اول و مهم‌تر از همه، دیدگاه جدید بدهی است که ریسک‌های سایر مطالبه‌کنندگان درآمدهای مالیاتی عمومی، مانند مستمری‌بگیران را دست‌کم می‌گیرد، که ممکن است در دولت رفاه قرن بیست و یک به‌عنوان دارندگان بدهی خرد در نظر گرفته شوند. از این گذشته اکثر سیستم‌های تامین‌اجتماعی مانند بدهی هستند؛ به این معنا که اکنون دولت از شما پول می‌گیرد و قول می‌دهد با پیر شدنتان، آن را با بهره بازپرداخت کند و برای دولت‌ها، این بدهی «خرد» گسترده است.

دولت‌های کشورهای عضو OECD در حال حاضر به‌طور متوسط ۸ درصد از تولید ناخالص داخلی حقوق بازنشستگی سالمندان را پرداخت می‌کنند و این عدد تا مرز متلاشی‌کننده ۱۶ درصد در مورد ایتالیا و یونان پیش می‌رود. در حقیقت، مالیات‌های آینده تعیین شده برای پرداخت حقوق بازنشستگی‌ها، مالیات‌های آینده تعیین شده برای پرداخت بدهی‌ها را به گل می‌نشاند. اگرچه بسیاری از دولت‌ها در تلاش هستند که حقوق بازنشستگی را به‌صورت تدریجی متمایل به پایین تنظیم کنند، همان‌طور که اروپا در طول بحران مالی انجام داد و مکزیک و برزیل اخیرا تحت فشار قرار گرفته‌اند. اما متاسفانه، رشد آهسته و سالخوردگی جمعیت به معنای این است که کارهای باقی مانده زیادی باید انجام شود. بنابراین، حتی اگر به‌نظر رسد دولت‌ها می‌توانند بدهی‌های بیشتری را بدون پرداخت نرخ‌های بهره بالاتر، متعهد شوند، ممکن است خطرات و هزینه‌های واقعی پنهان بماند. اقتصاددانان آلن آورباخ و لورنس کوتلیکف در یکسری از مقاله‌های تاثیرگذار در دهه ۱۹۹۰ نقطه‌نظر مشابهی را ارائه دادند.

 

 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند