زیست‌بوم کسب‌وکار ایران در شرایط دشوار

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ جهان کسب‌وکار در سال‌های اخیر دستخوش تحولاتی ژرف و بی‌سابقه شده است. از همه‌گیری کووید-۱۹، جنگ اوکراین، رقابت فزاینده‌ی اقتصادی قدرت‌های بزرگ گرفته تا بحران‌های اقلیمی، انرژی و بسته شدن تنگه هرمز که همگی نشان از ورود به عصر جدیدی از عدم‌اطمینان است. در این میان، اقتصاد ایران در سال گذشته با تلاطم شدیدی روبه رو شده است؛ جنگی که توسط آمریکا و اسرائیل تحمیل شده است، ابرتورم تاریخی که سفرۀ معیشت مردم را کوچک‌ کرده است، افزایش بی‌سابقۀ نرخ ارز و کاهش شدید ارزش پول ملی، کاهش فروش نفت، محدودیت‌های ژئوپلیتیکی و اختلال گستردۀ اینترنت و زیرساخت‌های حیاتی همه و همه دست‌به‌هم داده‌اند تا زیست‌بوم کسب‌وکار ایران به شدت دچار اختلال شود و بقای بسیاری از شرکت‌های بزرگ، کوچک و متوسط و نیز فعالان بخش دیجیتال را به مخاطره اندازد. در چنین شرایطی، تحلیل‌گران اقتصادی و استراتژیست‌های کسب‌وکار، هریک از منظر خود به دنبال ارائۀ راهکار برای برون‌رفت از این بحران هستند. اما پیش از هر نسخه‌ای، ضروری است که نخست ماهیت دقیق محیطی را که کسب‌وکارها در آن فعالیت می‌کنند به درستی تشخیص دهیم.

مارتین ریوز و همکارانش در کتاب "استراتژی رسیدن به استراتژی" ابزاری قدرتمند به نام "پالت استراتژی" معرفی کرده‌اند که به مدیران کمک می‌کند تا بر اساس ویژگی‌های محیط کسب‌وکار خود، رویکرد استراتژیک متناسب را انتخاب کنند. پنج الگوی استراتژی در این پالت بر اساس پاسخ به سه پرسش اساسی از هم متمایز می‌شوند: قابلیت پیش‌بینی (آیا می‌توانید محیط را پیش‌بینی کنید؟)، انعطاف‌پذیری (آیا می‌توانید آن را به تنهایی یا با همکاری دیگران شکل دهید؟) و طاقت‌فرسایی (آیا می‌توانید از آن جان سالم به در ببرید؟). ترکیب این سه وجه، پنج دسته شرایط محیطی کاملاً متمایز را نمایان می‌سازد که هر کدام رویکرد مجزایی برای تدوین و پیاده‌سازی استراتژی نیاز دارند (شکل۱). 

Screenshot_20260817_191114_Word

شکل۱. پالت استراتژی

رویکرد کلاسیک (بزرگ باش) برای محیط‌های قابل‌پیش‌بینی و انعطاف‌ناپذیر؛ رویکرد انطباقی (سریع باش) برای محیط‌های غیرقابل‌پیش‌بینی و انعطاف‌ناپذیر؛ رویکرد آرمان‌گرایانه (پیشگام باش) برای محیط‌های قابل‌پیش‌بینی و انعطاف‌پذیر؛ رویکرد شکل‌دهی (سازمان‌دهنده باش) برای محیط‌های غیرقابل‌پیش‌بینی و انعطاف‌پذیر و در نهایت رویکرد نوسازی (دوام بیاور) برای محیط‌های طاقت‌فرسا.

تحلیل محیط کسب‌وکار ایران با رویکرد نوسازی

بررسی شرایط کنونی زیست‌بوم کسب‌وکار ایران نشان می‌دهد که این فضا با بیشترین تطابق، ذیل رویکرد نوسازی قابل تحلیل است. رویکرد نوسازی زمانی انتخاب می‌شود که کسب‌وکار در مخاطرۀ بقا قرار گرفته و نیازمند حفظ منابع برای بازگشت به مسیر حیات و رشد است. این رویکرد در ابتدا تدافعی است و مقدمه‌ای برای اتخاذ یکی از چهار رویکرد دیگر محسوب می‌شود. دلایل این انطباق را در چند حوزۀ کلیدی می‌توان بررسی کرد:

نخست، تهدید بقای کسب‌وکارها در پی رکود عمیق اقتصادی: رشد اقتصادی کشور در دو سال اخیر روندی نزولی داشته و بر اساس پیش‌بینی‌های موجود، این رکود عمیق‌تر از بسیاری از کشورهای منطقه خواهد بود. انقباض شدید اقتصاد که عمدتاً ناشی از شوک‌های بیرونی مانند جنگ و اختلال در مسیرهای تجاری است، بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی را با خطر تعطیلی و ورشکستگی روبرو کرده است. دوم، افزایش تورم و فرسایش قدرت خرید: تورم افسارگسیخته در ماه‌های اخیر، هزینه‌های تأمین مواد اولیه و نقدینگی در گردش را برای تولیدکنندگان به طرز قابل توجهی افزایش داده و در عین حال، قدرت خرید مصرف‌کننده را به شدت کاهش داده است. این وضعیت باعث شده که سودآوری کسب‌وکارها به شدت تحت فشار قرار گیرد. سوم، سقوط بی‌سابقۀ ریال و کاهش ارزش پول ملی: بازار ارز ایران در فاصله سال ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵ یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های خود را پشت سر گذاشت و ارزش پول ملی به شدت کاهش یافت. این سقوط ارزی، تأمین مواد اولیۀ وارداتی را برای بسیاری از تولیدکنندگان عملاً غیرممکن کرده و دسترسی به سرمایه و نقدینگی را به شدت محدود ساخته است. چهارم، اختلال در زیرساخت‌های حیاتی: از یکسو اختلال گستردۀ اینترنت فعالیت کسب‌وکارهای دیجیتال را با مشکل مواجه کرده و از سوی دیگر قطعی‌های برق و آب، تأمین انرژی کارخانه‌ها را با اختلال جدی روبرو ساخته است. بسیاری از کسب‌وکارهای خُرد مجبور به توقف فعالیت شده‌اند و تعدیل نیرو در واحدهای بزرگ و شناخته‌شدۀ فعال در حوزه‌ی اقتصاد دیجیتال، نشان از تأثیر مخرب این اختلالات دارد. پنجم، کاهش شدید سرمایه‌گذاری و افزایش بیکاری: اثرات رکود در بازار کار به‌وضوح قابل مشاهده است و نرخ بیکاری روندی صعودی داشته است. هم‌زمان، افزایش چشمگیر تقاضا برای دریافت بیمۀ بیکاری نشان‌دهنده ازدست‌رفتن گستردۀ مشاغل در پی بحران‌های اخیر است. ششم، غیرقابل‌پیش‌بینی بودن توأم با نبود کنترل: محیط کسب‌وکار ایران غیرقابل‌پیش‌بینی است و مدیران کنترل زیادی بر متغیرهای کلیدی آن ندارند. تصمیمات سیاسی، تغییرات ناگهانی در سیاست‌های ارزی، احتمال ازسرگیری درگیری‌های نظامی و تحریم‌های بین‌المللی همگی عواملی برون‌زا هستند که معادلات کسب‌وکار را در کوتاه‌ترین زمان ممکن برهم می‌زنند.

در چنین فضایی، رویکردهای کلاسیک (برنامه‌ریزی بلندمدت)، انطباقی (آزمایش و یادگیری سریع)، آرمان‌گرایانه (سرمایه‌گذاری برای خلق بازار جدید) و شکل‌دهی (همکاری بلندمدت با شرکا) هرچند هرکدام در جای خود کارآمدند، همگی با موانع ساختاری جدی روبرو هستند و یا به منابع مالی قابل‌توجهی نیاز دارند که در شرایط فعلی در دسترس نیست.

با این توصیف، فضای کسب‌وکار ایران در شرایط کنونی، به‌وضوح در قلمرو رویکرد نوسازی از پالت استراتژی قرار می‌گیرد. شعاری که ریوز برای این رویکرد انتخاب کرده (دوام بیاور) همان چیزی است که امروز مدیران ایرانی بیش از هر چیز دیگر به آن نیاز دارند. رویکرد نوسازی دو مرحله دارد: نخست واکنش و به‌صرفه‌سازی برای متوقف کردن روند نزولی و تثبیت وضعیت، دوم، برنامه‌ریزی برای رشد مجدد.

در شرایط کنونی اکثر بنگاه‌های اقتصادی ایران در مرحلۀ نخست گرفتارند. آنچه امروز از مدیران انتظار می‌رود، تمرکز بر حفظ نقدینگی، کاهش هزینه‌های غیرضروری، واگذاری دارایی‌های غیراستراتژیک و اولویت‌بندی فعالیت‌های کلیدی است. اما دام بزرگ این رویکرد، گیر کردن در همین مرحله است؛ جایی که سازمان فقط زنده می‌ماند و هیچ رشدی ندارد. به محض مشاهدۀ هرگونه نشانه‌ای از ثبات نسبی ( چه در عرصۀ سیاسی و چه در بازار) مدیران باید برنامۀ خروج از حالت انقباض و حرکت به‌سوی یکی از رویکردهای دیگر (انطباقی یا کلاسیک یا ...) را در دستور کار قرار دهند. در غیر این صورت، دوام آوردن به خودی خود به یک استراتژی تبدیل خواهد شد که سرانجام آن، فرسایش تدریجی و حذف از میدان رقابت است. 

دلالت‌های نظارتی و توصیه‌های سیاستی

با توجه به نزدیکی فضای کسب‌وکار ایران با رویکرد نوسازی، ضروری است سیاست‌گذاران و مدیران اقدامات متناسب با این شرایط را در دستور کار قرار دهند.

- در سطح سیاست‌گذاری، نخستین گام، تغییر پارادایم ذهنی در حوزه سیاست‌گذاری است. در محیطی طاقت‌فرسا، مدل‌های کلاسیک کنترل دستوری، خود به عامل اصطکاک تبدیل می‌شوند. سیاست‌گذار باید از نقش "کنترل‌گر" به "تسهیل‌گر بقا" تغییر وضعیت داده و به جای مدیریت تمام متغیرها، بر کاهش نااطمینانی‌های قابل‌مدیریت (مانند شفافیت در قطعی‌های زیرساختی، سقف تغییرات ارزی و تهاتر منطقه‌ای) تمرکز کند تا بنگاه‌ها فرصت تنفس یابند.

-در سطح بنگاه‌ها، مدیران باید سبد محصولات را بر اساس مواد اولیه‌ی کاملاً داخلی بازطراحی کنند تا وابستگی به واردات و ریسک بسته‌شدن مسیرهای دریایی به صفر برسد. قراردادهای فروش را به شاخص ارز یا طلا متصل کنند تا ارزش واقعی دارایی حفظ شود. برنامه‌ریزی ماهانه را جایگزین بودجه‌بندی سالانه کنند و هر ماه بر اساس تحولات روز، بودجه را بازبینی نمایند. تیم واکنش سریع (۳ تا ۵ نفر) برای تصمیم‌گیری در کمتر از ۴۸ ساعت در مواجهه با شوک‌ها تشکیل دهند. به‌جای تعدیل گسترده، با کاهش ساعات کار و دورکاری، هستۀ متخصص را حفظ کنند. در بهینه‌سازی مصرف انرژی سرمایه‌گذاری کنند تا تداوم تولید در زمان قطعی‌ها تضمین شود.

جمع‌بندی

وضعیت کنونی اقتصاد ایران اگرچه بسیار دشوار است، اما با درک صحیح از ماهیت محیط کسب‌وکار و اتخاذ رویکرد نوسازی، می‌توان از این بحران عبور کرد. رویکرد نوسازی، هرچند تدافعی به‌نظر می‌رسد، اما در شرایط فعلی تنها راه بقا و زمینه‌سازی برای رشد مجدد است. امروز که محافل اقتصادی از ضرورت تفاهم و بازسازی اقتصاد سخن می‌گویند، باید به یاد داشت که بازسازی اقتصاد کلان، بدون احیای بنگاه‌های خرد ممکن نیست. حمایت از بقای بنگاه‌ها در شرایط طاقت‌فرسا، هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای حفظ زیرساخت‌های تولیدی دوران بازسازی است. آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، تشخیص درست وضعیت، اقدامات سریع برای تثبیت و آمادگی برای تغییر رویکرد به‌محض فراهم‌شدن شرایط است. مدیرانی که بتوانند این تعادل را بین دوام آوردن در کوتاه‌مدت و آماده‌سازی برای رشد در بلندمدت برقرار کنند، در دوران پسابحران پیروز میدان رقابت خواهند بود./

عماد گل‎محمدی (مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه کسب و کار)