چند کتاب از محمود کیانوش دیدم که چند سالی از انتشار آنها می‌گذرد، ولی من تا حالا آنها را نخوانده بودم. یکی «نیما یوشیج و شعر کلاسیک فارسی» که چند سال پیش در نشر قطره منتشر شده، ولی در تهران هر چه گشتم، آن را پیدا نکردم و آخر دوست شاعر عزیزم، سعید اسکندری، که کتاب را در کتاب‌فروشی‌های اهواز دیده بود و فهمیده بود دوست دارم این کتاب را بخوانم، آن را خرید و همراه با چند کتاب دیگر از اهواز برایم ارسال کرد. بعد به‌صورت اتفاقی دو کتاب دیگر از محمود کیانوش پیدا کردم که هر دو با اجازه خود او در اینترنت منتشر شده. یکی «پروین اعتصامی» در نقد آرای شفیعی‌کدکنی راجع‌به پروین و دیگری «بردار اینها را بنویس آقا» که حاوی خاطرات او از بعضی چهره‌های معروف دهه چهل است. هر سه کتاب را خواندم و شگفت‌زده شدم و بارها در دلم به کیانوش آفرین گفتم. افسوس خوردم که چرا این کتاب‌های کیانوش در ایران ناشناخته مانده و چندان توجه کسی را جلب نکرده است. تیزبینی کیانوش و دقت علمی او و احاطه‌ای که بر شعر و ادبیات فارسی دارد، ستودنی است. ولی موضوع خیلی فراتر از اینها است. کیانوش نشان می‌دهد که چطور مرعوب فضاهای اجتماعی و رسانه‌ای می‌شویم و از حقیقت دور می‌افتیم. چطور وقتی مرعوب فضای رسانه‌ای شدیم، پرده‌ای جلو چشم‌های ما را می‌گیرد و از پذیرفتن حقیقت تن می‌زنیم.

در کتابی هم که راجع‌به نیما نوشته همین‌طور. نشان می‌دهد که نیما نه شناخت دقیقی از شعر و ادبیات فارسی داشته و نه با ادبیات بقیه دنیا آشنا بود و نه حتی آن‌قدرها زبان خارجی می‌دانسته است. نیما در «ارزش احساسات» می‌گوید: «کاری را که ورتر، شاعر آلمانی، با درام‌های خود انجام می‌داد یا آلکسی تولستوی با داستان تاریخی «سربریانی» جلوه‌گر می‌ساخت، نامق کمال با آثار نوین خود بروز داده بود.» درحالی‌که نه شاعری به نام ورتر وجود دارد و نه آلکسی تولستوی داستانی تاریخی به نام «سربریانی» دارد. ورتر شاعر آلمانی نیست، قهرمان داستان معروف گوته است. تولستوی هم داستانی تاریخی به نام «سربریانی» ندارد. تلفظ درست این کلمه «سوبرانی» است. «سوبرانی سوچینینی» به روسی یعنی مجموعه آثار و عنوان مجموعه آثار ده‌جلدی تولستوی در روسی «سوبرانی سوچینینی» نام دارد.

کتاب دیگری که از محمود کیانوش خواندم، «بردار اینها را بنویس آقا» نام دارد و حاوی خاطرات او از بعضی چهره‌های معروف دهه چهل است. اینجا هم تصویری که از آل‌احمد و م. آزاد و سیروس طاهباز و نجف دریابندری و همایون صنعتی‌زاده و خیلی‌های دیگر به‌دست می‌دهد، با تصوری که ما از این اشخاص داریم، به‌کلی فرق می‌کند. این کتاب مثل کتابی که راجع به پروین اعتصامی و شفیعی کدکنی نوشته، در اینترنت وجود دارد و در دسترس همه هست.