رئیس‌جمهوری چین در نشست مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۷ اعلام کرد، چین بزرگ‌ترین هوادار تجارت آزاد است و هرگونه تلاش برای متوقف کردن جریان سرمایه، فناوری، کالا، صنعت یا مهاجرت بین اقتصادها بی‌نتیجه است. در ژانویه سال گذشته، ترامپ در داووس پیامی ساده داشت. او گفت: «هرگز مانند اکنون شرایط برای به‌کار‌گیری نیروی کار، ساخت، سرمایه‌گذاری و رشد در ایالات‌متحده تا این اندازه فراهم نبوده است. آمریکا برای تجارت آزاد آغوشی باز دارد و به تجارت آزاد پایبند است اما ما نمی‌توانیم تجارت آزاد داشته باشیم، اگر برخی کشورها از سیستم کنونی به زیان دیگر کشورها استفاده کنند.»

هیچ‌یک از این دو نفر به رقیب ابرقدرت خود اشاره‌ای نکرد. اما مشخص بود که آنها در بیان و توصیف مرزبندی‌های تجارت جهانی در حال صحبت کردن درباره یکدیگر هستند. اگر درباره نشست سال گذشته اقتصاد جهان ابهام‌هایی وجود داشت، اقدامات تجاری آمریکا علیه چین و اقدامات تلافی‌جویانه چین در حوزه تجارت طی نیمه دوم سال گذشته میلادی این ابهام‌ها را از میان برد. در نشست امسال مجمع جهانی اقتصاد، اکثر رهبران جهان، اقتصاددان‌ها و مدیران شرکت‌های بزرگ در سخنرانی‌ها و اظهارنظرهای خود به موضوع تنش‌های تجاری و اثرات آن بر اقتصاد جهان اشاره کردند و عدم پایبندی به قواعد بین‌المللی و چندجانبه گرایی را که طی چند دهه اخیر اجرا شده مورد انتقاد قرار دادند. آنها اعلام کردند اگر روند کنونی یعنی زیر پا گذاشته شدن قواعد سیستم‌های بین‌المللی تجاری ادامه پیدا کند، همه زیان خواهند دید.

تحلیلگر ارشد موسسه مک‌کینزی اعلام کرد: «تجارت تنها یکی از جنبه‌های تنش در روابط آمریکا و چین است. از پیش جنگ تجاری بین دو اقتصاد بزرگ جهان لطمات بزرگی به اقتصاد دنیا وارد کرده است، در زنجیره‌های عرضه تغییراتی پدید آورده و بر برنامه‌ریزی شرکت‌ها اثر گذاشته است.» در ابتدای نشست امسال اقتصاد جهان، صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی خود از نرخ رشد اقتصاد جهان را کاهش داد و نظرسنجی‌ها نشان داده که بدبینی مدیران شرکت‌ها درباره افق اقتصاد جهان افزایش یافته است. در دنیای واقعی، اثرات این تنش‌ها ماه‌هاست احساس می‌شود. برای مثال شرکت فاکس‌کان را در نظر بگیرید. این شرکت گوشی‌های اپل را در چین مونتاژ می‌کند و مدتی است در حال برنامه‌ریزی برای انتقال فعالیت‌های خود به ویتنام و هند است تا از اثرات تنش‌های تجاری در امان بماند. همچنین خودروسازها قصد دارند فعالیت‌های خود را به کشورهایی که در معرض تعرفه نیستند منتقل کنند. از سوی دیگر تمامی کشورهایی که با چین روابط گسترده تجاری دارند از این تنش‌ها لطمه دیده‌اند. اما دیدگاه واشنگتن و پکن چیست؟ امسال هیات آمریکایی به دلیل تعطیلی نهادهای دولت این کشور در نشست داووس شرکت نکرد، اما مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا از طریق یک لینک ویدئویی برای شرکت‌کنندگان در نشست سخنرانی کرد. او سخنان خود را با انتقاد شدید از رفتار چین با همسایگان و در داخل این کشور شروع کرد، اما گفت اختلافات بین چین و آمریکا قابل حل است، اگر چین اصول تجارت منصفانه را بپذیرد و به حقوق دارایی‌های معنوی پایبند باشد.

از دید برخی کارشناسان آمریکایی، اقدامات ترامپ سبب شده چین رفتار خود را تا اندازه‌ای تغییر دهد و لازم است فشارها بر این کشور بیشتر شود اما این دیدگاه یک‌سویه است. یکی از متخصصان تجارت در دانشگاه تجارت بین‌المللی و اقتصاد پکن می‌گوید: «فشارهای ترامپ ممکن است در نهایت به باز شدن درهای اقتصاد چین به روی کالاهای آمریکایی منجر شود، اما هدف فراگیر ترامپ صرفا این نیست و نیز حتی در حوزه تجارت آمریکا نخواهد توانست به‌طور کامل به اهداف خود دست پیدا کند.» از سوی دیگر اگر خطرات سیاسی تغییر رویه تجاری چین برای رئیس‌جمهوری این کشور بزرگ باشد. او به درخواست‌های آمریکا عمل نخواهد کرد. زیرا مقابله با تبعات تنش‌های تجاری آسان‌تر از پذیرش ریسک‌های سیاسی است. در واقع اگر رئیس‌جمهوری چین در برابر خواسته ترامپ تسلیم شود، زیان سیاسی بزرگی برای او در داخل این کشور به‌وجود خواهد آمد و اعتماد عمومی به وی به‌شدت کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر با آنکه حجم مبادلات تجاری چین و آمریکا بسیار زیاد است، اما آمریکا تنها شریک تجاری چین نیست و اگر فشارهای آمریکا شدت یابد، چین نرمش نشان نخواهد داد.

موضوع بسیار مهم در حوزه تنش‌های کنونی بین چین و آمریکا این است که حتی اگر چین میزان بالاتری کالا از آمریکا وارد کند، تغییری در روابط پرتنش دو ابرقدرت اقتصادی پدید نخواهد آمد. نخست آنکه ترامپ برای کاستن از کسری تجاری خود با چین که در ۹ ماه نخست سال گذشته به ۳۰۱ میلیارد دلار رسید، صرفا نباید بر چین فشار وارد کند، بلکه باید تغییرات گسترده‌ای در ساختارهای اقتصادی داخلی آمریکا به‌وجود آورد تا بر صادرات افزوده شود. درست است که دولت چین طی چند دهه اخیر از طریق حمایت از شرکت‌های داخلی عملا رویه‌های غیرعادلانه تجاری را دنبال کرده اما نقایصی در اقتصاد آمریکا وجود داشته که سبب شده مازاد تجاری چین با آمریکا از ۶ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۵ به ۳۰۱ میلیارد دلار در ۹ ماهه نخست سال قبل برسد.

نکته دوم این است که وجود کسری تجاری توجیهی منطقی برای به‌وجود آوردن تنش تجاری با یک کشور دیگر نیست. ترامپ بارها ادعا کرده چین سیاست‌های غیرمنصفانه تجاری دارد و به حقوق دارایی‌های معنوی آمریکا احترام نمی‌گذارد. اما او قبل از آغاز تنش‌های تجاری باید به ساختار صادرات و واردات آمریکا و زیان‌هایی که این تنش‌ها بر اقتصاد آمریکا دارد توجه می‌کرد به‌نظر می‌رسد او این موضوع مهم را نادیده گرفته و اکنون بسیاری از بخش‌های اقتصاد آمریکا تحت‌تاثیر منفی این تنش‌ها قرار گرفته‌اند. در هر حال در نشست هفته گذشته مجمع جهانی اقتصاد با آنکه دو رئیس‌جمهوری آمریکا و چین در آن حضور نداشتند موضوع اصلی سخنان بسیاری از مقامات سیاسی و تجاری حاضر در این نشست تنش‌های تجاری بود. کریستین لاگارد رئیس صندوق بین‌المللی پول در آغاز نشست یادشده اعلام کرد کاهش نرخ رشد اقتصادی چین فعلا مایه نگرانی نیست، اما اگر سرعت کاهش بیشتر شود، ریسک‌های بزرگ اقتصاد جهان را تهدید خواهد کرد و طبیعی است که ریسک‌های اقتصادی در حوزه‌های غیر اقتصادی نیز لطماتی به کشورها وارد می‌کند.

از پیش شاهد تاثیرات کاهش نرخ رشد اقتصادی چین و آمریکا بوده‌ایم. اقتصاد چین سال قبل ۶/ ۶ درصد رشد کرد و پیش‌بینی شده این رقم امسال ۲/ ۶ درصد خواهد بود. هیات چینی شرکت‌کننده در نشست داووس پیام امید به این نشست آورده بود. آنها تلاش کردند دیدگاه‌ها نسبت به افق اقتصاد چین را تغییر دهند و کشورشان را مدافع تجارت آزاد و محلی بسیار مناسب برای سرمایه‌گذاری معرفی کنند. واقعیت این است که اکنون در آغاز سال جدید میلادی، شرایط با ابتدای سال قبل متفاوت است زیرا بحران سیاسی در اروپا مدتی است آغاز شده، نرخ رشد اقتصاد جهان در حال کاهش است و برای رفع اختلافات تجاری و غیرتجاری بین چین و آمریکا هنوز افقی متصور نیست. همچنین دولت آمریکا طی دو سال آینده راهی بسیار دشوار پیش‌رو دارد و انواع ریسک‌های سیاسی و اقتصادی جهان را تهدید می‌کند.