سلامت عمومی در گرو گذار به برق سبز
پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی تولید برق نیز بخشی از هزینه واقعی انرژی هستند که باید در تصمیمگیریهای سیاستی مورد توجه قرار گیرند. در چارچوب اقتصاد انرژی، زمانی که تنها هزینههای مستقیم تولید در نظر گرفته شود، ممکن است برخی فناوریها ارزانتر به نظر برسند؛ اما با در نظر گرفتن هزینههای بیرونی مانند آلودگی هوا، انتشار گازهای گلخانهای و مصرف منابع طبیعی، تصویر رقابتپذیری فناوریها تغییر میکند. یکی از مهمترین این هزینههای بیرونی، اثرات آلودگی هوا بر سلامت انسان است؛ مسالهای که در سالهای اخیر به یکی از چالشهای جدی شهرهای بزرگ ایران تبدیل شده است. نیروگاههای فسیلی در فرآیند تولید برق آلایندههایی مانند ذرات معلق ریز (PM۲.۵)، اکسیدهای نیتروژن و گازهای گلخانهای منتشر میکنند.
مطالعات پزشکی نشان میدهد که این آلایندهها با افزایش خطر بیماریهای تنفسی، بیماریهای قلبی–عروقی و سکته مغزی ارتباط مستقیمی دارند. بر اساس برآوردهای مطالعه «بار جهانی بیماریها» و گزارشهای سازمان جهانی بهداشت، آلودگی هوای ناشی از ذرات معلق سالانه موجب بیش از ۴۰ هزار مرگ زودرس در ایران میشود. افزون بر مرگومیر، این آلودگیها باعث افزایش مراجعات بیمارستانی، تشدید بیماریهای مزمن و کاهش بهرهوری نیروی کار نیز میشوند؛ هزینههایی که در ظاهر در قیمت برق دیده نمیشوند اما در عمل توسط نظام سلامت و کل جامعه پرداخت میشوند.
پیامدهای آلودگی هوا تنها به بزرگسالان محدود نمیشود. پژوهشهای علمی نشان میدهد قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا در دوران بارداری میتواند خطر تولد زودرس، وزن کم هنگام تولد و برخی مشکلات رشدی در کودکان را افزایش دهد. بنابراین، مساله آلودگی هوا نهتنها یک چالش زیستمحیطی بلکه موضوعی مرتبط با سلامت نسلهای آینده نیز محسوب میشود. از سوی دیگر، تولید برق از سوختهای فسیلی تنها به انتشار آلایندهها محدود نیست. بسیاری از نیروگاههای حرارتی برای فرآیند خنکسازی به حجم قابلتوجهی از آب نیاز دارند؛ موضوعی که در شرایط کمآبی ایران اهمیت دوچندانی پیدا میکند. این مجموعه پیامدها نشان میدهد که بررسی آینده نظام برق کشور باید با نگاهی جامعتر انجام شود؛ نگاهی که علاوه بر هزینههای مالی، پیامدهای سلامت، زیستمحیطی و مصرف منابع را نیز در نظر بگیرد.
در چنین چارچوبی مفهوم برق سبز اهمیت پیدا میکند. برق سبز، برق تولیدشده از منابعی است که انتشار آلایندهها و کربن در آن بسیار اندک است یا تقریبا وجود ندارد. این منابع شامل انرژی بادی، خورشیدی، برقابی و انرژی هستهای هستند که از طریق افزایش راندمان مصرف سوخت، میزان اتلاف انرژی و انتشار آلایندهها را کاهش میدهند. اهمیت این منابع زمانی روشنتر میشود که به روندهای جهانی انرژی توجه کنیم. در بسیاری از کشورهای جهان، کاهش هزینه فناوریهای تجدیدپذیر بهویژه خورشیدی و بادی باعث شده است این منابع به یکی از ارکان اصلی تحول نظام انرژی تبدیل شوند. ایران نیز به دلیل برخورداری از تابش خورشیدی بالا و حدودا ۳۰۰ روز آفتابی در سال و ظرفیتهای مناسب بادی، از نظر طبیعی شرایط مساعدی برای توسعه این فناوریها دارد.
با این حال، سهم انرژیهای پاک در سبد تولید برق کشور هنوز محدود است؛ بهگونهای که در حال حاضر مجموع ظرفیت برقابی، خورشیدی و بادی حدود ۱۷ درصد از ظرفیت نصبشده برق ایران را تشکیل میدهد. در چنین شرایطی، بررسی مسیرهای مختلف برای تحول سبد تولید برق کشور اهمیت پیدا میکند. در ادبیات برنامهریزی انرژی، معمولا از سناریوها برای ترسیم مسیرهای ممکن آینده استفاده میشود. این سناریوها نشان میدهند که با تغییر سیاستها و فناوریها، ساختار تولید برق چگونه میتواند در طول زمان تحول یابد. در سطح جهانی نیز در چارچوب کنوانسیون تغییرات اقلیم سازمان ملل و توافقهای اقلیمی، بسیاری از کشورها هدفگذاری کردهاند که تا حدود سال ۲۰۵۰ به انتشار خالص صفر کربن(NZE) دست یابند.
در همین راستا، بررسی سناریوهای مختلف برای بخش برق ایران میتواند نشان دهد که کشور چگونه میتواند در یک مسیر تدریجی به سمت سناریوی انتشار خالص صفر کربن حرکت کند. در سناریوی اول (۲۰۳۰) سهم برق سبز به حدود ۲۵ درصد از تولید برق کشور میرسد. با توجه به افق زمانی کوتاه این سناریو، توسعه سریع نیروگاههای خورشیدی و بادی محتملترین مسیر افزایش سهم برق سبز خواهد بود؛ زیرا این فناوریها زمان ساخت کوتاهتری دارند و امکان توسعه در مقیاسهای مختلف را فراهم میکنند. در سناریوی دوم (۲۰۵۰) سهم برق سبز و برق فسیلی در سبد تولید برق کشور به حدود ۵۰ درصد برای هر کدام میرسد. در این مرحله، علاوه بر رشد بیشتر خورشیدی و بادی، انرژی هستهای و فناوری تولید همزمان برق و حرارت (CHP) نیز برای تامین برق پایدار و افزایش بهرهوری انرژی نقش مهمتری در ترکیب تولید برق ایفا خواهند کرد. در سناریوی سوم (۲۰۷۵) هدف، دستیابی به انتشار خالص صفر کربن در بخش برق است. در این افق بلندمدت، ساختار تولید برق به طور اساسی دگرگون میشود و در کنار گسترش گسترده خورشیدی و بادی، انرژی هستهای و بهویژه سیستمهای تولید همزمان برق و حرارت به دلیل راندمان بالا و کاهش اتلاف انرژی، جایگاه مهمی در تامین پایدار برق خواهند داشت.
در نهایت، برنامهریزی برای آینده نظام برق ایران نیازمند نگاهی جامع و بلندمدت است؛ نگاهی که در آن علاوه بر هزینههای اقتصادی کوتاهمدت، پیامدهای زیستمحیطی و بهویژه اثرات سلامت عمومی نیز مورد توجه قرار گیرد. حرکت تدریجی به سوی برق سبز میتواند علاوه بر کاهش آلودگی هوا و بهبود سلامت جامعه، مسیر تحقق سناریوی انتشار خالص صفر کربن را نیز هموار کند و نظام انرژی کشور را در مسیر پایدارتری قرار دهد.
* کارشناس اقتصاد سلامت