شبح کارتر بر انتخابات میان دورهای ترامپ
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ دونالد ترامپ با دو بحران جدی روبهرو است که نه تنها حزب جمهوریخواه را در آستانه انتخابات میاندورهای تهدید میکند بلکه میتواند میراث دور دوم ریاستجمهوری او را نیز بر باد دهد.
او به شکلی عجیب در پرونده ایران در موضعی شکنندهتر از تمام روسای جمهور پس از جیمی کارتر قرار گرفته است. درست مانند ماجرای سفارت در سالهای ابتدای انقلاب اسلامی، تهران اکنون در حال اعمال فشارهای سیاسی است که میتواند پیش از یک انتخابات ملی، رئیس جمهور آمریکا را در تنگنا قرار دهد. تا همین یک هفته پیش تیم ترامپ از توافقی قریبالوقوع برای بازگشایی تنگه هرمز خبر میداد. اما حالا تهران در جایگاهی نشسته که برای ابرقدرت جهان شرط و شروط تعیین میکند و خواستههای سرسختانه جدیدی روی میز گذاشته است.
استیون کالینسون در تحلیل اخیر خود برای سیانان، از چالشی متفاوت اما مرتبط مینویسد که ترامپ همزمان در داخل آمریکا با آن دستبهگریبان است. تأثیر جنگ بر قیمت انرژی، نگاه رایدهندگان به وضعیت اقتصادی را بیش از پیش بدبینانه کرده است. او در چرخهای باطل گرفتار شده؛ جایی که مقامات کاخ سفید در میان آمارها به دنبال کورسوهای امید میگردند، اما رایدهندگان تنها بیتفاوتی دولت به مشکلاتشان را میبینند. در حالی که انتخابات میاندورهای بهسرعت نزدیک میشود، انتشار آمارهای ناامیدکننده اشتغال در روز جمعه، بدترین خبر ممکن برای جمهوریخواهان بود.
در شرایطی که فضای سیاسی برای جمهوریخواهان تیرهوتار میشود به نظر میرسد رهبرشان در دنیای دیگری سیر میکند. بسیاری از پستهای آخر هفته ترامپ در شبکههای اجتماعی چنان دور از واقعیت بودند که گویی توسط مخالفانش برای تخریب چهره او نوشته شدهاند. او عکسی با گری پلیر اسطوره گلف آفریقای جنوبی منتشر کرد و تصویر دیگری از طراحی یک زمین گلف جدیدش را به اشتراک گذاشت. او درباره ساخت یک ایستگاه پهپادی فوقپیشرفته در سالن پیشنهادی کاخ سفید، بازسازی استخر انعکاسی واشنگتن و دو مجسمه که تازه با رنگ طلایی درخشان پوشانده شدهاند مطلب نوشت. ترامپ همچنین خود را فاتح تورم خواند اما بیشتر شبیه رئیسجمهوری به نظر میرسید که با استیصال به دنبال ثبت یک میراث فیزیکی است تا رهبری که ایدههایی برای احیای کشور داشته باشد.
البته این آخر هفته برای ترامپ یک پیروزی هم به همراه داشت و سنا با اختلافی اندک تاد بلانچ وکیل شخصی سابق او را به عنوان دادستان کل آمریکا تایید کرد. اما این پیروزی بیشتر برای خود رئیسجمهور جذاب است تا رایدهندگان. از سوی دیگر جمهوریخواهان واشنگتن را در حالی ترک کردند که هشدارهای قبلیشان به حقیقت پیوست و لایحه محدودیتهای رایگیری که اولویت اصلی ترامپ بود شانسی برای تصویب نیافت. ترامپ در عرصه سیاست خارجی نیز ضربه دیگری نیز خورد؛ زمانی که بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل یکی دیگر از دستاوردهای فرضی ترامپ یعنی طرح خلع سلاح حماس در غزه را رد کرد.
دموکراتها برای ترامپ طناب نجات میاندازند؟
چنین چالشهای سیاسی معمولا برای هر رئیسجمهور مستقری در انتخابات میاندورهای دردسرساز است. همانطور که آرون بلیک تحلیلگر سیانان اشاره کرده، نظرسنجیهای متعدد نشان میدهد که ترامپ برتری سنتی جمهوریخواهان را در دو حوزه امنیت ملی و اقتصاد از دست داده است.
ساختارشکنیهای ترامپ همیشه نقطه قوت سیاسی او بوده و اکنون کمتر از دو سال از بزرگترین بازگشت سیاسی تاریخ آمریکا توسط او میگذرد. اما شاید پویاییهای انتخابات میاندورهای به نفع او نباشد. او همیشه به عنوان یک چهره خارج از سیستم سیاسی مانند سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴ موفقتر عمل کرده است. اما حالا او خود در قدرت است و تجربه نشان داده هر زمان که مجبور به دفاع از کارنامه خود شده مانند انتخابات میاندورهای ۲۰۱۸ و ریاست جمهوری۲۰۲۰ با مشکل مواجه شده است.
ترامپ همچنین در مورد احساسات واقعی رایدهندگان در مرحله انکار به سر میبرد. او هفته گذشته به رسانهها گفت مردم از من عصبانی نیستند بلکه از جمهوریخواهان خشمگیناند. با این حال در هفتههای اخیر شاید دموکراتها روزنه امیدی به او داده باشند. پیروزیهای چهرههای ترقیخواه و سوسیال دموکرات ها در انتخابات مقدماتی ادعای ترامپ مبنی بر مقاومت در برابر موج افراطگرایی چپ را تقویت میکند. دموکراتها با معرفی نامزدهایی که باعث دوری رایدهندگان میانهرو میشوند خطر از دست دادن کرسیهای کلیدی را به جان میخرند؛ درست مشابه اتفاقی که برای جمهوریخواهان در اوایل قرن جاری میلادی رخ داد.
اما ترقیخواهان بر این باورند که این فضای آشفته سیاسی فرصتی برای نفوذ در میان رایدهندگانی است که نه تنها از ترامپ ناامیدند بلکه از ساختار میانهروی حزب دموکرات نیز بیزار شدهاند؛ به ویژه پس از آنکه کمپینهای ناکام جو بایدن و کامالا هریس در سال ۲۰۲۴ مسیر بازگشت ترامپ به کاخ سفید را هموار کرد.
عبدالرحمان السید نامزد ترقیخواه مجلس سنا از ایالت میشیگان با عبور از یک رقابت مقدماتی نفسگیر در ایالتی که میتواند سرنوشت سنا را رقم بزند روی نقطه ضعف اقتصادی ترامپ دست گذاشت.
پافشاری ایران در برابر ترامپ
در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران با تسخیر سفارت آمریکا در تهران و گروگان گیری ۴۴۴ روزه، قدرت خود در برهمزدن معادلات سیاسی واشنگتن و اثرگذاری بر انتخابات این کشور را به رخ کشید. اکنون پس از ۴۶ سال، اقتدار ایران در ابعادی به مراتب گستردهتر بازسازی شده است؛ تهران با اتکا به تسلط هوشمندانه بر شریان حیاتی انرژی در تنگه هرمز، نبض اقتصاد جهانی را در دست دارد. این موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک باعث شده تا ایران بار دیگر در آستانه انتخابات آمریکا، ابزار فشاری تعیینکننده علیه کاخ سفید در اختیار داشته باشد و درست مانند دوران جیمی کارتر، رئیسجمهور آمریکا را در برابر بحرانهای اقتصادی و خشم رایدهندگانش قرار دهد.
از قضا ترامپ به خوبی میداند که ایران چگونه توانست کارتر را در منگنه سیاسی قرار دهد. بسیاری از مورخان معتقدند بحران گروگانگیری عامل اصلی شکست رئیسجمهور دموکرات از رونالد ریگان در انتخابات ۱۹۸۰ بود. ترامپ پیشتر در توضیح اینکه چرا دستور عملیات نیروهای ویژه در تاسیسات هستهای ایران را صادر نکرده است، صراحتا گفته بود که نمیخواهد به سرنوشت جیمی کارتر دچار شود.
اشاره ترامپ به عملیات فاجعهبار «پنجه عقاب» یا همان واقعه طبس برای آزادی گروگانها بود. این ماموریت به دلیل شرایط نامساعد جوی ناکام ماند و با برخورد هلیکوپتر و هواپیمای ترابری در صحرای ایران به کشته شدن هشت نظامی آمریکایی انجامید و گروگانها نیز تا زمان ادای سوگند ریگان در دست ایران ماندند.
اقتصاد آمریکا امروز نسبت به سال ۱۹۸۰ انعطافپذیری بیشتری دارد اما تبعات جنگی که ترامپ علیه ایران آغاز کرده غیرقابل انکار است. میانگین قیمت بنزین در سطح ملی دوباره به بالای ۴ دلار در هر گالن رسیده است. رایدهندگان از قیمتهای بالا خشمگین هستند و با روند بلندمدت افزایش هزینههای مسکن و درمان دستوپنجه نرم میکنند. قیمت نفت نیز به دلیل کمرنگ شدن امیدها برای توافق فوری جهت بازگشایی تنگه هرمز روند صعودی به خود گرفته است.
مقامات دولت ترامپ بارها ادعا کردهاند که با بازگشایی تنگه این فشارهای اقتصادی به سرعت کاهش خواهد یافت. اما این اظهارات تنها موضع مذاکراتی ایران را تقویت کرده و تهران خواستههای خود را سختتر کرده است.
اگر کاسه صبر ترامپ لبریز شود و جنگ را از سر بگیرد او در واقع روی یک درگیری به شدت منفور در داخل آمریکا شرطبندی کرده و باعث تشدید بحران اقتصادی خواهد شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند ایران در مسیر مبارزه موجودیتی با آمریکا آمادگی بیشتری برای تحمل فشارهای اقتصادی دارد.
اصرار کاخ سفید بر ادعای شکوفایی اقتصاد
جمهوریخواهان نمیتوانند برای رهایی از تبعات داخلی جنگ منتظر بمانند. آمارهای رسمی که نشان داد اقتصاد در ماه گذشته میلادی (ژوئیه) ۲۳ هزار شغل از دست داده است ضربه تازهای به کاخ سفید و کمپینهای انتخاباتی بود. با این حال استدلال دولت مبنی بر اینکه اقتصاد اساسا مقاوم است کاملا اشتباه نیست؛ حتی اگر قیمت بالای مواد غذایی و مسکن و دستمزدهایی که با تورم همخوانی ندارند باعث شود که بیشتر مردم وضعیت موسوم به «عصر طلایی اقتصاد ترامپ» را احساس نکنند.
این شکاف میان درک کاخ سفید از اقتصاد و تجربه واقعی مردم عادی یک تله سیاسی همیشگی است که غالبا با شعارهای ناهماهنگ مقامات شعلهور میشود. «کوین هست» مدیر شورای اقتصاد ملی آمریکا در گفتگو با رسانهها مدعی شد اگر به کلیت اقتصاد نگاه کنید اوضاع واقعا در حال شکوفایی است. او استدلال کرد که کاهش مشاغل ناشی از عوامل موقتی فصلی بوده و اقتصاد در حال ایجاد مشاغل باکیفیت است.
اما تنظیم یک پیام اقتصادی یکی از سختترین کارهای دنیای سیاست است. همین مساله بود که کمپین ریاستجمهوری جان مککین در سال ۲۰۰۸، کمپینهای میاندورهای دموکراتها در سال ۲۰۱۰ و کمپینهای ناکام بایدن و هریس در سال ۲۰۲۴ را به شکست کشاند و اقتصاد امروز تنها یکی از مشکلات بیشمار ترامپ است.
«هست» معتقد است که مساله جنگ مانند یک بازی شطرنج در نهایت حل خواهد شد، اما در مورد ایران و در گستره وسیعتر چشمانداز سیاسی استراتژی نهایی او کاملا مبهم و غیرقابل پیشبینی باقی مانده است./