آنچه موجب کسری بودجه دولت می‌شود بیشتر بودن هزینه‌ها نسبت به درآمدهاست. دولت منابع درآمدی متفاوتی دارد که مهم‌ترین آنها فروش نفت و گاز و مالیات است. اخیرا دولت با عرضه شرکت‌ها در بورس نیز توانسته درآمد قابل توجهی برای خود ایجاد کند و طبق شواهد موجود، همچنان تصمیم دارد عرضه شرکت‌های دولتی را در بورس ادامه دهد. از نکات مهمی که در بخش بودجه می‌توان به آن توجه کرد، مفروضات آن است. در حال حاضر فرض مهم بودجه سال آتی فروش ۶۵۰ هزار بشکه‌ای نفت ۴۰ دلاری است. اگر مقدار فروش آن را قابل تحقق بدانیم، باید ببینیم که آیا واقعا در سال آتی قیمت نفت در سطح ۴۰ دلار باقی می‌ماند یا افزایش یا کاهش خواهد یافت. که بررسی این موضوع مستلزم مطالعه شرایط آتی است و از حوصله این نوشتار خارج است. اما با فرض تحقق نفت ۴۰ دلاری، باید بررسی کرد که این درآمد در مقابل چه هزینه‌هایی قرار گرفته است و از برابری درآمدها و هزینه‌ها در بودجه، حدود دلاری را که می‌تواند بودجه را تراز کند، محاسبه کرد. محاسبه دلار بودجه بیانگر نگاه دولت به بازار ارز است. اگر دلار بودجه عددی در حدود دلار فعلی بازار باشد، به این معنی است که دولت تلاش میکند دلار را سطح فعلی حفظ کند. اگر دلار بودجه بالاتر از دلار فعلی بازار باشد، به این معنی است که برای تراز شدن بودجه باید دلار رشد کند و دولت از این محل منتفع خواهد شد. هر کاهشی در سطح درآمدهای دولت یا هر افزایشی در سطح هزینه‌های دولت به معنی ایجاد کسری بودجه است. دولت از روش‌های متفاوت می‌تواند این کسری را جبران کند: انتشار اوراق دولتی، استقراض، چاپ پول و البته افزایش نرخ دلار. انتشار اوراق یکی از کم ضررترین این روش‌هاست اما متاسفانه معمولا این کسری با چاپ پول یا افزایش قیمت دلار جبران می‌شود.

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند