میرزا رضای کرمانی در بازجویی‌هایی که از او شد، انگیزه قتل ناصرالدین را چنین برشمرده است: «چنین شجره‌ را باید قطع کرد که دیگر این نوع ثمر ندهد. ماهی از سر گنده گردد  نی ز دم. اگر ظلمی می‌شد، از بالا می‌شد. هم‌عقیده من در این شهر و مملکت بسیار است. در میان علما بسیار، در میان وزرا بسیار، در میان امرا بسیار، در میان تجار و کسبه بسیار، در میان جمیع طبقات بسیار هستند. شما می‌دانید وقتی که سیدجمال‌الدین در این شهر آمد تمام مردم از هر دسته و طبقه چه در طهران و چه در حضرت عبدالعظیم به زیارت و ملاقات او رفتند و مقالات او را شنیدند، چون هرچه می‌گفت محض خیر عامه مردم بود. همه کس شیفته مقالات او شدند و تخم این خیالات بلند را در مزارع قلوب پاشید. مردم بیدار بودند، هوشیار شدند و حالا همه کس با من هم‌عقیده است...».

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند