ارزهای جهان تا چه اندازه از واقعیت اقتصادی فاصله گرفتهاند؟
شاخص بیگمک؛ آینه ارزش پولها
شاخص بیگمک که نخستینبار در سال ۱۹۸۶ توسط اکونومیست معرفی شد، قرار بود یک آزمایش فکری ساده و سرگرمکننده باشد. این شاخص با مقایسه قیمت یک محصول یکسان در کشورهای مختلف تلاش میکند نشان دهد ارزها نسبت به ارزش واقعی خود گران یا ارزان هستند. اما این ایده ساده بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا کرد و به ابزاری مورد توجه معاملهگران ارز، اقتصاددانان و حتی سیاستگذاران تبدیل شد. اکنون، در آستانه چهلمین سالگرد تولد این شاخص، بحثهای مشابه دهههای گذشته درباره ناهماهنگی ارزش ارزهای بزرگ جهان دوباره مطرح شده است.
مزایای مهم
براساس سرمقاله اکونومیست، شاخص بیگمک با وجود ظاهر غیر متعارف خود، مزایای مهمی دارد. دلیل انتخاب این محصول آن است که تقریبا در سراسر جهان عرضه میشود و ویژگیهای اصلی آن، از ظاهر و طعم گرفته تا اندازه و ترکیبات، استاندارد شده است. همانطور که دانشمندان برای حفظ استاندارد یک کیلوگرم تلاش کردهاند، مکدونالد نیز تلاش میکند محصولی تقریبا مشابه در کشورهای مختلف ارائه دهد. به همین دلیل، قیمت بیگمک میتواند تصویری ساده از میزان قدرت خرید ارزها ارائه کند. برای مثال، در آمریکا ۱۰۰ دلار حدود ۱۶ بیگمک خریداری میکند. همین میزان قدرت خرید تقریبا با ۱۰۰ یورو، ۴۲۶ یوآن چین یا ۸۰۳۹ ین ژاپن برابر است. اما در بازار ارز، ۱۰۰ دلار حدود ۸۷ یورو، ۶۷۷ یوآن یا بیش از ۱۶ هزار ین ارزش دارد. این تفاوت نشان میدهد که بسیاری از ارزهای جهان با ارزش واقعی خود براساس قدرت خرید داخلی فاصله دارند.
البته شاخص بیگمک همواره با انتقادهایی روبهرو بوده است. برخی معتقدند یک محصول نمیتواند وضعیت کل یک اقتصاد را نشان دهد. از سوی دیگر، گروهی میگویند این شاخص بیش از حد گسترده است، زیرا قیمت بیگمک تنها به مواد اولیه وابسته نیست و عواملی مانند دستمزد نیروی کار، هزینه اجاره فروشگاه و شرایط بازار داخلی را نیز در برمیگیرد. همچنین برخی اقتصاددانان درباره توانایی این شاخص برای پیشبینی نرخ ارز یا تعیین ارزش واقعی پولها تردید دارند.
با این حال، اکونومیست تاکید میکند که شاخص بیگمک در مقایسه با شاخصهای پیچیدهتر قدرت خرید نیز نقاط قوتی دارد. معیارهای رسمی مانند شاخصهای برابری قدرت خرید بانک جهانی، اگرچه جامعتر هستند، اما معمولا با تاخیر منتشر میشوند و تهیه آنها فرآیندی بسیار پیچیده است. در مقابل، شاخص بیگمک سریعتر، سادهتر و قابل فهمتر است. جالب آنکه از میان 54 اقتصادی که هم در شاخص بیگمک و هم در دادههای بانک جهانی بررسی شدهاند، تنها در هفت مورد اختلاف قابلتوجهی درباره ارزان یا گران بودن ارز وجود داشته است.
دلیل کارآمدی
یکی از دلایل کارآمدی این شاخص آن است که بیگمک برخلاف تصور، تنها یک محصول ساده نیست. این همبرگر بیش از 60 جزء مختلف دارد؛ از گوشت گاو و مواد افزودنی گرفته تا هزینه نیروی کار و فضای تجاری. بنابراین قیمت آن ترکیبی از عوامل مختلف اقتصادی یک کشور را منعکس میکند. شاخص بیگمک در گذشته نیز نشانههایی درباره ناهماهنگی ارزها ارائه کرده است. برای نمونه، این شاخص در سال 1999 و همزمان با تولد یورو نشان داد که این ارز بیش از اندازه ارزشگذاری شده است. امروز نیز این شاخص بار دیگر توجهها را به اختلاف میان ارزش ارزهای بزرگ جهان جلب کرده است.
در سالهای اخیر، بحث درباره ارزش یوآن چین اهمیت بیشتری پیدا کرده است. صندوق بینالمللی پول پیشتر اعلام کرده بود که ارزش یوآن حدود ۱۶ درصد پایینتر از سطحی است که عوامل اقتصادی توجیه میکنند. این مزیت رقابتی به چین کمک کرده است مازاد تجاری عظیمی ایجاد کند؛ بهطوری که مازاد تجاری این کشور در کالاها در سال گذشته به حدود ۱.۲ تریلیون دلار رسید.
این موضوع باعث نگرانی برخی اقتصادهای بزرگ، بهویژه اروپا، شده است. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، این عدم توازن را تهدیدی جدی برای صنایع اروپایی توصیف کرده است. در آمریکا نیز دونالد ترامپ بارها از ارزهای ارزان کشورهای آسیایی انتقاد کرده و آنها را عاملی برای ایجاد عدم تعادل تجاری دانسته است. هرچند احتمال توافقی مشابه پیمان پلازا در دهه 1980 برای کاهش ارزش دلار بسیار کم به نظر میرسد، بحث درباره نقش نرخ ارز در تجارت جهانی همچنان ادامه دارد.
سیگنال عدم تعادل
از نگاه اکونومیست، شاخص بیگمک میتواند در این بحث پیچیده نقش روشنگر داشته باشد. این شاخص نشان میدهد ارز ارزان معمولا با قیمت پایینتر کالاها نسبت به آمریکا همراه است. در مورد چین، پایین بودن ارزش یوآن در کنار مصرف داخلی ضعیف و وابستگی به صادرات، بخشی از عدم تعادل اقتصادی جهان را توضیح میدهد. با این حال، راهحل افزایش شدید ارزش یوآن نیست. چنین اقدامی میتواند رشد اقتصادی چین را کاهش دهد و فشارهای تورمی منفی این کشور را تشدید کند.
راه بهتر آن است که سیاستگذاران چینی با تحریک اقتصاد، افزایش درآمدها و رشد قیمتهای داخلی را تقویت کنند. در این حالت، حتی بدون تغییر شدید نرخ ارز، ارزش واقعی یوآن افزایش خواهد یافت. شاخص بیگمک شاید هرگز جایگزین معیارهای رسمی اقتصادی نشود، اما تا زمانی که ارزها از ارزش واقعی خود فاصله داشته باشند، همچنان تصویری ساده و قابل فهم از وضعیت اقتصاد جهانی ارائه خواهد کرد. همانطور که «لو گراند کی» زمانی معیار وزن جهان بود، یک همبرگر ساده نیز میتواند به زبان همه کشورها درباره ارزش پولها سخن بگوید.