جنگ ایران جایگاه ابرقدرتی چین را تثبیت خواهد کرد

گروه آنلاین «روزنامه دنیای اقتصاد»- زهرا فخری: تحلیل‌گر فایننشال‌تایمز می‌گوید نخست‌وزیر چین، لی چیانگ، هفته گذشته بیش از ۷۰ مدیرعامل شرکت‌های بزرگ جهانی را گرد هم آورده تا پس از درگیری خاورمیانه، ثبات چین و زنجیره‌های تأمین آن را برجسته کند.

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و‌ نگاه رسانه‌های جهان به جنگ کنونی است. 

با توجه به این‌که چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است، جنگ ایران تهدیدی قابل توجه برای این کشور محسوب می‌شود. اما پکن سال‌هاست خود را برای بحرانی از این دست آماده کرده و اکنون در موقعیتی قرار دارد که این درگیری را به مزیتی در رقابت برای برتری اقتصادی جهانی تبدیل کند.

سال گذشته چین حدود نیمی از نفت خام وارداتی خود و نزدیک به یک‌سوم گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) را از خاورمیانه تأمین کرد. با این حال، این کشور به‌طور تهاجمی ذخایر راهبردی سوخت‌های فسیلی خود را افزایش داده است. برآورد می‌شود چین بزرگ‌ترین ذخایر اضطراری نفت در جهان را در اختیار داشته باشد که مجموعاً حدود ۱میلیارد و ۳۰۰ میلیون بشکه است.

با وجود این، ایران اعلام کرده است که کشتی‌های مرتبط با شرکای «غیر متخاصم» — که چین هم در میان آن‌ها قرار دارد — می‌توانند از تنگه هرمز عبور کنند. تقریباً نیمی از گاز وارداتی چین هم از طریق خطوط لوله و بر اساس قراردادهای بلندمدت از روسیه و ترکمنستان تأمین می‌شود. افزون بر این، حزب کمونیست چین پیش‌تر از قدرت متمرکز خود برای محدود کردن صادرات از پالایشگاه‌های داخلی استفاده کرده و می‌تواند از همین ابزار برای کنترل قیمت‌ها و حرکت به سوی منابع انرژی جایگزین هم بهره ببرد.

علاوه بر این، چین سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در برقی‌سازی اقتصاد انجام داده است. برق حدود ۳۰ درصد از مصرف انرژی چین را تشکیل می‌دهد؛ رقمی که حدود ۵۰ درصد بیشتر از آمریکا یا اروپا است و همین موضوع باعث می‌شود اقتصاد چین در برابر افزایش قیمت جهانی نفت مقاوم‌تر باشد. (با گسترش سریع نیروگاه‌های خورشیدی و بادی، چین هم‌اکنون حدود یک‌سوم ظرفیت تولید انرژی‌های تجدیدپذیر جهان را در اختیار دارد.)

طبق برآوردی که گلدمن ساکس ارائه کرده، ترکیب متنوع منابع انرژی، تأمین‌کنندگان متعدد و دسترسی به مسیرهایی که خلیج فارس را دور می‌زنند باعث شده است تنها حدود ۶ درصد از مصرف کل انرژی چین مستقیماً در معرض اختلال در تنگه هرمز قرار گیرد.

در مجموع، چین می‌تواند از پس درگیری‌ای که ممکن است چندین ماه دیگر نیز ادامه یابد برآید و محافظت بیشتر در برابر نوسانات قیمت جهانی انرژی هم صادرات این کشور را رقابتی‌تر خواهد کرد.

علاوه بر این، شرط‌بندی چین روی فناوری‌های پاک و دستیابی به استقلال صنعتی در کل زنجیره تولید می‌تواند دستاوردهای اقتصادی و دیپلماتیک ماندگاری برای این کشور به همراه داشته باشد.

نخست، این درگیری اهمیت کاهش وابستگی به واردات هیدروکربن‌ها را برجسته کرده است. شرکت‌های چینی دست‌کم ۷۰ درصد ظرفیت تولید جهانی فناوری‌های سبز از جمله قطعات پنل خورشیدی، باتری و خودروهای برقی را در اختیار دارند. این کشور همچنین در استخراج و پالایش عناصر نادر خاکی که در این فناوری‌ها استفاده می‌شوند، برتری دارد.

بازتاب این وضعیت در بازارها هم دیده می‌شود؛ سرمایه‌گذاران در انتظار افزایش تقاضای جهانی برای انرژی‌های تجدیدپذیر، به‌سرعت به سمت سهام انرژی سبز چین هجوم برده‌اند. از زمانی که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند، ارزش بازار بزرگ‌ترین تولیدکنندگان باتری چین بیش از ۷۰ میلیارد دلار افزایش یافته است.

در مرحله بعد، با توجه به این‌که بسیاری از کشورها برای دسترسی به منابع، به تردد از مسیر خاورمیانه وابسته‌اند، چین می‌تواند با تکیه بر ذخایر سوخت فسیلی و مواد حیاتی صنعتی خود، به تأمین‌کننده نهایی در شرایط بحران تبدیل شود. این کشور همچنین صادرکننده خالص فرآورده‌های نفتی است. (برای نمونه، تایوان پیشنهاد پکن برای حمایت  انرژی را رد کرده است.)

چین دومین صادرکننده بزرگ کود شیمیایی در جهان است. هرچند این کشور برای تقویت امنیت داخلی صادرات را محدود کرده، اما می‌تواند برای کشورهایی که با بحران کشاورزی روبه‌رو می‌شوند نقش ضربه‌گیر را ایفا کند. چین همچنین ذخایر راهبردی گوگرد دارد؛ عنصری کلیدی در تولید کود و فرآوری فلزات که بخش زیادی از آن از مسیر تنگه هرمز تأمین می‌شود.

همچنین چین در کاهش وابستگی به واردات هلیوم پیشرفت کرده است؛ از جمله با کشف یک ذخیره بزرگ داخلی و پیشرفت‌هایی در فناوری تصفیه. عرضه این ماده از قطر برای صنعت تراشه در آسیا حیاتی است.

به گفته آگاته دمارِه، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی اروپا، طولانی شدن جنگ می‌تواند به چین در آستانه دیدار پیشنهادی ماه مه میان شی‌جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین و دونالد ترامپ اهرم فشار بیشتری بدهد. او می‌گوید: «بسیاری از موشک‌ها، جنگنده‌ها و تسلیحاتی که آمریکا برای جنگ خود نیاز دارد با عناصر نادر خاکی تولید چین کار می‌کنند. اما ایالات متحده تنها حدود دو ماه ذخیره از این مواد در اختیار دارد.»

به گفته دمارِه، روابط قوی چین با کشورهای خلیج فارس و تجربه آن در توسعه زیرساخت‌ها باعث شده شرکت‌های چینی در خط مقدم بازسازی منطقه پس از جنگ قرار بگیرند.

«آن‌ها می‌توانند تأمین مالی و مصالح لازم برای احیای بنادر، تأسیسات انرژی و کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن را فراهم کنند.»

تلاش‌های پکن برای افزایش جایگاه جهانی یوآن هم ممکن است بر اثر این جنگ تقویت شود. فاصله گرفتن از معاملات نفتی مبتنی بر دلار و حرکت به سمت انرژی داخلی و فناوری‌های سبز چینی در این روند نقش خواهد داشت. گزارش‌هایی هم وجود دارد که ایران با برخی کشورها مذاکره کرده تا مجوز عبور کشتی‌ها در ازای پرداخت با یوآن را صادر کند.

به گفته مالیکا ساچدوا، استراتژیست دویچه‌بانک، «این درگیری می‌تواند جرقه‌ای برای تضعیف سلطه پترو دلار و آغاز عصر پترو یوآن باشد.»

به عبارت دیگر، جنگ ترامپ ممکن است فروش انرژی بدون دلار را عادی کند.

در نهایت، این درگیری تصویر چین را در جهان توسعه‌یافته و در حال توسعه به‌عنوان شریکی باثبات‌تر نسبت به آمریکا تقویت می‌کند. تنها هفته گذشته، لی چیانگ بیش از ۷۰ مدیرعامل جهانی را در مجمع توسعه چین گرد هم آورد تا بر قابلیت اطمینان اقتصاد و زنجیره‌های تأمین این کشور تأکید کند. داده‌های نظرسنجی مؤسسه Morning Consult هم نشان می‌دهد دیدگاه مثبت نسبت به چین در مقایسه با آمریکا در حال افزایش است.

با این حال، اقتصاد چین هم بدون آسیب نخواهد بود. با ادامه جنگ، این کشور با افزایش هزینه‌ها، محدودیت عرضه و احتمال سهمیه‌بندی بیشتر روبه‌رو خواهد شد. در سناریوی یک جنگ طولانی، رکود عمیق جهانی می‌تواند تقاضا برای صادرات چین را کاهش دهد. شرکای خارجی هم همچنان نسبت به عدم توازن تجاری و وابستگی بیش از حد به چین محتاط خواهند بود.

اما کسانی که انتظار دارند این جنگ جایگاه ابرقدرتی چین را تضعیف کند — دیدگاهی که در میان برخی هواداران جریان «ماگا» رایج است — سخت در اشتباه‌اند. نگاه بلندمدت، تنوع‌بخشی و چابکی پکن باعث شده چین به‌طور منحصربه‌فردی مقاوم باشد و در موقعیت مناسبی برای بهره‌برداری از فرصت‌های جدید قرار گیرد.