کودکی و شکل‌گیری ایده کسب‌وکار

اورتگا در ۲۸ مارس ۱۹۳۶ (همزمان با شروع جنگ داخلی در اسپانیا) در دهکده کوچکی واقع در شمال شهر لئون اسپانیا متولد شد. او کوچک‌ترین فرزند خانواده پس از چهار فرزند دیگر بود. فقر شدید باعث شد خانواده اورتگا به شهر گالیسیا مهاجرت کند. در این شهر، پدرش کارگر راه‌آهن و مادرش خدمتکار شد. آنها به‌طور کلی خانواده بسیار متوسطی بودند. به همین دلیل در ۱۴ سالگی مدرسه را رها کرد تا پول درآورد و کمک خرج خانواده باشد. او در یک تولیدی کوچک لباس به نام «گالا» به‌عنوان وردست مشغول به کار شد و همان جا دوختن لباس را یاد گرفت. در آن سال‌ها سخت کار می‌کرد و در زمان آزادش از دوچرخه‌سواری در شهر لذت می‌برد. ایده درخشان راه‌اندازی کسب‌وکار هنگام یکی از این دوچرخه‌سواری‌ها به ذهنش رسید. او فهمیده بود برای خوب پول درآوردن، باید همان چیزی را به مشتری عرضه کرد که خواهان آن است.  در سال‌های دهه ۵۰ میلادی، جامعه گالیسیا که یکی از بخش‌های خودمختار اسپانیا بود، فرصتی عالی برای طرح کسب‌وکار اورتگا فراهم کرد: کم بودن گزینه‌های شغلی و زنان تنهای زیادی که دوخت و دوز بلد بودند. اورتگا ابتدا این زنان را در یک تعاونی‌ خیاطی سازماندهی کرد. خط تولید آنها عبارت بود از لباس‌های راحتی خانه و لباس کودک. کارکنان سابق آن تعاونی سال‌ها بعد می‌گفتند که چقدر زنان گالیسیا برای به دست آوردن شغل در آنجا سر و دست می‌شکستند و چقدر از شرایط کار در آنجا راضی بودند؛ به‌خصوص که رئیس‌شان همیشه دم دست بود و ارتباط نزدیکی با آنها داشت.

پس از ۱۰ سال تجربه اداره این تعاونی خیاطی، اورتگا اولین شرکتش را به نام Confecciones GOA تاسیس کرد که عمدتا حوله‌های لباسی بلند تولید می‌کرد. اورتگا اولین فروشگاه عرضه محصولات خودش را با کمک همسر سابقش در سال ۱۹۷۵ به نام «زوربا» تاسیس کرد که این اسم به دلیل مشکلات حقوقی به زودی به «زارا» تغییر یافت. فروشگاه‌های زارا به تدریج به سایر شهرهای اسپانیا توسعه یافت و وقتی در سال ۱۹۸۸ گروه ایندیتکس (Inditex) به‌عنوان شرکت مادر تشکیل شد، اورتگا اولین فروشگاه زارا را در پرتغال که نیروی کارش حتی از اسپانیا ارزان‌تر بود، راه‌اندازی کرد. در سال‌های بعد، فروشگاه‌های زارا به تدریج به آمریکا، لندن و دیگر شهرهای دنیا راه یافتند.

امروز برند زارا به همراه برندهای معروف زارا هوم، ماسیمو دوتی، استرا، برشکا، پول‌اند بر و ...، زیرمجموعه‌ گروه ایندیتکس هستند که اورتگا ۲۹/ ۵۹ درصد مالکیت آن را در اختیار دارد. ایندیتکس نزدیک به ۱۰۰ هزار کارمند دارد و تعداد کل فروشگاه‌های آن در سراسر دنیا ۷ هزار تا در ۹۱ بازار مختلف است.

با اینکه آمانسیو اورتگا در سال ۲۰۱۱ خودش را از شرکت ایندیتکس بازنشسته کرد، اما همچنان نقش مهمی در این کسب‌وکار ایفا می‌کند. او عاشق کار کردن است و به ندرت زمان خالی برای خودش باقی می‌گذارد. حتی حالا که ۸۰ سالگی را رد کرده، بیشتر روزها به شرکت سر می‌زند و هیچ‌گاه از کار کردن و شنیدن اید‌ه‌های جدید خسته نمی‌شود. در حال حاضر، پابلو ایسلا مدیر عامل ایندیتکس است.

  مدیری متفاوت

ششمین فرد ثروتمند دنیا، در مقایسه با بهترین مدیران منطقه سیلیکون ولی آمریکا ثروتش را از راه متعارف‌تری جمع‌آوری کرده است. اما سبک مدیریت او کمی با بقیه فرق دارد:

سرعت همه چیز است: وقتی اورتگا زارا را تاسیس کرد، برنامه‌ریزی تهاجمی کرد تا سریع‌تر از هر رقیب دیگری، محصولات فروشگاه خود را به‌روز کند. بر اساس این استراتژی اورتگا، فروشگاه‌های زارا دو بار در هفته محصولات خود را به‌روز می‌کنند و این سرعت تغییر محصولات، فاصله قابل توجهی با بسیاری از رقبای این برند ایجاد کرده است.

وسواس نسبت به خواسته مشتری: اورتگا در گزارش سالانه ۲۰۰۹ شرکت ایندیتکس نوشته بود: «همیشه مشتری مدل کسب‌وکار را پیش می‌برد.» او همواره به این شعار پایبند بوده و در گزارش سالانه ۲۰۱۰ که آخرین گزارش قبل از استعفایش به‌عنوان رئیس هیات مدیره شرکت بود، نوشت: «مشتری باید همچنان مرکز اصلی توجه ما باشد؛ هم در ایجاد مجموعه مد و هم در طراحی فروشگاه‌ها، سیستم لجستیک و هر فعالیت دیگر.» نبوغ اورتگا در مد و لباس ناشی از دقت او در نوع پوشش مردم و گوش دادن به خواسته‌های آنها است. او همیشه به خواسته‌های مشتریان گوش می‌دهد و این کار باعث انعطاف‌پذیری شرکت و تطبیق آن با رویدادهای فصلی روز می‌شود.

کنترل زنجیره تامین: ترجیح اورتگا به حفظ تعاملات نزدیک با افراد، در شیوه انجام کسب‌وکارش هم اثر داشته، به‌طوری که اصرار اورتگا بر حفظ عملیات تولید در نزدیکی خانه، یکی از فاکتورهای موفقیت او بوده است. در شرایطی که دیگر برندهای مد و لباس فرآیند تولید خود را به دلیل ارزان بودن نیروی کار به آسیا و عمدتا چین برون‌سپاری می‌کنند، ۵۵ درصد تولید زارا در اسپانیا، پرتغال و مراکش صورت می‌گیرد. همین کوتاه شدن زنجیره تامین به شرکت امکان می‌دهد در برابر رویدادهای تازه، واکنش فوری داشته باشد. به این ترتیب، فروشگاه‌ها آیتم‌هایی را انبار می‌کنند که از سوی مشتری با استقبال مواجه می‌شوند و هیچ محصولی روی دست آنها نمی‌ماند.

نوآوری مستمر: اورتگا در سال ۲۰۰۷ در جمع گروهی از استادان کسب‌وکار گفته بود، «بدترین کاری که یک نفر می‌تواند انجام دهد از خود راضی شدن است. هیچ وقت به خودم اجازه نمی‌دهم از کاری که انجام داده‌ام رضایت محض داشته باشم و سعی کرده‌ام این موضوع را برای اطرافیانم جا بیندازم.» او معتقد است اگر می‌خواهید نوآوری کنید، بر نتایجی که به دست می‌آورید، متمرکز نشوید، «یا رشد کنید یا بمیرید.»

کارمندان اورتگا می‌گویند او هیچ‌گاه دفتر کار، میز یا کامپیوتر اختصاصی نداشته و در میان کارمندان شرکتش را مدیریت کرده و با آنها غذا می‌خورده است. همیشه خیلی دقیق به حرف افراد گوش می‌دهد. او به درون‌گرا بودن معروف است و معمولا از سخنرانی‌های عمومی خودداری می‌کند. به خاطر اینکه سعی می‌کند زیاد در مرکز توجه نباشد، به دیگر مدیران ارشد ایندیتکس امکان می‌دهد خودی نشان دهند و اختیار کافی برای انجام کارها داشته باشند. در نهایت، این روزها که بیشتر شرکت‌های بزرگ دنیا از طریق ایمیل با هم در ارتباط هستند و کارهای خود را به این طریق سازماندهی می‌کنند، اورتگا ارتباطات شفاهی یا مکتوب را ترجیح می‌دهد.

اورتگا موضوع نگارش کتاب‌های متعددی بوده که معروف‌ترین آنها «از صفر تا زارا» و «مردی از زارا» (نوشته کووادونگا اوشی) نام دارند.


 املاک و دارایی‌ها

اورتگا پس از بازنشستگی، اوقات فراغت خود را با اسب‌سواری می‌گذراند. برج ۴۳طبقه «پیکاسو» که یکی از بلندترین آسمان‌خراش‌های اسپانیا است و بیش از ۵۰۰ میلیون دلار ارزش دارد، متعلق به او است. او همچنین املاکی در لندن، پاریس، لیسبون و نیویورک دارد و در حوزه‌های گردشگری، بانک و شرکت‌های گاز سرمایه‌گذاری کرده است.

 


فراری از رسانه‌ها

زندگی خصوصی اورتگا مثل یک قلمرو ناشناخته است. او هیچ وقت به‌عنوان یک کارآفرین بزرگ در محافل عمومی ظاهر نمی‌شود و معمولا جایی مصاحبه نمی‌کند. تا سال ۱۹۹۹ کسی عکسی از او ندیده بود. اولین بار زمانی که شرکتش در سال ۲۰۰۱ عرضه عمومی شد، جلوی دوربین رسانه‌ها قرار گرفت و این اتفاق تیتر رسانه‌های اسپانیایی شد.  با اینکه اورتگا صاحب بزرگ‌ترین شرکت لباس در دنیا است، لباس‌های خیلی ساده و معمولا یک جور می‌پوشد: کت آبی، پیراهن سفید، شلوار طوسی و بدون کراوات. جالب است که هیچ کدام از این لباس‌ها حتی از برندهای شرکت خودش نیستند.

 

 

این مطلب برایم مفید است
17 نفر این پست را پسندیده اند