• نقش مفتش در بانک فلاحتی

    ابوالحسن ابتهاج تابستان سال ۱۳۱۵ از بانک شاهی کناره‌گیری کرد. وی در کتاب خاطرات خود این‌گونه عنوان می‌کند: «آخر وقت اداری پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۱۵ شرحی به بانک شاهی نوشتم که چون برای من امکان ندارد که به بالاترین مقام آن بانک برسم و هر فردی که دارای عزت نفس باشد نمی‌تواند چنین وضعی را تحمل کند، از خدمت در بانک کناره‌گیری می‌کنم.»
  • قیام مدرن خیابانی

    علی مرادی مراغه‌ای
    ۱۷ فروردین ۱۲۹۹سالروز قیام شیخ محمد خیابانی است؛ خیابانی یک انسان کاملا امروزی بود و در قیامش نیز دستاوردهای مدرنیته مانند تجدد، دموکراسی و مشروطه‌خواهی موج می‌زند. از همین روست که طبق گفته کسروی، روحانیون کهنسال تبریز در برابر موج تجددخواهی او ایستادگی و مقاومت کردند اما در مقابل، طلاب و وعاظ جوان به شدت طرفدارش شدند.
  • نگاهی کوتاه بر شکل‌گیری تاریخ مدرن بهداشت وپزشکی در ایران

    ثریا عباسی قیداری دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه خوارزمی
    دانش پزشکی در اروپا از گفتمان مبتنی بر طب جالینوسی به پزشکی نوین از قرن شانزدهم میلادی آغاز و در سده نوزدهم نمایان شد. سده نوزدهم میلادی، دورانی سرنوشت‌ساز در تاریخ پزشکی جهان بود. در این زمان طب مدرن غربی برپایه میکروبیولوژی بر سیطره طب جالینوسی پایان داد. ایران نیز با نیرومند شدن قدرت سیاسی خود وگسترش دیپلماسی با اروپا و حضور پزشکان غربی سفارتخانه‌ها و میسیونرهای مذهبی، تاسیس بیمارستان‌های شهری، گشایش کالج پلی‌تکنیک دارالفنون ووضع مجموعه قوانین بهداشتی براساس کنوانسیون‌های بین‌المللی که تجلی آن در احداث قرنطینه‌ها وتشکیل مجلس حفظ‌الصحه بود توانست با مبانی بالنده طب غربی آشنا شود.
  • بلایای آوارشده بر ایرانیان سده سیزدهم

    داریوش شهبازی مورخ و پژوهشگر
  • درد کشیدیم؛ اما ماندیم

    داریوش شهبازی مورخ و پژوهشگر
    کمتر از دوهزار سال پیش این مردم دانشگاه و بیمارستان داشتند و فرزندان این مردم بالاترین دانشمندان گیتی بودند که به جهانیان علم می‌آموختند، ولی به قول وثوق‌الدوله؛ «چون بد‌آید هر چه‌ آید بد شود» ناگهان چرخ چرخید و اوضاع این مردم دگرگون شد و دیگر آب خوش از گلوی آنان پایین نرفت. قرن‌ها آشوب و جنگ و ستیز شد زندگی آنان. وحشیان بیگانه و مدعیان قدرت‌طلب در خانه، گاه و بیگاه امنیت و آسایش این مردم را سلب کردند. رنج و درد و حسرت، اندک اندک اخلاقشان را تغییر و امنیتشان را بر باد داد. مردمانی که به گواه مورخان شهیر جهان، از زبده‌ترین و بااخلاق‌ترین بودند، در قرن سیزدهم به بی‌سوادترین و کژرفتارترین تبدیل شدند. متفکرین و متمولینشان نسل به نسل جلای وطن کردند و دولت‌های هند و عثمانی و روس و این اواخر فرنگیان را آباد کردند. این شد که ایرانیان نسل به نسل قدشان در تراز جهانی آب رفت و دیگران بالیدند و قد کشیدند.
  • درس‌هایی از آنفلوآنزای اسپانیایی برای امروز

    فرید فرخی
    یکی از عظیم‌ترین و کشنده‌ترین اپیدمی‌های قرن بیستم شاید یکی از گمنام‌ترین و فراموش‌شده‌ترین این وقایع هم باشد. در سال‌های ۱۹۱۹-۱۹۱۸ شیوع آنفلوآنزای اسپانیایی باعث یکی از بزرگ‌ترین تلفات انسانی در طول قرن بیستم شد. طبق برآوردها این آنفلوآنزا ۵۰۰ میلیون نفر یا نزدیک به یک‌سوم جمعیت دنیا را مبتلا کرده است و فقط در آمریکا باعث مرگ ۶۷۵ هزار نفر شده است. در سراسر دنیا طبق برآوردها حداقل ۲۰ میلیون و شاید تا ۱۰۰ میلیون نفر از این بیماری تلف شدند، نرخی بین یک تا ۵ درصد مردم دنیا.
  • تاریخ کرونا و انفعال مورخان

    دکتر داریوش رحمانیان استاد تاریخ دانشگاه تهران
    بار دیگر یادآوری باید کرد که آماج این یادداشت‌ها به بحث گذاشتن توانایی‌ها و استعدادهای نهفته در معرفت/ رشته تاریخ در رویارویی با بحران‌هایی چون بحران کروناست.
  • بلای عالم‌گیر

    منصوره اتحادیه پژوهشگر و تاریخ‌نگار
    در کتاب وبای عالم‌گیر در اوایل قرن بیستم (دو سال قبل از انقلاب مشروطه) اشاره شده که وبا از کرمانشاه وارد ایران می‌شود و تمام ایران را فرا می‌گیرد؛ از سوی دیگر به جنوب روسیه و هند نیز سرایت پیدا می‌کند، از سویی ناقلین این بیماری که عمدتا از عتبات بودند زیر بار قرنطینه‌ای که در آن دوره وجود داشت نمی‌رفتند، چراکه قرنطینه را محل لذت‌بخشی نمی‌دانستند. در آن دوره دولت حاکمه سعی می‌کرد که مردم را به‌وسیله قرنطینه از همه‌گیر شدن ویروس محافظت کند ولی از یکسو امکانات محدودی داشت و مردم هم به‌دلیل بی‌سوادی و وجود شایعات فراوان مصونیت کمتری داشتند، از سوی دیگر موضوعی که از سوی بیماران وبا و ناقلان آن خطرناک بود این بود که افراد اقدام به سفر می‌کردند و یا از شهرها فرار می‌کردند و این روند باعث می‌شد که بیماری شیوع بیشتری پیدا کند و مرگ و میر هم بیشتر شود، در برهه کنونی باید بدانیم که در تاریخ ما و جهان این روند سابقه دارد و باید در ابتدا آرامش خود را حفظ کنیم و پس از آن دستورات و راهنمایی‌هایی که به ما داده می‌شود را رعایت کنیم و سعی کنیم به شایعات توجه نکنیم تا این دوره سخت را پشت‌سر بگذاریم.
  • بلایا و بیماری‌های واگیردار در ایران به روایت سفرنامه‌نویسان

    زلیخا امینی دکترای تاریخ ایران اسلامی از دانشگاه خوارزمی
    در تاریخ ایران حوادث و اتفاقات زیادی رخ داده که باعث مرگ‌ومیر تعداد زیادی از مردم شده است. از قحطی و خشکسالی گرفته تا بیماری‌های واگیرداری که در منابع تاریخی نویسندگان داخلی و کسانی که به ایران سفر کرده‌اند و خاطراتشان را در کتاب سفرنامه ثبت کرده‌اند به وفور دیده می‌شود. بسیاری از نویسندگان دیدگاه مردم را در مورد این بلاها تقدیر الهی یا بلا و غضب الهی می‌دانند که بر اثر گناه به آن گرفتار شده و کفاره گناهان آنان بوده که خداوند بر آنان نازل کرده است.این نشان می‌دهد که مردم همچنان این بلاها را تقدیر الهی می‌دانستند که در برابر آن ناتوان و تسلیم بودند و هیچ اقدامی در جهت پیشگیری یا درمان و تلاشی در جهت رفع آن انجام نداده‌اند.
  • چطور با داورآشنا شدم؟

    یکی از اتفاقاتی که سبب آشنایی ابوالحسن ابتهاج با علی‌اکبر داور شد را می‌توان الغای کاپیتولاسیون در اردیبهشت ۱۳۰۶ دانست. از کارهای مهمی که در دوره رضاشاه می‌توان به آن اشاره کرد الغای کاپیتولاسیون بود که در اردیبهشت ۱۳۰۶ انجام گرفت. تا آن زمان کلیه اتباع و موسسات بیگانه دارای امتیازاتی بودند. مثلا خارجی‌ها را نمی‌شد در محاکم عدلیه تعقیب کرد. برای رسیدگی به دعاوی خارجی‌ها علیه ایرانی‌ها، یا بالعکس، محکمه‌ای در وزارت خارجه به نام «دیوان محاکمات» وجود داشت و چون در مواردی که اتباع بیگانه طرف دعوی واقع می‌شدند نمایندگان سیاسی و کنسولی دولت‌های ذی‌نفع خارجی مداخله می‌کردند، اعضای دیوان محاکمات وزارت امور خارجه غالبا تحت نفوذ و تاثیر آنها قرار می‌گرفتند. ابتهاج در شرح خاطراتش از تاثیر زیادی که داور روی زندگی کاریش داشته سخن می‌گوید، ابتهاج پیش‌زمینه‌های ذهنی زیادی را دلیل نزدیک شدن خود به داور می‌داند و وی را فردی دارای حسن نیت، اعتماد به نفس و جرات و شهامت اخلاقی می‌داند که قاطعانه تصمیم می‌گرفت.
  • چالش‌های دکتر مصدق

    انتقادی جدی که به مصدق وارد است این است که چرا با توجه به مقبولیت سیاسی که در بین توده‌های مردم پیدا کرده بود سازماندهی جبهه ملی را گسترده‌تر نکرد و جبهه ملی را به یک جبهه فراگیر تبدیل نکرد. دکتر مصدق باید برای مبارزه سیاسی خود سازماندهی سیاسی و تشکیلاتی به وجود می‌آورد. اشتباه دیگر دکتر مصدق در کتاب «کودتا» یرواند آبراهامیان‌ آورده شده است.
  • مرگ پزشک مصدق در اثر کرونا

    دکتر اسماعیل یزدی پزشک معالج دکتر مصدق در اثر ابتلا به بیماری کرونا درگذشت. او پزشک معالج محمد مصدق، صاحب امتیاز روزنامه میزان، از بنیان‌گذاران بیمارستان پارس، عضو فرهنگستان علوم پزشکی، عضو شورای واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و کمیسیون پزشکی شورای پژوهش‌های کشور و پزشک حاذقی در جراحی فک و سرطان بود. او دوران تخصصی خود را در دانشگاه تافت آمریکا گذارنده بود. یزدی کتابی در مورد تاریخ دندانپزشکی ایران نوشته است‌.
  • اقتصاد بدون نفت دولت مصدق

    این سوال برای ما مطرح است که ملی شدن صنعت نفت برای ما چه فایده‌ای داشته است؟ درست است که درخصوص ملی کردن صنعت نفت به مشکلاتی برخوردیم و به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدق منجر شد و کنسرسیومی ‌با حضور شرکت‌های نفتی خارجی تشکیل شد ولی کسانی که کودتا کرده بودند چه خودشان و چه پشتیبانان آنها نمی‌توانستند ملی شدن صنعت نفت ایران را نادیده بگیرند و به هر حال به شیوه دیگری ملی کردن صنعت نفت را به اصطلاح عملی کردند.
  • گفته‌ها

    یک روز منشی من گفت که دو نفر درخواست ملاقات با من را دارند که من آنها را نمی‌شناختم. وارد که شدند خود را معرفی کردند؛ احمد و محمود خیامی. گفتند آمده‌ایم پروانه ساخت اتومبیل بگیریم. در پاسخ به پرسش من که آیا توانایی یا تجربه ساخت اتومبیل را دارید، گفتند ما یک گاراژ در مشهد داریم و هر نوع اتومبیل را تعمیر می‌کنیم. اتومبیلی را داغان و دوباره سوار می‌کنیم و با آن آشنایی کامل داریم، فقط دنبال گرفتن پروانه هستیم تا اتومبیل تولید کنیم. برای این کار هم ۲ میلیون تومان سرمایه داریم. که البته سرمایه کمی بود. گفتند برای شروع وام می‌گیریم. وقتی علاقه‌مندی زیاد و واقعی آنها برای راه‌اندازی این کار را دیدم، خواستم سرمایه بیشتری جمع کنند و به آنها قول دادم با بانک توسعه صنعت صحبت کنم تا به آنها وام بدهد و زمینه لازم را برای کسب لیسانس (امتیاز) از یک سازنده اروپایی فراهم کنم که اتومبیل آن شرکت را بسازند.
  • دست تقدیر و یک گام به پیش

    اشاره: ابوالحسن ابتهاج در کتاب خاطرات خود، اتفاق قبل از ورودش به بانک شاهی را تعیین سرنوشت بزرگی در مسیر زندگی‌اش می‌داند و عنوان می‌کند: «با اینکه به تعیین شدن سرنوشت افراد از قبل اعتقاد ندارم، ولی برخورد تصادفی با نصرالله خان فرخو بود که مقدرات زندگی من را به طور کل تغییر داد و زمینه‌ ورود من به بانک شاهی را فراهم کرد.» بانک شاهی ایران موسسه‌ای بود کاملا انگلیسی که حق انحصاری چاپ و نشر اسکناس ایران را داشت و از پرداخت هرگونه مالیات و عوارض و حقوق گمرکی معاف بود، در ادامه بخش دوم خاطرات ابوالحسن ابتهاج را مرور می‌کنیم.

پربازدیدهای سایت خوان

بیشتر