ظرفیتهای بحری و برّی ایران
در قلمرو ژئواستراتژی بحری، تسلط ایران بر تنگه هرمز اهمیت استراتژیک ویژهای دارد. این گذرگاه، یکی از اصلیترین شریانهای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود که بخش قابلتوجهی از نفت و گاز صادراتی کشورهای حاشیه خلیجفارس از آن عبور میکند. چنین موقعیتی، ایران را به یکی از بازیگران کلیدی در معادلات امنیت انرژی جهانی تبدیل کرده و به آن این امکان را میدهد که در تعامل با قدرتهای دریایی، نقش یک عامل تعیینکننده یا دستکم تاثیرگذار را ایفا کند. به بیان دیگر، ایران در این سطح میتواند بهعنوان یک کنشگر ژئوپلیتیک ظاهر شود که قابلیت اثرگذاری بر جریانهای حیاتی اقتصاد جهانی را در اختیار دارد.
در مقابل، در حوزه ژئواستراتژی برّی، ایران از مزیت قرارگیری در مسیر کریدورهای مهم بینالمللی برخوردار است؛ کریدورهایی که شرق و غرب و نیز شمال و جنوب اوراسیا را به یکدیگر متصل میکنند. از جمله مهمترین این مسیرها میتوان به کریدور شمال-جنوب و ابتکار کمربند-جاده چین اشاره کرد که هر دو، ایران را بهعنوان یک حلقه واسط کلیدی در شبکههای حملونقل و تجارت جهانی تعریف میکنند. این موقعیت ترانزیتی، امکان تبدیل ایران به یک هاب لجستیکی را فراهم میآورد که میتواند جریان کالا، انرژی و حتی داده را میان حوزههای مختلف ژئوپلیتیک تسهیل کند. در چنین شرایطی، ایران نهتنها یک مسیر عبور، بلکه یک «گره راهبردی» در شبکه ارتباطی قارهای محسوب میشود.
ترکیب این دو بعد، جایگاهی خاص برای ایران در نظام ژئوپلیتیک جهانی ایجاد میکند. در چارچوب نظری کوهن، مناطقی با این ویژگیها معمولا در زمره فضاهای واسط قرار میگیرند؛ مناطقی که محل تلاقی، تعامل و گاه رقابت قدرتهای بزرگ هستند. با این حال، ایران در صورت بهرهبرداری هوشمندانه از ظرفیتهای خود، میتواند از یک فضای صرفا رقابتی فراتر رفته و به یک «پیونددهنده فعال» میان دو حوزه ژئواستراتژیک تبدیل شود. این نقش، بهویژه در شرایطی که اقتصاد جهانی بیش از پیش به شبکههای ترکیبی دریایی–زمینی وابسته شده، اهمیت مضاعفی پیدا میکند. از منظر امنیت ملی، این موقعیت دوگانه فرصتهای قابلتوجهی برای ایران فراهم میسازد. نخست، افزایش قدرت چانهزنی در تعاملات بینالمللی است؛ چرا که کنترل یا تاثیرگذاری بر گلوگاههای حیاتی انرژی و ترانزیت، بهطور مستقیم با منافع قدرتهای بزرگ گره خورده است. دوم، امکان تنوعبخشی به شرکای استراتژیک که میتواند از وابستگی یکجانبه جلوگیری کند. سوم، تقویت بنیانهای اقتصادی از طریق توسعه ترانزیت و لجستیک، که خود به افزایش تابآوری در برابر فشارهای خارجی منجر میشود.
در نهایت، این موقعیت میتواند به ارتقای جایگاه ژئوپلیتیک ایران در سلسلهمراتب قدرت جهانی کمک کند. با این حال، تحقق چنین جایگاهی مستلزم فراهم شدن پیششرطهایی اساسی است. توسعه زیرساختهای حملونقل، بهبود محیط کسبوکار، مدیریت متوازن سیاست خارجی و کاهش تنشهای ژئوپلیتیک از جمله عواملی هستند که در بهرهبرداری از این ظرفیتها نقش تعیینکننده دارند. در غیاب این الزامات، موقعیت ژئوپلیتیک ایران ممکن است بهجای آنکه به منبع قدرت تبدیل شود، به عرصهای برای رقابت و فشار قدرتهای خارجی بدل شود. در مجموع، ایران بهواسطه برخورداری همزمان از مزیتهای مذکور، از ظرفیت آن برخوردار است که به یک بازیگر کلیدی در پیوند میان نظامهای ژئواستراتژیک جهانی تبدیل شود. این جایگاه، اگر با راهبردی واقعگرایانه و مبتنی بر درک عمیق از تحولات نظام بینالملل همراه شود، میتواند نقشی تعیینکننده در ارتقای امنیت ملی و قدرت ژئوپلیتیک ایران ایفا کند.
* پژوهشگر ژئوپلیتیک