شماره روزنامه ۶۶۵۷
|

پشت نقاب موفقیت، بسیاری از رهبران سازمان در حال دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات واقعی هستند

یکی از الگوهای متداولی که در مدیران رده بالا کشف کرده‌ام، این است که بسیاری از آنها عالی به نظر می‌رسند، اما با مشکلاتی که کسی فکرش را نمی‌کند دست‌به‌گریبان هستند. ظاهر قضیه را که نگاه می‌کنید، مدیرانی موفق می‌بینید که عملکردی فوق‌العاده دارند، تحت فشار هم آرامش دارند و در تمام شرایط اعتمادبه‌نفسی…

از دیدگاه «ریچارد سنِت» (Richard Sennett) جامعه‌شناس، استادکار صرفا به تخصص و مهارت حرفه‌ای محدود نمی‌شود بلکه ابعاد گسترده‌تری دارد. استادی و مهارت‌ورزی، فراتر از کسب توانمندی‌های حرفه‌ای، بیانگر گرایشی پایدار و بنیادین در فرآیند یادگیری و رشد فردی است. انگیزه برای انجام کار خوب، به پاداش یا…

اخبار مدیران روزنامه شماره ۶۶۵۶

    سه‌شنبه، ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
  • پشت نقاب موفقیت، بسیاری از رهبران سازمان در حال دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات واقعی هستند

    روزنامه شماره ۶۶۵۶

    پدیده افسردگی پنهان مدیران ارشد

    یکی از الگوهای متداولی که در مدیران رده بالا کشف کرده‌ام، این است که بسیاری از آنها عالی به نظر می‌رسند، اما با مشکلاتی که کسی فکرش را نمی‌کند دست‌به‌گریبان هستند. ظاهر قضیه را که نگاه می‌کنید، مدیرانی موفق می‌بینید که عملکردی فوق‌العاده دارند، تحت فشار هم آرامش دارند و در تمام شرایط اعتمادبه‌نفسی وافر بروز می‌دهند. آنها ماسک هیبت مدیر بر چهره دارند. اما در باطن ماجرا، فرسوده شده‌اند و هیچ‌کس به آنها چنان نزدیک نیست که بتواند احساسشان را درک کند یا امکان همدردی به آنها بدهد.
  • «استادکار» یا انسان کنشگر؟

    از دیدگاه «ریچارد سنِت» (Richard Sennett) جامعه‌شناس، استادکار صرفا به تخصص و مهارت حرفه‌ای محدود نمی‌شود بلکه ابعاد گسترده‌تری دارد. استادی و مهارت‌ورزی، فراتر از کسب توانمندی‌های حرفه‌ای، بیانگر گرایشی پایدار و بنیادین در فرآیند یادگیری و رشد فردی است. انگیزه برای انجام کار خوب، به پاداش یا نتیجه بستگی ندارد، بلکه از ارزش ذاتی خود کار سرچشمه می‌گیرد.
  • «فرسودگی شغلی» دیگر معادل زیاد کار کردن نیست!

    تا به حال هر آنچه در مورد فرسودگی شغلی گفته شده، بیشتر در مورد حجم کار زیاد و خستگی ناشی از آن بوده: جلسه‌های بیش از حد، ایمیل‌های بی‌شمار و ساعت‌های طولانی خیره شدن به صفحه‌ لپ‌تاپ. طبیعتا راه‌حل واضح هم این است که امیدوار باشیم تعداد جلسه‌ها کمتر شود و سالی یک بار (یا اگر خوش‌شانس باشیم، دو بار) یک تعطیلات یک‌هفته‌ای نصیبمان شود.
۱