آنچه مورد اجماع همه فعالان بازار نفت و اقتصاددانان است، لزوم استمرار این فرآیند و ایجاد بازار قابل اتکایی برای خریداران بالقوه و بالفعل نفت است. برای تحقق این مهم موارد ذیل قابل ذکر است:

۱- تقویت نگاه مثبت از سوی همه دستگاه‌های مسوول اجرایی و تقنینی و نظارتی: با توجه به تقویت جریان شفافیت‌خواهی در کشور - که معمولا خیلی مورد علاقه برخی مدیران اجرایی نیست - لازم است این جریان حفظ و تقویت شود. توجیه صحیح مزایای این رویکرد شفاف و رقابتی برای مدیران در سه قوه و دارندگان تریبون‌های رسمی، از الزامات موفقیت این موضوع است. مطالبه معاملات شفاف و رقابتی از وزارت نفت از سوی رسانه‌ها و مسوولان نظارتی و تقنینی، در کنار اراده تحقق آن از سوی مدیران عالی دولت، آنان را به پیروی از این روش و اجتناب از هر گونه اقدام برای اثبات عدم موفقیت آن ترغیب خواهد کرد. به ویژه لازم است دستگاه‌های نظارتی، برخلاف برخی رویه‌های معمول، از قبل، اطمینان نسبی به مدیران عملیاتی این حوزه بدهند که اقدام از طریق ساز و کار رقابتی بورس انرژی، امتیازی برای آنان است که اطمینان بیشتر دستگاه‌های نظارتی را جلب می‌کند. نگاه مثبت دستگاه‌های نظارتی در محصولات دیگری در بورس‌های کالا و انرژی، موجب موفقیت شده است.

۲- توجه کافی رسانه ملی: یکی از مشکلاتی که بورس‌های کالایی کشور با آن مواجهند، عدم انتشار آمار معاملات آنها در رسانه ملی به میزان کافی و مستمر است. به تجربه مشاهده شده است که برای انتشار آمار معاملات این بورس‌های ملی، بعضا مطالبه وجه شده و این موضوع به منزله تبلیغات انگاشته شده است. به نظر می‌رسد یک بار برای همیشه باید این موضوع حل شود و برای تقویت بازار شفاف و رقابتی، آمار معاملات بورس‌های کالایی و به ویژه معاملات نفت در بورس انرژی، به‌عنوان یک فرآیند مستمر ملی، مورد توجه و مطالبه رسانه ملی قرار گیرد و در بخش‌های خبری مهم و برنامه‌های اقتصادی صدا و سیما، آمار معاملات این بازارها و به ویژه معاملات نفت در بورس انرژی (همچون آمارهایی که از بورس‌های کالایی لندن و شیکاگو اعلام می‌شود) منتشر شود و به یک مطالبه فعالان اقتصادی نیز تبدیل شود. لازم است یک برنامه عرضه نفت در بورس انرژی همواره مفروض گرفته شده و مثلا هر یکشنبه در صورت عدم عرضه، این موضوع در بخش‌های خبری اقتصادی منعکس و با مسوولان تماس و دلیل عدم عرضه دنبال شود و آمار معاملات دیگر کالاها در بورس‌های کالا و انرژی نیز همواره به اطلاع مخاطبان رسانه ملی برسد. این موضوع را از مهم‌ترین عوامل موفقیت این بازارهای شفاف می‌دانم.

۳- اراده موفقیت این معاملات از سوی متصدیان فروش نفت: هرچند عرضه نفت و نگاهی به شرایط و اطلاعیه‌های صادره، نشان از یک اراده حرفه‌ای متقابل بین بورس انرژی و وزارت نفت برای عرضه این محصول داشته است، اما آنچه در بورس‌های کالایی در معاملات Spot اهمیت بیشتری دارد، فرآیند تسویه وجوه و تحویل محصول است. برخی سخت‌گیری‌ها (شاید معمول) در اطلاعیه عرضه منتشره درخصوص تشریفات تحویل و تسویه، راه را برای اعلام نکول خریدار از سوی فروشنده باز کرده است و به نظر می‌رسد اگر فروشنده اراده جدی بر موفقیت این روش نداشته باشد، راه قانونی و حقوقی برای وی برای اعلام نکول خریدار و اخذ جریمه و نقره داغ کردن خریداران باز است. به ویژه عدم امکان هرگونه اعتراض درخصوص کیفیت محصول تحویلی و لزوم تبعیت خریدار از هر ارز و بانکی که فروشنده برای تسویه بخش ارزی اعلام می‌کند، از مواردی است که کار خریدار را دشوار خواهد کرد. این موضوع تا اندازه‌ای برای شرایط اعلام کشتی حمل از سوی خریدار به فروشنده نیز صادق است. اینجا نیز لازم است دستگاه‌های نظارتی با همراهی با فروشنده، حساسیت‌های کمتری برای فرآیند تحویل در معاملات بورسی اعمال کنند تا این موضوع به عاملی برای اعمال احتیاط از سوی فروشنده تبدیل نشود. همچنین لازم است در اطلاعیه‌های بعدی عرضه، شرایط تا این حد به نفع فروشنده تعریف نشود و عملا عبارت «فروشنده در رد یا قبول کلیه پیشنهادها مختار است»، با زبان دیگری در اطلاعیه عرضه تعریف نشود.

۴- لزوم تطبیق ارکان و شرایط معاملات با بازار Spot: هرچند این عبارت بسیار کلی بیان می‌شود (به دلیل محدودیت تعداد کلمات متن این نوشته)، ولی یک بحث مطول و کارشناسی را می‌طلبد. تعاریف بازار سرمایه برای معاملات Spot در برخی از موارد به دلیل اشتراک زیرساخت‌ها و ارکان با عملیات بازار اوراق بهادار، باعث وجود دشواری‌هایی در عملیات و لحاظ کردن اقتضائات بازارفیزیکی بورس‌های کالایی در فرآیندهای معاملات و پس از معاملات شده است. به نظر می‌رسد در بلندمدت این موضوع بیشتر خود را نشان خواهد داد و تبدیل به بحث‌هایی از سوی خریداران و فروشندگان نفت خواهد شد. این موضوع در معاملات محصولات مختلف در بورس‌های کالایی موضوع بحث و مطالبه فعالان آن بازارها بوده است.

۵- معاملات مشتقه و اوراق بهادار مبتنی بر نفت و مرجعیت قیمت بورس برای فروش داخلی نفت: ماهیت بازار سرمایه، معاملات پیوسته را طلب می‌کند. جذب سرمایه‌گذاران به این بازارها که با هدف کشف منصفانه قیمت محصولات صورت می‌گیرد، این الزام را دارد که سرمایه‌گذاران بتوانند روی نوسانات قیمت نفت سرمایه‌گذاری کنند. خلاصه اینکه معاملات آتی نفت خام و معاملات سلف موازی استاندارد نفت خام بدون اختیار (بدون تعیین کف و سقف سود) و معاملات صندوق‌های کالایی مبتنی بر نفت، از مواردی است که حضور نفت در بورس انرژی را تقویت و به نوعی زنجیره و سبد ابزارهای معاملاتی این محصول مهم را تکمیل خواهد کرد. حتی لازم است خریداران داخلی نفت نیز با تعریف premium و discount، نفت خود را بر مبنای قیمت‌های کشف شده در معاملات اوراق بهادار مبتنی بر نفت این بورس انجام دهند. شرح این موضوع مجال وسیع‌تری را می‌طلبد. در نهایت اینکه این بار به نظر می‌رسد اراده‌ها جدی‌تر و رفتارها حرفه‌ای‌تر است و نشان از آغاز یک فرآیند مبارک برای نفت و بورس انرژی کشور دارد.