حتی علاءالدین محمد -حاکم اسماعیلی- در جوانی شبان بود و هنگامی که به قتل رسید نیز در صحرا و کنار آغل گوسفندان بود. در قهستان به‌دلیل کمبود آب، پیشه‌وری و تجارت رونق زیادی داشت و علاوه بر آن، در این منطقه بافندگی و نساجی رونق فراوان داشت. در تون اکثر مردم بافنده بودند و گواه آن گزارش ناصرخسرو است که گفته در آن چهارصد کارگاه بافندگی برپا بود. شهر زوزن که در سده چهارم قمری مرکز بافندگان و پیشه‌وران بود، به‌عنوان مرکز ترانزیت کالا بود و در آن لباده می‌ساختند و حتی به بصره کوچک معروف بود.

دومین منبع مهم اقتصادی نزاریان، حمله به کاروان‌ها و جنگ‌های نامنظم بود که غنایم بسیاری برای آنان در پی داشت. با این حملات غافلگیرانه علاوه بر غنایمی که به‌دست می‌آوردند، رعب و وحشتی نیز در دل ساکنان شهرها و سرداران حکومتی می‌انداختند. عمده این حملات بعد از دوران اولیه، خصوصا زمان حکومت محمد بن بزرگ امید است. اسماعیلیه حملات خود به شهرهای اطراف را هم به‌دلایل سیاسی و هم اقتصادی ترتیب می‌دادند. در مورد کاروان‌داری نیز در منابع آمده که کاروان‌ها در الموت تجهیز و کاروان‌هایی نیز از روم و شام به آن وارد می‌شدند و کاروان‌های غیراسماعیلی هم از این سرزمین می‌گذشتند. در قهستان نمونه این حملات در ابتدا بسیار بود، ولی در دوران ثبات اقتصادی به‌دلیل اینکه کل منطقه در اختیار اسماعیلیه بود، نسبت به الموت حملات کمتری به اطراف صورت می‌گرفت. با ورود حسین قاینی، آنان در ۴۸۵ قمری به کاروانی در مسیر قهستان به کرمان حمله کردند و اموال کاروانیان را به غارت بردند.

از جمله منابع درآمدی اسماعیلیه خراجی است که در زمان برخی از سلاطین خصوصا سنجر برای اسماعیلیان تعیین شده بود و نشان از قدرت فوق‌العاده آنان است که بر اثر ترورهای متعدد در دل دشمنان آنان خصوصا سلجوقیان رعب و وحشت ایجاد شده بود. سنجر از دشمنی اسماعیلیان می‌ترسید، پس مبلغی پول به‌عنوان مالک بودن گردکوه برای اسماعیلیان تعیین کرد. او همچنین مقداری از خراج قومس را به اسماعیلیان واگذار کرد و سه یا چهار هزار دینار به‌عنوان اِدرار (در لغت‌نامه دهخدا ذیل کلمه ادرار آمده «وظیفه و مقرری، مستمری، عطیه و انعام»)، درآمد و باج در پای گردکوه به آنان اجازت داد تا از راهیان بگیرند.

یکی دیگر از منابع اقتصادی که تا حدودی به‌عنوان پشتوانه پولی و اقتصادی اسماعیلیه الموت می‌توان از آن نام برد، معادنی است که در گوشه و کنار ایران در مناطق تحت تسلط و نزدیک به قلاع اسماعیلیه قرار داشتند. از جمله، معادنی در دیلم که از آنها استخراج می‌شد، ولی نوع معدن را ذکر نکرده‌اند. در پای دماوند آهن و در سخمار آهن، سرب و سرمه به دست می‌آمد. همچنین از کان‌های طلا در کوه‌های کوه زر در نزدیکی دامغان یاد می‌شود. به‌نظر می‌رسد اسماعیلیه در دوره‌ کمبود نقره و طلا در دوره سلجوقی با تسلط بر این معدن توانستند اولین سکه‌های طلای خود را ضرب کنند.

اما یکی از پشتوانه‌های مالی نزاریان که در ایران کمتر از آن یاد شده، مالیات اختیاری براساس وسع است .خانواده‌های اسماعیلی به‌عنوان عشر (ده یک)، محصولات خود را به فرماندهی منطقه تحویل می‌دادند و این نوع جمع‌آوری منابع اقتصادی خاص آنان بوده و در دوره‌های بعد و حتی زمان حال برای قوی‌تر کردن بنیه مالی اسماعیلیان استفاده شده و در پی آن افزایش جمعیت اسماعیلی در بخش‌های مختلف پایه اقتصادی آن دولت را قوی کرد. معین‌الدین زمچی اسفزاری در مورد پایبندی اسماعیلیان به اعتقاداتشان می‌نویسد: «حالا نیز در چند موضع آنجا خراج حسن صباح را جدا کرده، بر سر گور او می‌فرستند تا غایتی که می‌گویند بعضی از پیرزنان از هر ده کلاوه ریسمان که می‌ریسند یک کلاوه عشر حسن صباح که او را، ایشان «امام» می‌گویند، جدا می‌سازند.»

منبع: محمد فرجامی، «وضعیت اقتصادی اسماعیلیه در عهد سلجوقی و معرفی چند سکه اسماعیلی»، تاریخ‌پژوهی، ۱۳۹۶