مباحث هانتینگتون یک چرخش اساسی در مباحث نظریه‌پردازان نوسازی به شمار می‌رود. هانتیگتون این ایده را مطرح کرد که فقدان اقتدار و بروز مسائل و مشکلاتی مانند نابسامانی‌های سیاسی و اجتماعی از بنیادی‌ترین عوامل توسعه‌نیافتگی کشورهای جهان سوم به‌شمار می‌رود. شهرت هانتینگتون در جهان به‌ویژه در ایران به‌واسطه طرح نظریه معروفش «برخورد میان تمدن‌ها» است که برای نخستین بار در قالب مقاله‌ای در مجله معتبر فارین افرز (Foreign Affairs) در سال ۱۹۹۳ مطرح شد که به دلیل توجه گسترده جهانی از حمایت‌های رهبران سیاسی آمریکا گرفته تا شدیدترین مخالفت‌ها، نقدها و انتقاداتی که از سوی دانشگاهیان جهان به‌ویژه کشورهای آسیایی صورت گرفت، وی را بر آن داشت تا با بسط و تکمیل نظریه‌اش آن را در قالب کتابی مستقل به نام «برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی» در سال ۱۹۹۶ منتشر کند که در فاصله اندکی به بیش از ۳۹ زبان دنیا ترجمه شد.

هانتینگتون در این نظریه بینش ژئوکالچری (Geo-culture) را جایگزین ژئوپلیتیک (Geo-politic) کرد و با اشاره به پایان کشمکش سوسیالیستی - کاپیتالیستی، ماهیت تنش‌ها در جهان پس از جنگ سرد را اختلاف‌های فرهنگی و تمدنی می‌داند. به باور وی برخورد هفت تمدن، نزاع اصلی در جهان آینده را به تصویر خواهد کشاند: تمدن غرب (آمریکا و اروپا)، تمدن ژاپنی، تمدن کنفوسیوسی (چین و اسلام)، تمدن اسلامی (همه کشورهای مسلمان)، تمدن اسلاو - ارتدوکس (روسیه و بخشی از کشورهای بلوک شرق سابق) و تمدن آمریکای لاتین (همه کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی). در حاشیه این هفت تمدن درگیر، یک تمدن فرعی دیگر نیز وجود دارد به نام تمدن آفریقایی که گویا در جدال تمدن‌ها چندان کارساز نخواهد بود.