این سه اقتصاددان که از دو دانشگاه ام‌آی‌تی و ‌هاروارد آمریکا هستند از اواسط دهه ۱۹۹۰ تحقیقات میدانی را در کنیا و هند آغاز کردند و هدف آنها شناسایی دقیق علل فقر و گسترش بیماری‌ها و ارائه راه‌حل برای این مشکل فوری بشر بود.آنها در تحقیقات خود به واقعیت‌های بسیار جالب توجه دست یافتند و توانستند رویکرد تجربه محور و عملگرایانه خود را به روشی استاندارد در اقتصاد توسعه تبدیل کنند. با بهره‌گیری از این روش، کارآیی سرمایه‌گذاری دولت‌ها و برنامه‌های مبارزه با فقر و بیماری‌ها افزایش می‌یابد و زمینه برای بهبود شرایط زندگی صدها میلیون نفر از جمعیت فقیر جهان فراهم خواهد شد.

به باور کارشناسان، بهره‌گیری از این روش در حوزه‌های دیگر امکان‌پذیر، سودمند و حتی ضروری است. اقتصاددان‌ها معمولا به تحقیقات نظری می‌پردازند و دیدگاه‌شان به مسائل کلی است؛ اما تا وقتی مسائل به اجزای تشکیل‌دهنده آنها تجزیه نشود درک صحیح از آنها حاصل نخواهد شد و طبیعی است که رفع این مشکلات دشوار است. سه اقتصاددان برنده جایزه نوبل اقتصاد معتقدند باید ابتدا به روش تجربی و با تحقیقات میدانی، درکی صحیح از مشکل پیدا کرد و سپس با بهره‌گیری از مبانی علمی و آزمون و خطا، به حل مشکلات پرداخت. آنها با همین روش توانسته‌اند وضعیت زندگی میلیون‌ها نفر از کودکان فقیر هند و کنیا را بهبود بخشند.

در مطالب حاضر به دلایل اهمیت تحقیقات این سه اقتصاددان، اثرات روش آنها برای مبارزه با فقر و بیماری‌ها، ضرورت استفاده از رویکرد تجربه محور به مسائل و... اشاره شده است.

 

احسان آذری‌نیا

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند