جرقه آغاز جنگ جهانی اول، قتل دوک بزرگ فرانتس فردیناند، وارث تاج و تخت امپراتوری اتریش-مجارستان بود. دوک بزرگ در سارایوو، پایتخت قدیمی بوسنی و هرزگوین به قتل رسید. قاتل گاوریلو پرنسیپ همدستانش از صرب‌های بوسنی و عضو جنبشی زیرزمینی بودند که برای استقلال از امپراتوری اتریش- مجارستان مبارزه می‌کردند. به‌دنبال این حادثه دولت اتریش به دولت صرب، اولتیماتومی داد که شرایط و لحن آن جنگ را گریزناپذیر می‌ساخت. به هر حال جنگ بزرگ آغاز شد. دولت عثمانی در ابتدا تمایلی به شرکت در جنگ نداشت چراکه «مرد بیمار اروپا» (لقب امپراتوری عثمانی در سال‌های پایانی)، آنقدر مشکلات بزرگ و عدیده‌ای داشت که حتی نمی‌توانست فکر مداخله در یک جنگ تمام عیار را بکند اما این فکر رفته رفته در میان برخی از دولتمردان و بنا به دلایل مختلفی درحال شکل‌گیری بود.

گروهی از افسران با نفوذ وابسته به «کمیته اتحاد و ترقی»، از آلمان هواداری می‌کردند. انور پاشا وزیر جنگ نیز از طرفداران آلمان بود. آلمان و اتریش-هنگری به این امید دلبسته بودند که از راه به‌دست آوردن متحدان جدید و گشودن جبهه‌های تازه نبرد برای تهدید کردن دشمنان خود، موقعیت خود را تقویت کنند. آلمانی‌ها نخستین کسانی بودند که از این نظر موفق شدند، زیرا ترک‌ها را قانع کردند که در اکتبر ۱۹۱۴م به روسیه حمله کنند و وارد جنگ شوند. این تصمیم نه تنها منطقه جنگ را گسترش داد، بلکه تاریخ خاورمیانه را از بنیاد تغییر داد. بالاخره سلطان که به قدرت پان اسلامیسم و پشتیبانی مسلمین جهان اطمینان داشت، در روز ۱۴ نوامبر اعلام جهاد داد. سلطان امیدوار بود مسلمین روسیه، هندوستان، مستعمرات فرانسوی شمال آفریقا و اتباع عرب خود او به یاری عثمانیان خواهند شتافت، اما پاسخ مسلمانان بسیار ضعیف بود.

منبع: سعید نجفی‌نژاد، «نقش معاهدات سری جنگ جهانی اول در تجزیه و فروپاشی خلافت عثمانی»، پژوهشنامه تاریخ، ۱۳۹۵.