در روزهای اخیر و با انتقاد دکتر علی اکبر ولایتی،  عضو کمیته نظارت بر برجام، در خصوص لزوم نگارش فارسی متن برجام دوباره بحث در خصوص این معاهده بین المللی بالا گرفته است. در این مجال قصد داریم از منظر حقوقی، شرایط نگارش متن برجام به زبان فارسی را بررسی نماییم.

پیش از هرچیز باید بدانیم، از منظر حقوق بین المللی و براساس "کنوانسیون ۱۹۶۹ وین، حقوق معاهدات"، برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) یک «معاهده بین المللی» است، از این رو میتوان در خصوص زبان نگارش برجام به این معاهده ارجاع داد. براساس بخش دوم، فصل سوم، ماده ۳۳، بند ۲ معاهده وین، "متن معاهده به زبانی غیر از زبانهایی که اعتبار معاهده به آنها تصدیق شده است تنها در صورتی معتبر محسوب خواهد شد که معاهده آن را پیش بینی کرده باشد، یا طرفهای متعاهد آنگونه که توافق کرده باشند."

از این رو جهت نگارش متن برجام به زبان فارسی یا هر زبان دیگری اولا باید در خود برجام به وجود متون دیگر اشاره می شد ثانیا دیگر ذینفعان برجام باید آن را به عنوان متن معتبر قبول داشته باشند. 

علاوه بر آن بر اساس بخش پنجم، فصل هفتم، ماده ۷۷ این معاهده، جهت تهیه متن قابل استناد به زبانهای دیگر، نیاز به تشکیل یک «هیات امنا» از طرفین هر معاهده است.

بر اساس متن برجام، نسخه غیر انگلیسی برای برجام تعیین نشده است اما ممکن است اشکال جناب ولایتی و دیگران به همین نکته باشد که چرا در متن برجام یک نسخه فارسی پیش بینی نشده است. جهت پاسخ به این پرسش اجازه دهید فرض کنیم قرار بود یک متن فارسی در کنار متن انگلیسی مورد استناد قرار گیرد. چه اتفاقی می افتاد؟

اولین شرط تهیه متن فارسی برجام این است که باید تمام طرفین و ذینفعان برجام وجود متن فارسی را بپذیرند. با توجه به تعدد و تنوع ذینفعان برجام، پذیرش این امر به نوعی غیر ممکن بوده و توجیه  لزوم وجود متن فارسی  به مذاکراتی در سطح تهیه متن اصلی برجام نیاز داشت!

مضافا اینکه دراین شرایط ممکن بود بقیه کشورها نیز به فکر تهیه متن برجام به زبان خود می افتادند و باید ۶ نسخه از برجام (انگلیسی، فارسی، آلمانی، فرانسوی، چینی، روسی) تهیه می شد. در چنین وضعیتی اگر اختلافی بین متون رخ میداد کدام متن و چگونه مورد استناد قرار می گرفت؟ بعلاوه ؛ جدا از اینکه ماه ها باید زمان صرف تطبیق ترجمه ها می شد و زمینه برای رفع اختلافات و چانه زنی ها بر سر ترجمه فراهم می شد، نهایتا به مانند اکثر توافقاتی که همواره بین ایران و یک کشور غیرانگلیسی زبان امضا می شود، باید یک نسخه انگلیسی هم اضافه شده و توافق می شد که در صورت اختلاف در ترجمه، متن انگلیسی مرجع باشد. لازم به ذکر است، باوجود آنکه سازمان ملل متحد ۶ زبان رسمی دارد، اما هنگامیکه مذاکرات به بحث های دقیق روی متن می رسد، فقط یک متن مبنای مذاکره است که سالهاست زبان متن مذاکره، انگلیسی است.

شرط دوم این است که «هیات امنا» جهت تهیه متن فارسی برجام تشکیل گردد. از آنجا که بین هفت کشور ذینفع برجام، فقط ایران از زبان فارسی استفاده می نماید ترکیب و افراد موثر دراین هیات امنا خود محل اختلاف اساسی بود. حتی در شرایطی که از هر طرف حداقل یک نفر به عنوان امین معرفی شود رای ایران در برابر دیگر ذینفعان، یک به شش است و متن فارسی مطلوب دیگر کشورها، مرجع قرار خواهد گرفت.

همانگونه که شرح داده شد درصورت اصرار ایران به تهیه نسخه فارسی و قابل استناد برجام، شرایط بسیار پیچیده ای رخ می داد که در صورت بروز اختلاف بین متون، شرایط به نفع ایران رقم نمی خورد.

حال فرض کنیم هم ذینفعان برجام به نگارش فارسی متن برجام رضایت دهند و هم متن فارسی به نحوی تهیه گردد، مرجع حل اختلاف کدام متن خواهد بود؟

براساس بخش دوم، فصل سوم، ماده ۳۳، بند ۴ معاهده وین در این شرایط "معنایی برگزیده خواهد شد که نظر به موضوع و هدف معاهده بهترین تلفیق را بین متون مزبور بر قرار می سازد." این یعنی اختلاف بین متون تقریبا لاینحل باقی مانده و با توجه به ترکیب شش در برابر یک دیگر دینفعان و ایران، عملا دست دیپلماتهای کشور در به کرسی نشاندن نظر خود، خالی می ماند.

از طرف دیگر فرض کنیم کشورهای حاضر در برجام و براساس بند ۳۷ برجام جهت حل اختلاف خود بین متن فارسی و انگلیسی به شورای امنیت سازمان ملل مراجعه نمایند. براساس قوانین سازمان ملل، زبان فارسی به عنوان زبان رسمی این سازمان شناخته شده نیست و عملا شورای امنیت فقط متن انگلیسی را به رسمیت می شناخت. از این جهت نیز متن فارسی برجام نه تنها گره گشا نبود بلکه موجب بروز اختلاف و تضییع حق ایران می شد.

از منظر دیگر، طبق بند ۳ همین ماده، در شرایطی که باز معنایی کلمات محل اختلاف باشد می توان به "قواعد بین المللی مرتبط" رجوع کرد. به عنوان مثال چنانچه در معنای کلمه Lift در برجام اختلافی ایجاد شود ایران به راحتی میتواند به قطعنامه های سازمان ملل که از این کلمه به معنای "لغو تحریم" استفاده شده استناد نماید در حالیکه چنانچه متن فارسی وجود داشته باشد این ارجاع، قابل استناد نیست.

لذا همانگونه که ملاحظه شد حتی با فرض پیش بینی نگارش متن فارسی برجام در این معاهده، وجود این متن نه تنها منفعتی نداشت بلکه محل بروز اختلافات اساسی و دردسرهای دیپلماتیک فراوان خواهد شد.

چنانچه صرف وجود متن فارسی از برجام جهت مصارف داخلی و بحثهای کارشناسی مد نظر باشد که وزارت خارجه، نسخه فارسی برجام را منتشر کرده و در دسترس است.

در پایان خاطر نشان می شود؛ وجود متون متعدد گرچه از نظر معاهده وین به رسمیت شناخته می شود اما به دلیل بروز همین مشکلات عملا استفاده نمی شود و ذینفعان معاهدات، مخصوصا معهاداتی با چند ذینفع، ترجیح می دهند با یک زبان مشترک(معمولا انگلیسی) به نگارش معاهدات بپردازند. لذا قیاس جناب ولایتی در مقایسه برجام با ترکمانچای در وجود متن فارسی عملا مع الفارق است.