این خانه توسط اداره بلدیه اجاره و به‌عنوان دارالمجانین اشتهار یافت. اما اقامت آنان در این مکان موقتی بود و رئیس بلدیه در نظر داشت تا محلی جنب بیمارستان خورشید جهت نگهداری بیماران روحی- روانی احداث کند.  بنابراین مقدمات ساخت این بنا در دستور کار قرار گرفت. هنوز احداث این مرکز به اتمام نرسیده بود که مجددا شکایات اهالی جوی شاه، مسوولان بلدیه را بر آن داشت تا مجددا نقل‌وانتقالی صورت گیرد، بنابراین در فروردین ۱۳۱۳ش مجانین از جوی شاه به باغ محاسب الدوله واقع در هزار جریب انتقال یافتند و به پیشنهاد رئیس بلدیه، دکتر باقرخان حکیمی ریاست این مرکز را به عهده گرفت(اخگر، ۱۶ فروردین ۱۳۱۳).  براساس گزارش روزنامه اخگر ۲۴ نفر بیمار روانی در موسسه دارالمجانین بلدیه نگهداری می‌شدند، غالب این مراکز به علت کمبود بودجه با حلول اعتدال هوا منحل می‌شدند و افرادی که از وضعیت روحی مناسب‌تری برخوردار بودند به خانواده باز می‌گشتند. اما با توجه به رعایت نکردن مسائل بهداشتی و تعدد ازدواج‌های فامیلی، همچنین عدم مراقبت لازم تعداد این بیماران قابل توجه بود و یک مرکز برای نگهداری آنان کفایت نمی‌کرد، بنابراین باغی در انتهای خیابان شاهپور(جنب پل فلزی) برای نگهداری آنان در نظر گرفته شد. رئیس بلدیه کلیه بیماران اعصاب و روان را به مکانی در انتهای خیابان شاهپور که مشرف به رودخانه زاینده‌رود بود، انتقال داد. « این محل توسط شهرداری آن زمان اداره می‌شد و دارای چند اتاق بزرگ بود. از آنجا که این بیماران در این باغ رها شده بودند و کمتر کسی سراغی از آنان می‌گرفت، این باغ به فراموشخانه نیز اشتهار یافته بود. گاهی بعضی از مردم برای آنها مقداری خوراکی می‌آوردند و از سوی شهرداری تنها در هفته چند بار مواد غذایی به آنها می‌دادند. با توجه به موقعیت باغ، حضور این بیماران دردسر کمتری برای ساکنان شهر داشت، اما این محل به علت احداث خیابان مطهری فعلی(پهلوی سابق) و ادعای مالکیت شخصی تخریب شد و بیماران آن به مکانی دیگر انتقال یافتند.  روزنامه اخگر در ۳ بهمن ماه ۱۳۱۷ ش چنین تیتر زد: 

 دیوانگان به محل جدید منتقل شدند

 روز شنبه 29 دی ماه مجانین از محل قدیم تیمارستان (خیابان شاهپور) به مدرسه صدر خواجو انتقال یافتند و مقرر شد یک دستگاه رادیو برای آنجا خریداری شود و هفته‌ای دو روز گروه موزیک پرورشگاه در تیمارستان حاضر شوند، همچنین مقداری روزنامه و کتاب از طرف شهرداری در دسترس آن عده که مایل به مطالعه هستند قرار داده شود. به گزارش این شماره از اخگر، سرپرستی و درمان این بیماران روحی- روانی بر عهده آقایان دکتر برومند، دکتر طبیبی و دکتر مُدِرک بود. 

با توجه به انتقال بیماران روانی از دارالمجانین واقع در خیابان شاهپور به تیمارستان صدر خواجو و استناد به روزنامه اخگر، در یک زمان چندین مرکز برای نگهداری این بیماران وجود داشته است. 

اما آنچه مبرهن است با انتقال بیماران اعصاب و روان به مدرسه صدر خواجو، مشکلات عدیده‌ای پیش آمد، زیرا این منطقه از سکنه زیادی تشکیل شده بود و عبور و مرور زیادی در این خیابان صورت می‌گرفت. سر و صدا‌های وقت و بی‌وقت بیماران همراه با حضور مداوم آنها بر پشت درب مدرسه و پرتاب اشیا به مردمی که درحال عبور بودند، شکایات فراوانی به همراه داشت. البته مساله مهم اعتراض اداره اوقاف به بلدیه برای پس گرفتن مدرسه بود، زیرا طلاب و علما مدعی بودند این مکان کاربری آموزشی داشته و باید براساس وقف‌نامه آن عمل شود. بنابراین با پیگیری اداره اوقاف این بیماران به تیمارستان کاوه انتقال یافتند. 

تیمارستان کاوه توسط بهداری وقت احداث شد و پس از مدتی از تیمارستان به بیمارستان روانی تغییر نام داد. با استناد به نشریه شماره یک بیمارستان ثریا، بیمارستان روانی خیابان کاوه دارای 3 هزار متر زیر‌بنا با 180 تخت و سه پزشک به همراه یک نفر کارشناس فنی و یک نفر بهیار بوده است.  آنچه در انتخاب این محل برای نگهداری این بیماران قابل تامل است؛ واقع شدن این بیمارستان کنار بازارچه‌ای است که به نام «بازارچه کوفتی‌ها» اشتهار دارد. از قدیم کاروانسرایی در این محل واقع بوده با چندین اتاق که افرادی که مبتلا به بیماری‌های مسری گال، کوفت و جذام... بودند در این مکان نگهداری می‌شدند(مصاحبه، جمالی: 1396).  حضور این بیماران در این مرکز همچنان با اعتراض‌های مردمی همراه بود. با وجود تمامی نارضایتی‌ها، این بیمارستان همچنان پابرجا بود، اما در سال 1358ش به علت بارش باران شدیدی تعدادی از سقف‌های بیمارستان کاوه فرو ریخت. در آن زمان مرکز روانپزشکی شهید مدرس که مورد دعوای وزارت کار و اداره بهزیستی و بهداری بود توسط سازمان بهداری تصرف شد و برای نگهداری از بیماران مزمن آماده شد. به سبب تخریب سقف‌های بیمارستان کاوه، ناچارا بیماران را به این محل انتقال دادند و این مرکز به نگهداری بیماران مزمن تبدیل شد؛ بیمارستان کاوه نیز تخریب شد و مدت کوتاهی در اختیار اداره راهنمایی و رانندگی قرار گرفت و سپس شهرداری آن را به پایانه اتوبوسرانی تبدیل کرد.  همزمان با فعالیت بیمارستان روانی کاوه، آسایشگاهی خصوصی با 113متر زیربنا در محله فرح‌آباد توسط دکتر حسن چهرازی و دکتر ابوالفضل درچه‌زاده تاسیس شد و به آسایشگاه چهرازی شهرت یافت. 

 با ورود دکتر جمشید بختیار از آمریکا به ایران، انقلابی در حوزه روانپزشکی اصفهان رخ داد. تا آن زمان بیمارستانی که جنبه درمانی برای بیماران داشته باشد، وجود نداشت و تنها مراکز معدودی برای نگهداری آنان ایجاد شده بود. با تدابیر بهداری استان، دانشگاه اصفهان و حمایت‌های دکتر بختیار برای اولین بار، بیمارستان تخصصی روانپزشکی در اصفهان احداث شد.  درآن زمان معنای روانشناسی و روانپزشکی هنوز نامفهوم بود. دکتر جمشید بختیار با علاقه و جدیت هفت نفر از پزشکان عمومی را به‌عنوان رزیدنت روانپزشکی انتخاب کرد، الفبای روانپزشکی را تهیه کرد و آموزش در این زمینه را آغاز کرد. وی این بیمارستان تازه‌تاسیس را فارابی نام نهاد. با همت او بخش زنان و پس از آن مردان راه‌اندازی شد و بیماران از بیمارستان کاوه به فارابی منتقل شدند. این درحالی بود که مرکز فارابی هنوز از امکانات اولیه‌ای نظیر آب آشامیدنی سالم و حمام برخوردار نبود و بیماران برای هر بار استحمام به بیمارستان کاوه انتقال می‌یافتند. در یکی از این روزها ماشین حامل بیماران که برای استحمام بیرون رفته بود تصادف کرده و عده زیادی از بیماران کشته شدند. همین اتفاق دکتر بختیار و سایر رزیدنت‌ها را مصمم کرد تا خود مسوولیت تجهیز بیمارستان را به عهده بگیرند. با تلاش این پزشکان که به هفت جوانمرد شهرت یافتند، بیمارستان مجهز شد و آرام آرام رنگ و بوی بیمارستان پیدا کرد. با تلاش‌های دکتر بختیار و ورود دکتر منوچهر صدری و دکتر انتظاری از آمریکا وضعیت بیماران و بیمارستان بهتر شد. با استناد به خبرنامه روانپزشکان برای اولین بار این بیماران از رفتاری توام با محبت برخوردار شدند. 

 

این مطلب برایم مفید است
20 نفر این پست را پسندیده اند