در این میان اما خیرخواهانی مثل علینقی عالیخانی راجع به دقت نظر در نحوه هزینه کرد دلارهای نفتی تلاش‌های زیادی کردند که البته چندان موثر نیفتاد و نهایت شد آنچه که نباید می‌شد؛ یعنی تبدیل دلارهای نفتی به ریال. جهت هزینه کرد دولت جای خود را در لایحه بودجه باز کرد تا جایی که فضا را برای سایر انواع درآمدهای پایدار و پاک تنگ کرد. علینقی عالیخانی از نظام تصمیم‌گیری کشور کنار رفت یا کنار گذاشته شد، اما دلار نفتی وارد بودجه شده بود و تا لحظه نگارش این مقاله سوگلی تمام دولتمردان ایران بوده است. معجزه نفت در سپهر ادبیات اقتصاد سیاسی دنیا کم‌کم جای خود را به واژه دیگری به نام نفرین نفت (oil curse) داد و زمامداران برخی از کشورهای نفت خیز با سرعت بیشتری نفرین نفت را شناختند و سعی کردند اقتصاد کشور خود را از آفت‌های بیماری‌های ناشی از نفرین نفت مثل بیماری هلندی مصون کنند، اما سیاستگذار ایرانی همچنان مهم‌ترین قضیه در ریاضی تامین بودجه را قضیه حمار می‌دانست و معتقد بود که مناسب‌ترین راه مسیر مستقیم و کوتاه‌ترین راه است، یعنی همان نوع از هزینه کرد «غالب» سرمایه نفت که طی چند دهه گذشته شاهد آن بوده‌ایم.در این مقاله قصد داریم به بهترین شیوه و نحوه بهره‌مندی اقتصاد و مردم ایران از دلارهای نفتی بپردازیم و در انتها پیشنهادهایی را نیز برای تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان دولت جدید ارائه کنیم.

به صورت کلی ۶ روش برای نحوه هزینه کرد دلارهای نفتی قابل تصور است. این موارد شامل تبدیل دلار نفتی به ریال و هزینه کرد آن در تامین هزینه‌های ریالی بودجه دولت (هزینه جاری)، واردات مستقیم کالای مصرفی توسط دولت، واردات مستقیم کالای واسطه‌ای برای ساخت کارخانه و زیرساخت به مالکیت دولت، استفاده از دلار نفتی برای سرمایه‌گذاری در خارج از ایران، استفاده از دلار نفتی برای ایجاد کارخانه و زیرساخت به مالکیت بخش‌خصوصی و تغییر وضعیت صنعت دولتی نفت به صنعت ملی نفت و پرداخت مستقیم دلار نفتی به مردم است.

اکنون به شرح طرح و بررسی نقاط ضعف و قوت هر یک از حالت‌های شش گانه فوق می‌پردازیم تا در نهایت ببینیم کدام یک از این روش‌ها یا شاید ترکیبی از کدام یک از این موارد می‌تواند مناسب ترین نسخه هم برای اقتصاد و هم مردم ایران باشد.

 تبدیل دلار نفتی به ریال و هزینه‌کرد آن در تامین هزینه‌های ریالی بودجه دولت (هزینه جاری)

این روش طی شصت سال گذشته و به ویژه  از اواسط دهه ۴۰ سهم بسیار پررنگی در نحوه هزینه‌کرد دولت داشته است و همان‌طور که بالاتر ذکر شد از نظر مدیر ایرانی مشابه قضیه حمار در ریاضی، مناسب‌ترین راه در اقتصاد دولتی مسیر مستقیم و استفاده مستقیم از منابع نفتی در بودجه است. در نتیجه دولت‌های ما تبدیل شدند به بنگاه‌های خیریه‌ای که اصلی ترین هنر آنها مدیریت هزینه و نحوه توزیع پول نفت بود و این مساله بسیار کلیدی در اقتصاد ایران تا آنجا رسید که «گروه مطالعاتی دره تنیسی (Tenesi. valley A) به نقل قول مستقیم از دکتر علیرضا بشارت» در پروژه مطالعاتی که قبل از انقلاب از دولت ایران انجام داد چنین نتیجه‌گیری کرد که دولت ایران یک بنگاه خیریه جهت توزیع پول بین ذی‌نفعان خود است.

به عبارت دقیق‌تر ورود دلار نفتی به بودجه دولت باعث شد تا دولتمردان فقط به نحوه هزینه‌کرد منابع بودجه توجه داشته باشند و در خصوص تنوع بخشی منابع درآمدی چاره‌اندیشی نکنند. بدیهی است اصلی‌ترین اشکال این روش افزایش مداوم پایه پولی به عنوان یکی از عوامل مهم تورم ساختاری در اقتصاد ایران است و البته باید به یاد داشته باشیم که در این روش نهایتا پیمانکاران و حقوق بگیران دولت با ریال خود دلار می‌خرند و آنگاه با دلار خود واردات انجام می‌دهند. عمدتا کالای مصرفی شامل  چوب بستنی، زین اسب، مربا یا خودرو خواهد بود در نتیجه دولت هیچ کنترلی روی مدیریت واردات نخواهد داشت.

 واردات مستقیم کالای مصرفی توسط دولت

این روش نیز طی ۵۰ سال گذشته به صورت متناوب در اقتصاد ایران به کار گرفته شده است  و اصلی ترین اشکال آن برای جامعه ۸۰ میلیونی ایران آسیب به بخش اشتغال است و البته باید توجه داشته باشیم که تجارت امری حتمی‌ و پذیرفته شده در دنیاست که به هیچ وجه نباید در دام خودکفایی در تمام تولیدات بیفتیم، اما بدیهی است واردات تمام کالاهای مصرفی منجر به تضعیف پایه‌های تولید می‌شود.

 واردات مستقیم کالای واسطه‌ای برای ساخت کارخانه و زیرساخت به مالکیت دولت

این روش به واسطه ظاهر زیبایی که دارد یک مقدار فریبنده به نظر می‌رسد چراکه نظر اجماعی تمام اقتصاددان‌ها این است که پول نفت باید برای زیرساخت هزینه شود، اما توجه داشته باشیم زیرساختی که به مالکیت دولت ایجاد شود نهایتا منجر به اقتصاد دولتی فربه کنونی می‌شود که دارای اشکالات متعددی است که از ذکر آن صرف نظر می‌کنیم.

 استفاده از دلار نفتی برای سرمایه‌گذاری در خارج از ایران

سرمایه‌گذاری مستقیم در خارج در شرایط خاصی برای برخی از اقتصادهای نفتی توصیه می‌شود اما برای اقتصاد رو به رشدی مثل ایران که تا سال‌های متمادی نیاز به ایجاد زیرساخت‌های متنوع در تمام استان‌های خود دارد شاید مناسب‌ترین انتخاب نباشد به اضافه اینکه سوال اصلی بعدی این است که با فرض سرمایه‌گذاری در خارج نهایتا انتفاع این پول نفت چگونه قرار است به مردم ایران و در واقع به داخل کشور منتقل شود.

 استفاده از دلار نفتی برای ایجاد کارخانه و زیرساخت به مالکیت بخش‌خصوصی

به جرأت می‌توان گفت مناسب‌ترین روش هزینه کرد دلار نفتی فرمولی شبیه همین صندوق توسعه ملی است.

چرا که اول اینکه پول نفت برای ایجاد زیرساخت استفاده می‌شود؛ دوم دولت مستقیما در ایجاد زیرساخت نقشی ندارد و گرفتار فعالیت عمرانی نمی‌شود ؛ سوم زیرساخت ایجاد شده به مالکیت بخش خصوصی خواهد بود در نتیجه در طول دوره بهره‌برداری دارای بهره‌وری مناسب است وچهارم با بازپرداخت تدریجی وام‌های ارزی به دولت، قلک ارزی دولت همیشه پر بوده و در طول زمان فربه‌تر می‌شود.

 تغییر وضعیت صنعت دولتی نفت به صنعت ملی نفت و پرداخت مستقیم دلار نفتی به مردم

و اما این مورد که در سال‌های اخیر در برخی محافل مطرح شده است تصمیم بسیار بزرگی است که نیاز به مداقه و آسیب‌شناسی و بررسی بیشتری دارد. البته می‌توان مثل هر طرح دیگری نقاط ضعف و قوتی برای آن برشمرد، اما با ساختار فعلی صنعت نفت شاید در کوتاه مدت میسر نباشد. تلاش ما این است که در مقالات بعدی جزئیات بیشتری از این گزینه را موشکافی کنیم.

این مطلب برایم مفید است
32 نفر این پست را پسندیده اند