"دنیل بنجامین" هماهنگ کننده بخش مبارزه با تروریسم در دولت "باراک اوباما" و "استیون سیمون" از مدیران ارشد شورای امنیت ملی در بخش مبارزه با تروریسم در خاورمیانه در نوشتاری با عنوان "چگونه اخبار جعلی می تواند به یک جنگ واقعی منجر شود؟ " که در نشریه پولیتیکو انتشار یافته، افزودند: دو هفته پیش چه کسی نفتکش ها را دریای عمان بمبگذاری کرد؟ آیا واقعاً همانگونه که دولت "دونالد ترامپ" با اطمینان می گفت، این حمله کار ایران بود؟ یا کار عربستان سعودی، امارات متحده عربی یا اسراییل یا ترکیبی از این سه؟

چند روز پس از حملات ما مطمئن از اینکه چه کسی در این حملات دخیل است. هر دو ما اعتقاد داشتیم این حملات می تواند نوعی عملیات «پرچم دروغین» (به عملیات هایی گفته می‌شود که توسط نهادهای نظامی، شبه نظامی، اطلاعاتی یا سیاسی به گونه‌ای انجام می‌شود که این تصور به وجود آید که گروه‌ها یا کشورهای دیگری این عملیاتها را انجام داده‌اند) در راستای تلاش بیگانگان برای ایجاد جنگ میان ایالات متحده و ایران باشد. ما حتی استدلال کردیم ویدئوی گرفته شده از ایرانیانی که در تلاش برای جدا کردن مین عمل نشده از بدنه کشتی هستند، فیلمی ساختگی است، درست مثل کلیپ "نانسی پلوسی" رئیس مجلس نمایندگان که او را مست نشان می داد.

خبر حمله به نفتکش ها در دریای عمان، یک عملیات "پرچم دروغین" بود که هدف آن متهم کردن ایران و به راه انداختن جنگ میان تهران و واشنگتن بود.

در ادامه مطلب درج شده در این نشریه آمریکایی می خوانیم: شاید شما هم همین احساس را داشتید، اما برای ما دو نفر، با ۳۰ سال پیشینه خدمات دولتی و نزدیک به ۲۰ سال کارشناس اندیشکده بودن، چنین ماجرایی تکان دهنده بود. بله ما هر دو از اعضای نظارت بر سیاست خارجی ایالات متحده هستیم، اما مطمئن نبودیم که آیا باید دولت خودمان را باور داشته باشیم یا نه.

این موضوع در واقع بیشتر از یک سراسیمگی بود. تصور کنید یک روز صبح بیدار شوید و بفهمید نظریه "الکس جونز" (میزبان تاک شوی رادیویی) درست بوده و ماجرای تیراندازی "دبستان سندی هوک" (یکی از خونین ترین حوادث تیراندازی در دبستانی در آمریکا که ۲۶ نفر کشته داشت) و حادثه ۱۱ سپتامبر یک توطئه داخلی بوده است.

تصور کنید این وضعیت برای شما که یک عمر بوی توطئه را از فاصله چند مایلی تشخیص می دادید، چگونه است.

و ما در این وضعیت تنها نبودیم در گفت وگو با همکاران پیشین، دریافتیم که بسیاری دیگر نیز این حملات خرابکارانه را عملیات «پرچم دروغین» می دانند.

به نظر این مقامات، دست داشتن سعودی ها یا دیگران در این بمبگذاری ها محتمل بود.

در نهایت، "شاهزاده محمد بن سلمان" هم در نقش رهبر تشویق یک جنگ، ایران را مسئول تمامی این خطرات خواند.

روشن نیست چرا ایران در حالیکه میزبان "آبه شینزو" نخست وزیر ژاپن است باید به نفتکش ژاپنی حمله ور شود!

همه این حوادث ناخوشایند، چشم های ما را به سوی یک واقعیت عمیق نگران کننده باز کرد: اپیدمی اخبار جعلی کنونی نه تنها سیاست ایالات متحده را تکان می دهد، بلکه می تواند به جنگ ختم شود و یا مانع پاسخ قاطع ملی به یک تهدید واقعی شود.

تا کنون، بحث عمومی درباره اخبار جعلی، بر سیاست داخلی و بویژه انتخابات متمرکز شده است. این موضوع به ویژه پس از دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ ریاست جمهوری و انتخاب ترامپ بالا گرفت.

اما پیام های جعلی اخبار مربوط به سیاست خارجی و امنیتی ممکن است بیش از آنچه فکرش را می کنیم، خطرناک باشد. اطلاعات نادرست در حوزه ژئوپولیتیک می تواند نه تنها به ضعف نهادهای ما منجر می شود بلکه خطر جنگی مرگبار را هم افزایش می دهد. بی شک اخبار جعلی برای مدت زمان طولانی یکی از ویژگی های روابط بین الملل بوده است، اما حالا وضعیت فرق می کند؛ فناوری پیشرفته ای وجود دارد که می تواند تصاویر و فیلم های متقاعد کننده ای را در کنار اطلاعات نادرست درهم آمیزد و این وضعیت برای یک دموکراسی با منافع جهانی یک فاجعه است.

بارزترین مثال این اخبار جعلی ارزیابی های اطلاعاتی نادرست دولت "جرج دابلیو بوش" درباره سلاح های کشتار جمعی عراق و ارتباطات خیالی رژیم "صدام حسین" و القاعده برای توجیه حمله واشنگتن به عراق بود.

آغاز جنگ ها بر پایه اظهارات دروغین، کسب و کار بدی است، اما اعتقادات فاسد دولت که از قضا رفتاری برحسب عادت است بر پایه دروغ هایی در مورد جنگ و صلح قرار دارد که خطرات بسیاری در پی دارد.

ما در این مورد هم دارای تجارب مستقیمی هستیم. در ماه اوت سال ۱۹۹۸، ما دو نفر در مورد مبارزه با تروریسم در شورای امنیت ملی کار می کردیم، زمانی که دو سفارت ایالات متحده در آفریقا توسط القاعده بمباران شدند.

دولت "بیل کلینتون" هم بر اساس اطلاعات قابل اعتماد، اردوگاه های آموزش تروریستی هدفمند در افغانستان و کارخانه سلاح های شیمیایی "الشیفه" در خارطوم را هدف قرار داد، جایی که گفته می شد "اسامه بن لادن" رهبر القاعده ساح های شیمیایی تولید می کند.

این حملات جنجال برانگیز شد، زیرا اطلاعات در مورد این کشتار هدفمند متناقض بود و شک و تردید عمومی در مورد تهدید تروریستی از یک سو و ماجرای رسوایی کلینتون و "مونیکا لوینسکی" در یک سوی دیگر این حملات را تحت الشعاع قرار داد.

در واقع کلینتون متهم شد در تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی در مورد رسوایی اخلاقی، این حملات به القاعده را ترتیب داده است.

امروز، سئوال این است که چه زمان اعتماد به دولت دشوارتر از همیشه بوده است.

بدون شک دولت ایالات متحده همواره از دستکاری اطلاعات برای آغاز یک جنگ استفاده کرده است.

اما در حال حاضر ما با فناوری و رهبری (ترامپ) روبرو هستیم که در آن دامنه دستکاری اطلاعات بسیار زیاد است. به راحتی می توان خرابکاری در نفتکش ها را از طریق یک ویدئوی ساختگی به کشوری نسبت داد و اخبار و گزارش های ساختگی در مورد تهدید روز افزون ایران و کره شمالی ایجاد کرد.

اما چیزی که مسلم است بسیاری از خطر آمیختگی قانون اساسی با پیشرفت های فناوری و سیاست کثیف آگاه هستند.

نظم راهبردی در معرض خطر جدی قرار دارد. سرکوب عمدی و برنامه ریزی برای تخریب اعتماد عمومی به نهادهای امنیتی ملی، به ویژه جامعه اطلاعاتی، اعتماد به دسترسی به اطلاعات درست را کاهش داده و این امر پیامدهای مهمی برای امنیت ما دارد.

هرچه رهبران ما در کاخ سفید و کنگره خود را بیشتر وقف از بین بردن این اعتماد کنند، ما بیش از پیش به گروگان هایی در دست فناوری بدل می شویم که هیچکس نمی داند چگونه کنترل می شود.

پولیتیکو یک سازمان روزنامه نگاری سیاسی مستقر در آرلینگتون واقع در ایالات ویرجینیا است، که مسایل، ایده‌ها و شخصیت‌های در پس سیاست و سیاستگذاری صحنه آمریکا و جهانی را پوشش می‌دهد و محتوای آن از طریق، تلویزیون، اینترنت، روزنامه و رادیو توزیع می‌شود.

این روزنامه در سال ۲۰۰۷ تاسیس شد و سردبیر کنونی آن "جان هریس" است.

 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند