۱- برای صنعت لبنیات ایران افتخار بزرگی است که اعلام کند درحالی‌که در دهه ۶۰، ایران وارد‌کننده حدود ۱۴۰ هزار تن پنیر و ۲۴۰ هزار تن شیر خشک بود، امروز نه تنها نیازهای داخلی به محصولات لبنی را تامین کرده بلکه توانسته بخشی از بازار صادرات محصولات لبنی در منطقه را از آن خود کند.

2- صادرات شیرخشک در سال گذشته با توجه به نیاز کشور به تامین امنیت غذایی و حفظ ذخایر استراتژیک ممنوع شد، هرچند برخی خبرها حکایت از قاچاق این محصول به کشورهایی چون عراق، افغانستان و پاکستان دارد.

3- از سال گذشته تا به امروز قریب 40 هزار تن شیر خشک در خطوط شیر خشک وجود دارد، با این حال نیاز ذخایر استراتژیک کشور حدود 15 هزار تن است و مابقی آن می‌تواند به‌عنوان مازاد شیرخشک تلقی شده و قابلیت صادرات داشته باشد.

4- مانند همه بخش‌های صنعت از دامداران تا تولیدکنندگان، واحدهای شیر خشک نیز تحت فشار اقتصادی قرار دارند و با توجه به تفاوت قیمت ارز و نیز تفاوت قیمت شیرخشک در بازار داخلی و بازار خارجی خواهان رفع ممنوعیت صادرات این محصول شیرپایه شدند.

5- از نگاه اصولی اگر بخواهیم به موضوع صادرات شیرخشک نگاه کنیم، تصمیم به انجام آن به چند دلیل نادرست است. اما آنچنان که در پی خواهد آمد در شرایط فعلی و با نگاه فرابخشی چاره‌ای جز رضایت به صادرات شیرخشک البته با لحاظ برخی شرایط و محدودیت‌ها نیست. اما دلیل غیراصولی بودن صادرات شیرخشک چیست؟ به این چند سطر توجه کنید:

نخست اینکه در شرایطی که همه کشورهای جهان برای مقابله با پیامدهای بحران کرونا بر امنیت غذایی شهروندان خود، بر خروج محصولات غذایی از کشورشان محدودیت‌هایی را اعمال کرده‌اند، صادرات شیرخشک می‌تواند خلاف راهبردهای کلان کشور در تامین امنیت غذایی شهروندان ایرانی باشد.

دوم اینکه شیرخشک جزو محصولاتی است که ضریب استفاده شیرخام در آن یک به حدود 12 است و در میان همه محصولات لبنی، شیرخام استفاده شده در این محصول بیش از همه دیگر محصولات لبنی است (بعد از شیر خشک پنیر با ضریب 5 قرار دارد). حتی اگر این ضریب را 11 در نظر بگیریم به این معنی است که برای تولید یک کیلو شیرخشک، 11 کیلو شیرخام مصرف می‌شود. برای تولید شیر خام ارز مرجع 4200 تومانی به نهاده‌های دامی تعلق می‌گیرد. وقتی به ازای هر یک کیلو شیرخشک، 11 کیلو شیر استفاده می‌شود و برای هر کیلو شیر به‌طور متوسط هزار تومان (بین 900 تا 1200 تومان) یارانه اختصاص یافته (به نظر برخی این رقم بین 500 تا 600 تومان است)، صادرات ده هزار تن شیر خشک به معنی خروج 110 میلیارد تومان یارانه و با معیار ارز مرجع معادل بیش از 26 میلیون (با 500 تومان بیش از 13 میلیون) دلار از کشور است. نکته سوم آن است که سرانه مصرف شیر و لبنیات در ایران بین 80 تا 85 کیلو برای هر فرد در سال است که فاصله زیادی با 120 کیلو به‌عنوان متوسط استاندارد در جهان دارد. یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش سرانه مصرف در ایران، ناتوانی دهک‌های کم‌برخوردار برای تامین نیاز سبدخانوارشان به محصولات لبنی است. در واقع آنچه از آن به‌عنوان مازاد شیرخشک یاد می‌شود در حقیقت شیری است که دهک‌های ضعیف جامعه نتوانسته‌اند آن را به‌دلیل کاهش قدرت خرید، در سبد خانوار خود قرار دهند. 

6- همان‌طور که گفته شد به‌رغم اینکه در شرایط عادی، صادرات شیرخشک امری نادرست است اما به‌دلیل وجود مازاد و همینطور فشاری که به خطوط تولید شیرخشک وارد می‌شود، صنایع فرآورده‌های لبنی با لحاظ کردن شرایطی موافقت خود را با صدور کنترل شده شیرخشک به وزیر جهاد کشاورزی اعلام کرده‌اند. این شرایط چیست؟

نخست اینکه به میزان 15هزار تن ذخایر راهبردی برای تامین امنیت غذایی کشور در بنگاه‌ها حفظ شود و صادر نشود.

دوم اینکه برای کنترل تقاضا و جلوگیری از افزایش قیمت شیرخام و به‌تبع آن جلوگیری از افزایش قیمت‌ها، شیرخشک باید به شکل کنترل شده و با اعمال محدودیت وزنی 10 هزار تن انجام شود که خوشبختانه مورد موافقت مسوولان امر نیز قرار گرفته است.

سوم اینکه لازم است صدور مجور 10 هزار تن جدید برای صادرات بعد از انجام صدور حداقل 60 درصد از 10 هزار تن اول صورت گیرد تا عرضه شیرخشک ایران منجر به کاهش ارزش آن نشود و شیر خشک ایران با قیمتی بسیار نازل‌تر از قیمت‌های جهانی مبادله نشود. (قیمت شیر خشک در بازار داخل قبل از رفع ممنوعیت صادرات آن حدود کیلویی 18 هزار تومان بود و در بازار خارجی قیمتی معادل حدود 30 هزار تومان دارد) در همین راستا و برای حفظ منافع صادرکننده ایرانی بهتر است انجام هماهنگی صادرات از طریق یک کانال واحد مانند دفتر توسعه صادرات وزارت جهاد صورت پذیرد و مهم‌تر از همه اینکه سهمیه‌بندی صادرات شیرخشک که در گام اول رخ داده بود لغو شود. پر واضح است که وجود سهمیه به معنی روزنه‌ای برای بروز فساد و استفاده از رانت است و می‌تواند منجر به خرید و فروش سهمیه‌ها شده، به اهداف اصلی رفع ممنوعیت صادرات شیرخشک ضربه بزند.

7- با همه اینها اما هنوز یک مساله باقی است و آن عدم برخورداری دهک‌های ضعیف جامعه از شیر و لبنیات به‌عنوان یک کالای تاثیرگذار بر سلامت خانواده است. پرواضح است که راه‌حل اساسی برای حل این موضوع افزایش قدرت خرید مردم است اما انجمن صنایع فرآورده‌های لبنی ایران و صنایع لبنی در راستای مسوولیت اجتماعی خود، از تابستان سال گذشته این پیشنهاد را به دولت ارائه کرده است که با اختصاص یک‌سوم از شیرخام دریافتی صنایع لبنی به میزان بیش از 2 میلیون تن برای تامین سه کالای مهم لبنی در سبد خانوار (شیر، ماست و پنیر) با حاشیه سود تنها 3 درصد، نیاز خانوارهای ضعیف به محصولات لبنی را تامین کنند که شرح تامین منابع آن بدون اینکه فشاری بر منابع دولت وارد شود در مکاتبات به سازمان‌های مربوطه اعلام شده است. اما به‌رغم پیگیری‌های فراوان متاسفانه هنوز منتج به تصمیم و نتیجه نشده است. 

8- در شرایط فعلی که دولت تصمیم به اختصاص منابع 100هزار میلیارد تومانی برای مقابله با تبعات اقتصادی کرونا گرفته و در تلاش است که این منابع را علاوه بر ارائه کمک به طبقات ضعیف جامعه به صنایع و بنگاه‌های تولیدی اختصاص دهد، پیشنهاد صنایع لبنی آن است که بخشی از این منابع به تامین سبد خانوار و کالاهای لبنی آن اختصاص یابد تا بدون اینکه صنایع لبنی یا دامداران صنعتی کشور بخواهند در صف دریافت‌کنندگان این تسهیلات بایستند، کالای مورد نیاز 4 دهک ضعیف نیز تامین شود.

9- به‌عنوان نکته پایانی لازم است اشاره شود که حل مشکلات صنعت لبنیات وابسته به حذف ارز مرجع از ابتدای زنجیره این صنعت یعنی نهاده‌های دامی و اختصاص آن به سبد خانوار است تا هم قانون عرضه و تقاضا بر مناسبات این صنعت حاکم باشد و هم از فسادهای احتمالی ناشی از تفاوت نرخ ارز در صنعت جلوگیری شود.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند