د. نادیة الحکیم در رای الیوم نوشت: در اینجا، صحبت از فرصت شراکت و توافق دو دولت است؛ که وجود اختلافات ایدئولوژیک، تناقض مرجعیتهای فکری و دینی، وجود میراثی از درگیریهای تاریخی و رقابت در بازارهای نفت و گاز، مانع از آن نمی شود که سیل منافع مشترک و دیدگاههای مشابه این دو در خصوص بسیاری از مسائل منطقه ای و بین المللی، نادیده گرفته شود؛ آنچه که توانسته است قطب نمای روابط دو جانبه ایران و روسیه را به سمت توافق و شراکتی سوق دهد که در آن، دو دولت مذکور، دشمن و دوست مشترکی دارند؛ اما دشمن مشترک آنها، غرب، به رهبری ایالات متحده است، باب جنگ سردی را گشوده است که طی آن، از تمام ابزارهای فشار، یعنی تحریمهای اقتصادی و ائتلاف های بین المللی مخالف، استفاده می کند.

هم پیمان مشترک این دو، تنها سوریه نیست؛ اما این کشور عربی در رأس لیست هم پیمانان قرار دارد. ایران همواره در طول تاریخ به همسایه شرقی اش بعنوان یک شریک اقتصادی در مبادلات تجاری نگریسته است و روسیه نیز در شرایطی مشابه، به دنبال تقویت حضور استراتژیک خود در منطقه عربی بوده است و بحران سوریه، فرصت خوبی برای تحقق این هدف، به روس ها داد. اختلافات محوری دولت روسیه با ترکیه در خصوص پرونده سوریه، این اطمینان را به مسئولان روسی داد که امکان تکیه بر ترکیه بعنوان یک هم پیمان استراتژی وجود ندارد. از این رو، در ادامه با خروج ترکیه از گروه هم پیمانان روسیه، خلأ ایجاد شده، با نزدیکی روسیه به ایران، پر شد. البته هنوز زود است که بخواهیم در مورد امکان تبدیل رابطه ایران و روسیه به یک ائتلاف استراتژیک صحبت کنیم، اما فعلا، شرایط بین المللی و منطقه ای به نحوی پیش می رود که دو دولت مذکور در نقطه مشترکی به یکدیگر تلاقی پیدا کرده اند و منافع یکسانی دارند.

روابط روسیه و ایران شبیه به صفحه شطرنجی است که دو طرف در آن ایستاده اند و یکی از آنها، یعنی طرف ایرانی، مبدع این بازی است، اما طرف روسی، در این بازی مهارت بیشتری دارد و در حال حاضر اینطور توافق شده است که این بازی با تساوی به پایان برسد، تا زمانی که محاسبات تغییر کند.