این واحد کوچک به تدریج بزرگ شد و توانست بیش از ۱۲۰نفر از شهروندان آبادان را به‌کار گیرد. من در دی۱۳۵۳ در تاکسیرانی به‌عنوان اپراتور مشغول به کار شدم، کلیه درخواست‌ها را تنظیم می‌‌کردم و بوکینگ دریافتی را از امور مسافرت با رعایت اولویت‌ها به رانندگان تحویل می‌‌دادم. هماهنگ‌کننده بودم و اجازه تخلف از برنامه‌ها را نمی‌‌دادم. هیچ اجحاف و تقلبی را بر نمی‌‌تافتم.  گاهگاهی با مشتریان دوستی می‌‌کردم و این طبیعت کارم بود. فهرستی از آنان را هنوز به‌خاطر دارم. اکنون که خاطراتم را می‌‌نویسم گویا همین دیروز بود با دکتر شاپور پزشک ساکن منزل ۶۱۷ بریم صحبت می‌‌کردم. چقدر زود دیر می‌‌شود و زمان می‌‌گذرد و ما چقدر غافل از چرخه تاریخ بودیم و هستیم. چهره‌اش در ذهنم حک شده و هنور پس از چهل‌واندی سال گفت‌وگوهای فی‌مابین را به یاد دارم. همین‌جا یادش را گرامی ‌‌می‌‌دارم. در تشریح سازمان تاکسیرانی ایران باید به چند نکته اشاره کنم. امور مسافرت حلقه وصل تاکسیرانی با شرکت بود. واحد امور مسافرت درخواست‌‌ها را به تاکسیرانی اطلاع می‌‌داد. همه چیز بر اساس برنامه بود. هزینه ایاب و ذهاب و تامین خودروهای سواری برون‌شهری طبق قرارداد با تنظیم صورت وضعیت ماهانه دریافت می‌شد؛ لیکن هزینه تامین خودرو برای ساکنان بریم وبوارده (استفاده شخصی)، نقدا دریافت می‌شد. هزینه‌ها از پیش تعیین شده بود و کسی حق سرکشی نداشت. شماره تلفن‌های تاکسیرانی در سال پنجاه وسه ۳۱۰۳۳ و ۳۲۰۷۰ بود.  تعداد کارکنان اداری تاکسیرانی بین پانزده تا بیست نفر بود. نزدیک به بیست نفر راننده خودروی سواری برون‌شهری و بیش از ۶۰نفر با خودروی سواری درون‌شهری به‌طور شبانه روز وظایف خود را به‌طور دقیق انجام می‌‌دادند. تنوع خودروها و راننده‌ها جالب بود از پیکان و آریا تا بیوک و شورولت آمریکایی و ایرانی و مینی‌بوس در تاکسیرانی خدمت می‌‌کردند. چند خودروی کولردار آمریکایی برای ایاب‌وذهاب کارشناسان ارشد و روسای پالایشگاه اختصاص داده شده بود. عموم ماموریت‌‌‌‌‌‌های روسای واحدها به ماهشهر، اهواز و مسجدسلیمان بود. ماموریت‌‌ها متنوع بود و من برحسب گفت‌وگو با آنان به برخی جزئیات آگاهی می‌‌یافتم. سرکشی و بازدید نوبه‌ای و انعقاد قرارداد و دعاوی حقوقی و ماموریت‌‌‌‌‌‌های درمانی پزشکان بیمارستان آبادان از آن جمله بودند. برخی کارشناسان به‌دلیل اهمیت ماموریتشان با هواپیما به مقصد اعزام می‌‌شدند. بعضی از پزشکان شرکت نفت آبادان پروازی بودند که برای معالجه بیماران خود ازآبادان با پرواز به مناطق شهرهای مسجدسلیمان، اهواز، آغاجاری، امیدیه، خارگ وگچساران اعزام می‌‌شدند. من اغلب آنان را می‌‌شناختم.  تاکسیرانی با فرودگاه فاصله چندانی نداشت.  محل فرودگاه شرکت نفت آبادان درمجاورت فرودگاه بین‌المللی آبادان بود. به‌طور معمول چهار یا پنج دستگاه هواپیمای فوکر متعلق به پالایشگاه آبادان آماده عملیات بود. خاطرنشان می‌‌کنم محل فرودگاه در محوطه بلوار شهید یاسینی فعلی روبه‌روی پیتزا انسی بود. بعدها قسمتی از آشیانه و سالن فرودگاه تخریب و به پارک هفده هکتاری تبدیل شد.  سرویس ایاب‌وذهاب خلبانان و پرسنل هواپیمایی توسط چهار دستگاه مینی‌بوس تاکسیرانی انجام می‌‌گرفت. سپس برای همیشه تعطیل و به فراموش خانه تاریخ سپرده شد. پس ازقبول قطعنامه و بازگشت به آبادان محل تاکسیرانی توسط مسوولان بازسازی وقت، تخریب و کاملا از نقشه محو شد.

این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند