عصر جدید سلاح‌های زیستی

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-حسین موسوی: اکتشافات علمی پیشگامانه می‌توانند امکانات تحول‌آفرینی ایجاد کنند. آنها همچنین می‌توانند خطرات فاجعه‌باری ایجاد کنند. ادغام هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و مهندسی زیستی در حال حاضر دستاوردهای متحول‌کننده‌ای را از مبارزه با بیماری‌ها گرفته تا افزایش بهره‌وری کشاورزی و حل چالش‌های انرژی، امکان‌پذیر کرده است. اما همچنین قابلیت‌هایی را ایجاد می‌کند که می‌توانند توسط تعداد فزاینده‌ای از بازیگران، راحت‌تر از همیشه به سلاح تبدیل شوند. ایالات متحده برای این تهدیدها آماده نیست. الیزابت شروود رندال در فارن¬افرز نوشت: در آینده‌ای قابل پیش‌بینی، یک گروه تروریستی با حداقل مهارت می‌تواند به یک مدل هوش مصنوعی قفل‌شکن (مدلی که از کنترل‌های ایمنی فرار کرده است) که بر اساس جامع‌ترین مجموعه داده‌های بیولوژیک جهان آموزش دیده است، دسترسی پیدا کند. این گروه می‌تواند از این مدل برای طراحی سویه جدیدی از آنفولانزای مرغی H۵N۱ استفاده کند که کشنده‌تر و آسان‌تر از سویه‌های موجود از حیوانات به انسان منتقل می‌شود. این گروه می‌تواند با اتصال از راه دور به یکی از نسل جدید آزمایشگاه‌های «ابری» کاملاً مجهز و قراردادی، به صورت ناشناس ترتیب ساخت و آزمایش ویروس را بدهد و سپس آن را به یک مرکز تولید زیستی ارسال کند تا در مقیاس بزرگ تولید شود. از آنجا، این گروه می‌تواند سویه جدید را مخفیانه از طریق سیستم‌های تهویه هوا در مزارع دامداری بزرگ در سراسر ایالات متحده پراکنده کند.

دیری نپایید که صنایع مرغداری، گوشت گاو و لبنیات آمریکا متحمل خسارات عظیمی شدند. هنگامی که ویروس به ناچار به جمعیت انسانی سرایت کند، باعث بیماری شدیدی می‌شود و می‌تواند منجر به صدها هزار یا حتی میلیون‌ها مرگ شود. واکنش مؤسسات دولتی و خصوصی ایالات متحده - که فاقد استراتژی یکپارچه و ابزار کافی هستند - برای جلوگیری از شیوع و کاهش عواقب آن بسیار کند، بسیار ناهماهنگ، بسیار کم منابع و بسیار طاقت‌فرسا خواهد بود. و به زودی، ویروس از مرزها نیز عبور خواهد کرد و باعث ناامنی غذایی، بیماری گسترده و تلفات گسترده در سراسر جهان خواهد شد.

سیاست‌گذاران آمریکایی مدت‌هاست که با احتمال حملات بیولوژیک از سوی کشورهای متخاصم دست و پنجه نرم می‌کنند. واشنگتن در کنار نظارت و ابتکارات جهانی کاهش خطر، با تهدید به تلافی قابل توجه، از جمله استفاده از سلاح‌های هسته‌ای، با موفقیت از چنین حملاتی جلوگیری کرد. با این حال، این استراتژی مؤثر بود زیرا تنها تعداد کمی از دولت‌ها در حال توسعه خطرناک‌ترین سلاح‌های بیولوژیک بودند. این استراتژی دیگر در جهانی که هوش مصنوعی به بازیگران بیشتری - کشورهای یاغی، گروه‌های تروریستی، حتی افراد - اجازه می‌دهد تا سلاح‌های بیولوژیکی جدید خود را توسعه دهند، کارساز نیست.

در این چشم‌انداز تهدید جدید، با توجه به گسترش قابلیت‌های بیولوژیک و این واقعیت که نمی‌توان برخی از بازیگران را با روش‌های سنتی منصرف کرد، بعید است که بتوان از حملات بیولوژیک به¬طور کامل جلوگیری کرد. سیاست‌گذاران در واکنش به این تهدید به یک استراتژی جدید نیاز دارند - استراتژی‌ای که بپذیرد حملات بیولوژیک محتمل هستند و برای مهار آسیب آماده شود، به کشور کمک کند تا سریع‌تر بهبود یابد و از ابزارهای جدید برای شناسایی و پاسخگو نگه داشتن عاملان حملات بیولوژیک استفاده کند. در نهایت، این انعطاف‌پذیری در برابر حملات بیولوژیکی می‌تواند بازیگران مخرب را از تلاش برای استفاده از آنها در وهله اول منصرف کند، با این علم که اثرات آن به حداقل خواهد رسید؛ یک استراتژی بازدارندگی از طریق انعطاف‌پذیری.

سناریوی حمله‌ای که در بالا توضیح داده شد را در نظر بگیرید، اما با یک استراتژی جامع. دولت ایالات متحده از یک سیستم نظارت بیولوژیک پیچیده برای هشدار زودهنگام ظهور یک پاتوژن ویروسی جدید استفاده خواهد کرد. آزمایشگاه‌های فدرال با به‌کارگیری بسیاری از همان فناوری‌هایی که در وهله اول تهدید را ممکن می‌سازند، منشأ آن را از امضاهای آشکار در مدل هوش مصنوعی مورد استفاده برای طراحی ویروس تعیین می‌کنند؛ که تلاش‌های سریع برای ردیابی و هدف قرار دادن عاملان را ممکن می‌سازد. مقامات بهداشت عمومی ابزارهایی برای ادغام داده‌های علمی و اطلاعاتی برای سرکوب شیوع بیماری خواهند داشت. بر اساس قراردادهای از پیش مذاکره شده برای تأمین ظرفیت افزایش تولید، بخش تولید زیستی تولید داروهای تشخیصی، درمانی و واکسن‌ها را تسریع خواهد کرد. اگرچه از بحران به طور کامل جلوگیری نمی‌شد، اما اثرات آن به¬سرعت و به¬طور مؤثر مهار می‌شد: از جمعیت‌های آسیب‌پذیر انسانی و حیوانی محافظت می‌شد، شیوع به حداقل می‌رسید، تولید کشاورزی بهبود می‌یافت و اعتماد عمومی احیا می‌شد.

چنین زیست‌تابی با واقعیت امروز فاصله زیادی دارد. در سال ۲۰۲۴، آنفولانزای مرغی H۵N۱ از مرغداری‌ها به گله‌های گاو شیری و گوشتی و در نهایت به بیش از ۷۰ انسان سرایت کرد. من به عنوان مشاور امنیت داخلی کاخ سفید در آن زمان، واکنش فدرال به این تهدید بالقوه فاجعه‌بار را هماهنگ کردم. این ویروس به طور طبیعی رخ می‌داد، نه نتیجه یک حمله عمدی. با این وجود، نشان داد که حتی در این مورد اساسی، نقاط ضعف و شکاف‌های قابل توجهی در سیستم‌های پیشگیری، نظارت، انتساب و واکنش ایالات متحده وجود دارد. به دست آوردن داده‌ها در مورد بروز و شیوع بیماری دشوار و به طرز طاقت‌فرسایی ناقص بود. بسیج اقدامات پیشگیرانه کافی توسط صنایع مرغداری و گاوداری دشوار و کند بود و برای ارائه مقادیر کافی واکسن انسانی برای محافظت از مردم آمریکا، ما نیاز به تأمین بودجه فدرال جدید قابل توجهی برای ایجاد سریع واکسن mRNA و تغییر مسیر خطوط تولید صنعت داروسازی ایالات متحده برای تولید انبوه آن داشتیم، و هنوز هم برای ماه‌ها ذخایر دارویی ناکافی وجود داشت.

ایالات متحده به شدت به یک سیستم جدید برای ایجاد تاب‌آوری در برابر تهدیدات بیولوژیکی مبتنی بر هوش مصنوعی نیاز دارد. واقعیت این فناوری به این معنی است که همان نوآوری که اکتشافات انقلابی را هدایت می‌کند، تهدیدات جدیدی را نیز ایجاد می‌کند و همان ابزارهایی که این تهدیدات را بسیار خطرناک می‌کنند، برای مقابله با آنها نیز ضروری هستند. بر این اساس، این سیستم به بهره‌گیری از پیشرفت‌ها در تقاطع هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و مهندسی زیستی - و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان از همان پیشرفت‌ها - بستگی خواهد داشت.