شماره روزنامه ۶۶۶۶
|

صعود و افول یک موج زودگذر در اقتصاد رفتاری؛

نیک چاتر و جرج لوونستین در کتاب «تقصیر خودت است» (It’s On You)، از مدافعان سرسخت «سقلمه» (اقدامات ظریف سیاستگذاری برای شکل دادن به رفتار مردم بدون اجبار)، به منتقدانی تبدیل شده‌اند که آن را ناکارآمد و گمراه‌کننده می‌دانند.

چگونه می‌توان منافع فناوری را به ‌میلیون‌ها نفر خارج از اقتصاد رسمی رساند؟

چگونه هوش مصنوعی می‌تواند به نفع افراد بیشتری در اقتصادهای در حال توسعه تمام شود؟ هر پاسخ جدی و واقعی به این سوال، باید از بررسی «زندگی اقتصادی واقعی مردم» آغاز شود. بیشتر بحث‌های امروز در سطح جهان درباره هوش مصنوعی، حول محور اقتصادهای پیشرفته و بازارهای کار رسمی می‌چرخد؛ یعنی شغل‌های حقوق‌بگیری…

اخبار اندیشه روزنامه شماره ۶۶۶۶

    یکشنبه، ۰۵ مهر ۱۴۰۵
  • مجموعه‌ای جدید،۲۴ اندیشمند ناشناخته بازار آزاد را معرفی و ایده‌های آنها را احیا می‌کند

    روزنامه شماره ۶۶۶۶

    قهرمانان گمنام بازار

    خوانندگان «موسسه تحقیقات اقتصادی آمریکا» (AIER) با بسیاری از نام‌های بزرگ و سرشناس عرصه پژوهش و ترویج اقتصاد بازار آزاد نظیر لودویگ فون میزس، فردریش ‌هایک و میلتون فریدمن به‌خوبی آشنا هستند. اما واقعیت این است که شمار زیادی از دیگر اندیشمندان و تاثیرگذاران مهم این حوزه همچنان ناشناخته و گمنام باقی مانده‌اند. کتاب جدیدی با عنوان «قهرمانان گمنام بازار: ۲۴ اقتصاددان کمترشناخته‌شده که باید بشناسید» (Unsung Heroes of the Market: The ۲۴ Underrated Economists You Need to Know)، منتشرشده توسط «مووسسه ایندیپندنت»، به معرفی ۲۴ تن از این چهره‌ها می‌پردازد. هر فصل از این کتاب به‌ دست نویسنده یا نویسندگانی به نگارش درآمده که تسلط و اشراف بسیار عمیقی بر موضوع و شخصیت مورد نظر داشته‌اند.
  • چهار پاسخ متفاوت به یک پرسش

    تاریخ اندیشه اقتصادی را می‌توان تاریخ تلاش انسان برای پاسخ به چند پرسش بنیادین دانست: ثروت چگونه تولید می‌شود؟ منابع کمیاب چگونه باید تخصیص یابند؟ بازار تا چه اندازه می‌تواند نظم اقتصادی ایجاد کند؟ دولت از کجا باید وارد اقتصاد شود و مرز مداخله آن کجاست؟ و مهم‌تر از همه آیا آزادی اقتصادی بدون دخالت دولت امکان تحقق دارد یا اینکه خود بازار نیز برای حفظ کارکردش به قواعد و نهادهای عمومی نیازمند است؟ در طول دو قرن گذشته اقتصاددانان پاسخ‌های متفاوتی به این پرسش‌ها داده‌اند و همین اختلاف دیدگاه یکی از مهم‌ترین موتورهای تحول علم اقتصاد بوده است. در میان آنان کارل مارکس، جان مینارد کینز، فردریش ‌هایک و میلتون فریدمن جایگاهی ویژه دارند. چهار متفکری که اگرچه در مبانی نظری فاصله بسیار زیادی با یکدیگر داشتند اما همگی در تلاش بودند به یک مساله مشترک پاسخ دهند: نظم اقتصادی چگونه شکل می‌گیرد و چه کسی باید مسوول اصلاح ناکارآمدی‌های آن باشد؟
۱