی در بخش دیگری از سخنان خود به کاهش سرانه مصرف فولاد در کشور اشاره کرد و گفت سرانه مصرف که در گذشته حدود ۲۷۰کیلوگرم بود، به حدود ۲۲۴کیلوگرم کاهش یافته است. بنابراین، حتی در صورت افزایش تولید، بخش مهمی از محصول مازاد بر مصرف داخلی باید به بازارهای صادراتی هدایت شود. از نگاه او، اگر تولید فولاد به حدود ۴۵میلیون تن برسد و مصرف داخلی کمتر از ۲۰میلیون تن باشد، بخش بزرگی از تولید باید صادر شود. بنابراین، هر میزان فولادی که بهدلیل قطعی برق و گاز تولید نمیشود، فقط به معنای کاهش تولید نیست، بلکه به معنای از دست رفتن امکان صادرات و افت ارزآوری نیز خواهد بود. سبحانی ارزش تولید از دسترفته صنعت فولاد در چهار تا پنج سال گذشته بهدلیل محدودیتهای انرژی را حدود ۱۸میلیارد دلار برآورد کرد و گفت اگر انرژی تامین شود، امکان عبور ارزآوری زنجیره فولاد از ۲۰میلیارد دلار در سال وجود دارد.
عبور از توسعه کمّی
سبحانی با وجود انتقاد از سیاستهای انرژی گفت: همه راهحلها در اختیار دولت نیست و بنگاهها نیز باید بخشی از مسیر اصلاح را طی کنند. بهینهسازی مصرف برق، گاز و آب هنوز در بسیاری از شرکتها جای کار دارد و صنعت باید به سمت بازچرخانی آب و کاهش مصرف منابع حرکت کند. او به تجربه یکی از واحدهای فولادی اشاره کرد که پساب خود را چندین بار تصفیه و بازچرخانی میکند و میزان دورریز آب را به حداقل رسانده است. از نگاه او، این نوع سرمایهگذاریها در شرایط محدودیت منابع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به گفته سبحانی، دوره توسعه صرف ظرفیت به پایان رسیده و صنعت باید به جای تمرکز صرف بر افزایش ظرفیت، به سمت ارتقای کیفیت و تولید محصولات ویژه حرکت کند. فولاد ساختمانی ممکن است با ارزش حدود ۴۰۰ تا ۴۵۰دلار در هر تن فروخته شود؛ اما برخی محصولات فولادی خاص میتوانند با قیمتهایی چندبرابر این رقم به فروش برسند. بنابراین، افزایش ارزش افزوده هر تن محصول میتواند بخشی از فشار ناشی از محدودیت انرژی را جبران کند. رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران همچنین بر ضرورت خروج بنگاهها از تکمحصولی بودن تاکید کرد و گفت: در دورههای قطعی انرژی، شرکتهایی که تنها یک محصول تولید میکنند آسیب بیشتری میبینند؛ زیرا با قطع گاز یا برق، کل فعالیت آنها متوقف میشود.
صادرات زیر فشار مقررات
سبحانی توسعه بازارهای صادراتی را یکی از الزامات صنعت فولاد دانست و گفت: مقررات داخلی، از جمله الزامات عرضه و بازگشت ارز، گاه مسیر صادرات را برای تولیدکنندگان دشوار میکند. با توجه به محدودیت بازار داخلی، صادرات برای تداوم تولید و ارزآوری ضروری است و تغییرات ناگهانی مقررات نیز میتواند برنامهریزی بلندمدت بنگاهها را مختل کند. او همچنین اصلاح فرمول محاسبه نرخ گاز فولاد و تامین پایدار انرژی را ضروری دانست؛ چراکه قطع و وصل برق و گاز علاوه بر کاهش تولید، به تجهیزات و خطوط تولید نیز خسارت وارد میکند. اصلاح قیمتگذاری انرژی، ثبات مقررات، بهینهسازی مصرف و حمایت از صادرات، مجموعه اقداماتی است که میتواند مسیر صنعت فولاد را برای عبور از بحران و بازگشت به تولید و صادرات پایدار هموار کند.