درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
دو جنگ تحمیلی به فاصله یک سال و تبعات اقتصادی آن فشار قابلتوجهی بر بسیاری از بنگاههای تولیدی کشور وارد کرد. اختلال در زنجیره تامین، کاهش تقاضا، مشکلات نقدینگی و افزایش هزینههای عملیاتی باعث شد برخی واحدهای تولیدی برای کنترل هزینهها به تعدیل نیروی انسانی یا کاهش ظرفیت فعالیت خود روی آورند.
بحرانهای اقتصادی با کاهش گرایش به سرمایهگذاری، از رشد مشاغل مولد جلوگیری میکند. تحریمهای سخت، موانع جدی بر سر راه تجارت خارجی، کمبود مواد خام و کالاهای واسطهای، قطع گاه به گاه برق و گاز، تورم بالا، کاهش قدرت خرید خانوارها و پایین آمدن تقاضا برای بسیاری از کالاها و خدمات، بخش اعظم بنگاههای کشور را با چالش جدی روند نزولی جدی و تنگنای مالی مواجه ساخته است؛ به همین دلیل بسیاری از بنگاهها به کاهش ساعات کار و تعدیل نیروی انسانی اقدام میکنند.
صحبت درباره لزوم حمایت از صنایع مولد زمانی معنادار میشود که در وهله اول چند فرض در نظر بماند. با توجه به شواهد موجود، پایان مخاصمات با ابهام مواجه است. نکته حائز اهمیت آنکه ایران به یک تفاهم با آمریکاییها رسیده است و رؤسای جمهور دو کشور آن را امضا کردهاند؛ اما متاسفانه برخی در داخل کشور به دلایل مختلف و بهخاطر منافع خاص تلاش میکنند این تفاهم را با تحریکهای گوناگون بر هم بزنند.
اقتصاد ایران بهدلیل وابستگی بخشی از تولید به واردات مواد اولیه، ماشینآلات، قطعات و کالاهای واسطهای، نسبت به تحولات بینالمللی حساس است. جنگ ۴۰ روزه، مسیرهای تجاری، حملونقل، تامین ارز، ترخیص کالا از گمرک و برنامهریزی تولید را دچار مشکل کند.