Intel و TSMC اما دو شرکت متفاوت هستند. Intel یک شرکت تولیدکننده تراشه است که کار طراحی و ساخت تراشه‌ها را انجام می‌دهد. TSMC اما در واقع یک کارخانه است که تراشه‌ها را برای طراحانی که کارخانه و کارگاه ندارند، می‌سازد؛ کارخانه‌ای با سرمایه نسبتا بالا. آخرین کارخانه تولید میکروپردازنده‌های TSMC ارزشی برابر ۲۰ میلیارد دلار دارد. این شرکت تایوانی پیشتاز این مدل تجاری در صنعت تراشه‌های الکترونیکی است و بر اساس گزارش‌های Trendforce توانسته ۵۶ درصد از بازار ساخت تراشه در سال ۲۰۱۷ را در اختیار بگیرد.

حاکمیت Intel بر بازار تراشه‌ها و پردازنده‌ها اما به شکلی فشرده و بیشتر در حوزه قدرت پردازشی تراشه‌هاست. این شرکت دنباله‌رو قانون مور است که می‌گوید قدرت پردازش کامپیوتری در هر دو سال با هزینه‌ای یکسان، دوبرابر می‌شود. در واقع قانون مور برای Intel حکم یک رسالت خودخوانده را دارد. Intel برای رسیدن به این هدف و رسالت، گره‌‌ها – که عرض کانال را به تراشه‌های سیلیکونی می‌رساند- را کوچک‌تر کرد. کانال باریک‌تر کمک می‌کند تا بتوان قدرت پردازشی بیشتری را در آن فشرده کرد. Intel در حال‌حاضر تراشه‌ها را با استفاده از گره ۱۰ نانومتری (یک میلیاردم متر) تولید می‌کند. تراشه‌های جدید TSMC اما با گره هفت نانومتری ساخته می‌شوند. در حقیقت خیز شرکت TSMC برای حاکمیت تکنولوژیکی در ارزش آن منعکس می‌شود. درست به همین دلیل هم ارزش بازار این شرکت برای اولین‌بار در سال ۲۰۱۷ از ارزش بازار شرکت Intel بالاتر رفت.

حالا این موضوع که TSMC چطور پادشاه صنعت تراشه‌سازی دنیا را پشت‌سر گذاشته، بحث داغ این روزهاست. کوچک‌تر کردن گره‌ها کار سخت و پرهزینه‌ای است؛ آنقدر که شرکت‌های کوچک‌تر از انجام آن منصرف شدند. یکی از دلایل این موفقیت شاید این باشد که شرکت TSMC تا سال ۲۰۱۷ نزدیک به ۳میلیارد دلار را که برابر ۸ درصد از کل درآمدش بود، در زمینه تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کرد. مارک لیو یکی از مدیرعامل‌های این شرکت مدعی است که TSMC بیشتر از Intel، Samsung و هر تولیدکننده تراشه دیگری، در زمینه توسعه و استفاده از تکنولوژی‌های جدید گره‌های تراشه هزینه می‌کند.

شاید دلیل دیگر موفقیت TSMC قدرت الگوی ساخت کارخانه‌های آن هم باشد. شرکت Intel به خاطر ساخت پردازنده‌های کامپیوتری و شرکت Samsung به خاطر ساخت تراشه‌های ویژه موبایل‌های هوشمند، شهرت دارند. شرکت TSMC اما به مشتریان هر دو این بخش‌ها خدمات ارائه می‌دهد. این شرکت حتی آمادگی تولید و ارائه تراشه‌هایی برای تکنولوژی‌های جدیدی را هم که هنوز به بازار نیامده‌اند، دارد. در سال ۲۰۱۷ ارز کاوان در صنعت ارزهای رمزنگاری شده یک میلیارد دلار درآمد به‌دست آورد. مارک لیو معتقد است که ما واقعا پیش‌بینی چنین درآمدی را برای آنها نمی‌کردیم. این در حالی است که پنج مشتری برتر شرکتش که همیشه تقریبا نیمی از درآمد آن را تامین می‌کنند، حالا تنها نام‌هایشان تغییر کرده است. این تنوع و تغییر به TSMC کمک می‌کند تا همیشه نوآوری داشته باشد و رو به جلو حرکت کند.

ساخت تراشه همچنین نیازمند همکاری نزدیک میان سازندگان و طراحان است. مارک لیو این رابطه را به شکلی تصویری و نقاشی‌گونه توضیح می‌دهد: «یک دهه پیش، مشتری الگویی ساده را طراحی می‌کرد و کارخانه همان الگو را برایش می‌ساخت. طرح‌های فعلی اما سایه‌ها و رنگ‌های زیادی دارند». این موضوع احتمالا برای بازیگران زیادی که در این عرصه وجود دارند، مفید است. همان‌طور که زمانی تغییر از یک کارخانه به کارخانه‌ای دیگر، بدیهی و بی‌اهمیت بود، حالا شرکت‌ها تا سال‌ها با اکوسیستم TSMC کار می‌کنند. شرکت‌های فعال در حوزه ارزهای رمزنگاری شده مانند Bitmain که یک سازنده چینی قطعات سخت‌افزاری است، حالا سه سال است که با TSMC کار می‌کند. Bitmain در واقع یکی از صدها شرکتی است که با اکوسیستم TSMC همراه شده است. اگر شرکت‌ها بخواهند کارخانه سازنده تراشه‌های مورد نیازشان را تغییر بدهند، ناگزیر هستند که سرمایه‌گذاری خودشان در بخش تحقیق و توسعه تکنولوژی TSMC را دوبرابر کنند.

هزینه بالای این تغییر، تنها نتیجه پیچیدگی تکنولوژیکی نیست. GlobalFoundries که یک رقیب آمریکایی کوچک در صنعت تراشه‌سازی است، مدعی است که TSMC عمدا این هزینه‌ها را بالا می‌برد تا مشتریانش را مجبور به وفاداری کند. با این ادعا حالا GlobalFoundries از اتحادیه اروپا درخواست کرده است تا در این زمینه تحقیق کند. شرکت TSMC اما می‌گوید که این ادعا کاملا بی‌اساس است.حالا TSMC در جایگاه خوب و مهمی است. این شرکت از طریق شرکت‌هایی مانند Apple که تمایلی به تغییر به سمت اکوسیستم شرکت‌هایی مانند Samsung -که رقیب بزرگشان است- ندارند، درآمد ثابتی دارد تا در بخش تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کند؛ کاری که شرکت‌های دیگر سازنده تراشه نمی‌توانند انجام بدهند.

این موضوع وجه تکنولوژیکی این شرکت را که می‌تواند مشتریان جدیدی را جذب کند، به خوبی نشان می‌دهد. با این حال اما امکان و احتمال ادامه این روند چندان مشخص نیست. قانون مور به تدریج خارج از رده می‌شود. صرف‌نظر از چرخه بعدی کاهش اندازه گره‌های تراشه‌ها، آینده آنقدرها هم قابل پیش‌بینی نیست. همانطور که این روزها موریس چانگ آماده بازنشستگی می‌شود، سرمایه‌گذاران امیدوارند جانشینان او بتوانند روند رو به رشد این شرکت را همچنان حفظ کرده و ادامه دهند.

منبع: اکونومیست

13 (3)