آرشیو روزنامه شماره ۴۶۲۸ دنیای اقتصاد

اخبار مدیران - روزنامه شماره ۴۶۲۸

  • رهایی از تله‌های انگیزشی

    مترجم: رویا مرسلی
    منبع: HBR: انگیزه یعنی اراده انجام کار با شروع به موقع و نه به تعویق انداختن آن، ایستادگی کردن در مقابل انواع حواس‌پرتی‌ها و تلاش ذهنی کافی برای موفق شدن که مجموع این عوامل ۴۰درصد از موفقیت پروژه‌های تیمی را شکل می‌دهند. در حالی‌که مدیران اغلب نسبت به این مساله که چگونه می‌توانند کارمندانی که فاقد انگیزه هستند را به‌طور موثر هدایت کنند، آگاهی کافی ندارند. بررسی تحقیقات در رابطه با ایجاد انگیزه نشان می‌دهد که کلید حل این مساله برای مدیران ابتدا این است که به ریشه و دلیل انگیزه نداشتن در کارمندان پی ببرند و سپس یک استراتژی هدفمند را دنبال کنند. ارزیابی دقیق طبیعت شکست انگیزشی (قبل از اقدام) بسیار مهم است. انجام استراتژی نادرست (مثلا مجبور کردن کارمند به اینکه سخت‌تر کار کند، آن‌هم زمانی که او فکر می‌کند از عهده انجام این کار برنخواهد آمد) می‌تواند نتیجه معکوس بدهد و باعث شود که انگیزه بیش از پیش تحلیل برود. دلایل نداشتن انگیزه به چهار دسته تقسیم می‌شوند. هر قسمت را تله انگیزشی می‌نامیم. نام آنها عبارتند از: ۱) عدم تناسب ارزش‌ها ۲) فقدان خودکارآمدی ۳) احساسات ناخوشایند و ۴) خطای تخصیص. هریک از این چهار تله دلایل خاص خود را دارند و برای آنکه کارمندان را از چنگال آنها رها کنیم به استراتژی‌های خاصی نیاز داریم. در اینجا به شرح این چهار تله انگیزشی و استراتژی هدفمند هر یک از آنها می‌پردازیم تا به کارمندان جهت برون‌رفت از آنها کمک کنیم:
  • جهان جسورانه اپلیکیشن‌های تاکسی اینترنتی

    ریچارد کخ و گریگ لاک‌وود مترجم: مهدی نیکوئی/ برگرفته از کتاب: ساده‌سازی
    تام گادوین، این‌گونه به تشریح جهان معاصر می‌پردازد: «اتفاقی شگرف در حال رخ دادن است. اوبر، بزرگ‌ترین شرکت تاکسیرانی جهان هیچ خودرویی ندارد. فیس‌بوک، محبوب‌ترین رسانه جهان، هیچ محتوایی تولید نمی‌کند. علی‌بابا، ارزشمندترین فروشگاه خرده‌فروشی، هیچ انباری ندارد و در نهایت، ایر‌بی‌ان‌بی، بزرگ‌ترین فعال حوزه هتلداری و اقامتگاه، هیچ املاکی ندارد.»
  • اعتماد به نفس برای یک چانه‌زنی موفق کافی نیست

    نویسنده: Sian Beilock مترجم: مریم رضایی
    منبع: Fast Company: همه می‌دانند که برای چانه‌زنی در مورد اضافه حقوق یا ارتقای شغلی، داشتن اعتماد به نفس ضروری است. اما به جز اعتماد به نفس، عوامل شناختی دیگری هم وجود دارد که افراد را هنگام مذاکره در مورد یک موضوع، به عقب می‌راند. مثلا تحقیقات نشان می‌دهد بیشتر زنان اگر اشتباهی در محیط کار مرتکب شوند، فکر می‌کنند دلیل آن نداشتن مهارت‌های لازم بوده است. اما اگر به یک دستاورد حرفه‌ای برسند، آن را شانسی می‌دانند. بدتر آن است که در بررسی عملکرد کارکنان، این چرخه بازخورد منفی به قضاوت‌های تبعیض‌آمیز منجر می‌شود. به همین دلیل عجیب نیست که مدیران، زنان را به خاطر یک رفتار خاص در محیط کار مورد انتقاد قرار می‌دهند و مردان را به خاطر همان رفتار تحسین می‌کنند. مثلا به زنی که در محیط کار روابط صمیمی با همکارانش ندارد، برچسب «خشک بودن» و «بی‌تفاوت بودن» می‌زنند، اما مردی که چنین رفتاری داشته باشد را «مقتدر» می‌دانند. خیلی از زنان، به جای اینکه پی ببرند این موقعیت ناشی از یک نابرابری سیستمی است، همچنان این نتیجه منفی را محصول یک ویژگی شخصیتی منفی در خودشان می‌دانند و به نقطه اول برمی‌گردند. برای غلبه بر این موانع چه باید کرد؟ ضمن اینکه فرد باید همه دلایلی را که شایسته افزایش حقوق یا ارتقای شغلی است به خودش یادآوری کند، باید نگاهش را به چانه‌زنی‌های پرتنش تغییر دهد و بر سه حوزه متمرکز شود:

بیشتر