آیا کویت زیر چتر هستهای پاکستان میرود؟
بندبازی استراتژیک اسلامآباد در خلیجفارس
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ درحالیکه کشورهای حوزه خلیجفارس در پی تحولات اخیر در منطقه، در حال ارزیابی دوباره امنیت خود هستند، کویت بهعنوان جدیدترین کشوری در حال ظهور است که به دنبال همکاری نظامی نزدیکتر با پاکستان است. بااینحال، باتوجهبه تلاشهای اسلامآباد برای حفظ روابط با کشورهای عربی منطقه خلیجفارس و ایران، تبدیل این علاقه به یک پیمان دفاعی متقابل به سبک عربستان سعودی ممکن است دشوار باشد. «سابنا صدیقی» در گزارش یکشنبه ۴ مرداد در المانیتور نوشت، رویترز در ۱۷ ژوئیه با استناد به پنج منبع آگاه از مذاکرات، گزارش داد که کویت و پاکستان در حال مذاکره برای یک توافق دفاعی گسترده هستند. اگرچه دولت کویت با صدور فرمانی، توافقنامه همکاری نظامی و دفاعی با پاکستان را تصویب کرد اما مذاکرات هنوز در مراحل اولیه است. به نوشته گزارشگر المانیتور، کویت به دنبال نیروهای پاکستانی، جنگندهها، پهپادها و سیستمهای پدافند هوایی یکپارچه طبق ترتیباتی است که از توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک پاکستان (SMDA) با عربستان سعودی الگوبرداری شده است. بااینحال، مقامات پاکستانی فعلاً اعزام نیروهای رزمی را رد کردهاند.
در سپتامبر ۲۰۲۵، عربستان سعودی و پاکستان روابط امنیتی چند دههای خود را با توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک رسمی کردند. این مذاکرات در حالی انجام میشود که کشورهای خلیجفارس با تهدیدات همزمان برای کشتیرانی دریایی از طریق تنگه هرمز و تنگه بابالمندب، در کنار حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای انرژی و پایگاههای نظامی ایالات متحده، روبهرو هستند. در این زمینه، تحلیلگران میگویند کشورهایی مانند کویت به طور فزایندهای به دنبال لایههای بازدارندگی مضاعف فراتر از مشارکتهای امنیتی موجود خود هستند.
کویت با میزبانی تقریباً ۱۳۵۰۰ سرباز آمریکایی - بیش از هر کشور دیگری در خاورمیانه - عمدتاً در کمپ عریفجان، کمپ بوهرینگ و پایگاه هوایی علی السالم، به یک کشور خط مقدم در درگیریهای اخیر در منطقه تبدیل شده است. کویت و پاکستان از سال ۲۰۲۳ یک توافق امنیتی محدود را حفظ کردهاند که شامل آموزش نظامی و رزمایشهای مشترک میشود. بااینحال، گسترش این رابطه به یک مشارکت استراتژیک به سبک عربستان سعودی، مستلزم آن است که هر دو کشور بر موانع سیاسی و عملیاتی قابلتوجهی غلبه کنند. «جنید جاوید»، تحلیلگر امنیت و مدیریت ریسک، به المانیتور گفت که احتمال میرود پاکستان بهجای منحرفکردن و انتقالِ یگانهای رزمی از مرزهای خود، بر «استقرارهای اختصاصی برونمرزی، نیروهای پشتیبان، هیأتهای آموزشی و نیروهای گردشی که تحت ترتیباتِ فرماندهی مجزا فعالیت میکنند» اتکا کند. درحالیکه هیچ چارچوب رسمی بهصورت آشکار افشا نشده است، اما جاوید توضیح داد که چنین مدلی پاکستان را قادر میسازد تا «از شرکای خلیجفارس حمایت کند و درعینحال عملیات ضدتروریسم داخلی و بازدارندگی متعارف را حفظ کند.»
«عبدالله خان»، مدیر مؤسسه مطالعات مناقشه و امنیت پاکستان در اسلامآباد، تخمین زد که گسترش محدود همکاریهای دفاعی - شامل آموزش، تجهیزات و حضور غیررزمی، در کنار همکاری در حوزه انرژی - ۶۵ تا ۷۰ درصد احتمال تحقق در سال آینده را دارد. خان گفت: «احتمال یک پیمان دفاعی متقابل کامل با تعهدات رزمی مشابه مدل عربستان به طور قابلتوجهی کمتر و نزدیک به ۳۰ درصد است. پاکستان پیشازاین اعلام کرده که در این مرحله آماده اعزام نیروهای رزمی نیست». ازسویدیگر، «حیدر محمد حسین»، مشاور صنایع دفاعی و بنیانگذار مجله «گلوبال دیفنس اینسایت»، گفت که معماری عملیاتی هنوز در حال تعریف است، اما میتواند شامل مربیان، اپراتورهای دفاع هوایی و خدمه پهپاد بهجای نیروهای رزمی باشد. به باور حسین، «این یک محدودیت نیست؛ بلکه نیازی اساسی برای پاکستان است تا اعتبارِ میانجیگریِ خود را در قبال ایران حفظ کند». او گفت که بخشِ صنایع دفاعی فوقالعاده حیاتی است، چرا که پاکستان در حال بهکارگیریِ توانمندیِ تولیدات دفاعی خود بوده و «پیشنهادِ فرماندهیِ مجزا، کلیدِ اصلیِ این مسأله است». بااینحال، او گفت: «داراییهای پاکستان تحت فرماندهی پاکستان عمل خواهند کرد، نه در زنجیرههای ایالات متحده یا کویت؛ این امر به پاکستان اجازه میدهد کنترل عملیاتی و اعتبار میانجیگری با ایران را حفظ و از تشدید تنش جلوگیری کند».
آیا پاکستان وارد درگیری در خلیجفارس میشود؟
چشمانداز تشدید تنش در خلیجفارس میتواند اوضاع را پیچیدهتر کند. درحالیکه ریاض با تهدیدهای فزایندهای از سوی نیروهای حوثی که به دنبال محاصره دریایی تنگه بابالمندب هستند، روبهرو است، اسلامآباد در ابتدا دیپلماسی را دنبال کرد. بااینحال، اندکی بعد، اسلامآباد علناً «حمایت تزلزلناپذیر» خود را از عربستان سعودی ابراز کرد و به حوثیها در مورد هدف قرار دادن منافع دریایی این پادشاهی هشدار داد. مدتی بعد، حوثیها به دو کشتی سعودی حمله کردند. حتی اگر اسلامآباد نقش خود را به استقرارهای غیرجنگی محدود کند، خطرات همچنان قابلتوجه است. جاوید گفت که اگر هواپیماهای پاکستانی، سیستمهای دفاع هوایی یا پرسنل نظامی، موشکها یا پهپادهای پرتاب شده توسط گروههای نیابتی را رهگیری کنند، تهران این اقدامات را منتسب به پاکستان، تلقی خواهد کرد.
حسین استدلال کرد که ایران استراتژی ایجاد توازن در پاکستان را درک میکند. وی با اشاره به اینکه تهران رزمایشهای دریایی مشترکی با پاکستان در تنگه هرمز انجام داده، میزبان کشتیهای نیروی دریایی پاکستان بوده و حتی با وجود حملات مداوم ایالات متحده به ایران، به تعامل نظامی سطح بالا با اسلامآباد ادامه داده است، گفت: «ایران همچنان بزرگترین مانع بر سر هرگونه تعهد امنیتی عمیقتر بین کشورهای خلیجفارس و پاکستان است. هرگونه نقش رزمی معنادار یا تعهد دفاعی متقابل رسمی که میتواند بهعنوان اقدامی علیه ایران تفسیر شود، خطرات جدی در داخل کشور را به همراه دارد». وی افزود: «پاکستان مرز طولانی و حساسی با ایران دارد، با چالشهای مداوم شبهنظامیان فرامرزی روبهرو است و حوزههای انتخابی داخلی دارد که ورود به یک درگیری بین کشورهای خلیجفارس علیه تهران را از نظر استراتژیک بیملاحظه و از نظر سیاسی پرهزینه میدانند». تصویر منطقهای گسترده ممکن است حتی پیچیدهتر شود. توافق همکاری هستهای غیرنظامی تازه اعلام شده واشنگتن با عربستان سعودی احتمالاً در تهران بهعنوان تقویت موقعیت استراتژیک بلندمدت ریاض تلقی میشود و به طور بالقوه رقابت عربستان و ایران را تسریع میکند، درست درحالیکه پاکستان به دنبال حفظ روابط با هر دو طرف است.
احتمالاً نزدیکی کویت به پاکستان یک ابتکار دیپلماتیک حاشیهای نخواهد بود. درحالیکه کشورهای خلیجفارس پس از حملات اخیر ایران، ترتیبات امنیتی خود را دوباره ارزیابی میکنند، تحلیلگران میگویند دیگران میتوانند مشارکتهای دفاعی مشابهی را در جای دیگر دنبال کنند. ترکیه، پاکستان و عربستان در ماههای اخیر در حال بررسی یک توافق دفاعی مشترک جدا از SMDA بودهاند. بحرین و اردن همچنین گسترش همکاری نظامی با پاکستان را بررسی کردهاند. همانطور که حسین اشاره کرد، «بحرین از معاون رئیس ستاد کل ارتش پاکستان برای بحث در مورد گسترش همکاریهای نظامی پذیرایی کرده است. اردن با رئیس نیروهای دفاعی پاکستان در مورد مشارکت استراتژیک و ارتباطات نظامی گفتگو کرده و ترکیه کاندیدای احتمالی برای توافقهای موازی با چارچوب SMDA است.» سرتیپ بازنشسته «آصف هارون رجا»، تحلیلگر دفاعی و امنیتی و رئیس مرکز توسعه و ثبات در اسلامآباد، به المانیتور گفت که «ازدستدادن اعتماد» در ترتیبات امنیتی فعلی، کشورهای خلیجفارس را مجبور به جستجوی «چتر امنیتی جایگزین، همراه با ایجاد مکانیسمهای دفاعی بومی» میکند. وی گفت کویت، «که از حملات سنگین ایران گیج شده است، مشتاق است در ازای رسیدگی به کمبودهای انرژی و تأمین برق خود، پیمان مشابهی همچون عربستان با پاکستان امضا کند.»
برای اسلامآباد، گسترش مشارکتهای دفاعی راهی برای تقویت اقتصاد و امنیت انرژی بلندمدت آن ارائه میدهد. بااینحال، موفقیت این استراتژی به این بستگی دارد که آیا پاکستان میتواند بدون درگیرشدن در درگیریهای منطقهای، این دستاوردها را دنبال کند یا خیر. در ارزیابی خان، پاکستان مطمئناً سعی خواهد کرد از ناامنی فعلی کویت حداکثر بهره را ببرد، زیرا این «یک فرصت نادر برای گسترش حضور نظامی و امنیتی این کشور در خلیجفارس و بازپسگیری نسبی فضای استراتژیکی است که هند در سالهای اخیر به طور پیوسته از طریق تعامل دفاعی و دیپلماتیک عمیقتر با چندین کشور عربی اشغال کرده است». او گفت که اسلامآباد احتمالاً یک بسته شامل مشاوران، سیستمها، آموزش و ارتباطات انرژی را بدون تعهدات دفاعی متقابل پرخطر که کویت خواهان آن است، دنبال خواهد کرد.
به نظر جاوید، پایداری بلندمدت استراتژی اسلامآباد به سیاست سنتی آن مبنی بر «موازنه استراتژیک بدون مشارکت مستقیم در درگیریهای درون مسلمانان» بستگی دارد. وی با اشاره به اینکه چالش اصلی ایران خواهد بود، گفت: «تهران عموماً همکاری دفاعی دوجانبه پاکستان با کشورهای خلیجفارس را تحمل کرده است، اما محیط منطقهای امروز به طور قابلتوجهی متفاوت است. ایران احتمالاً نقش دفاعی پاکستان در خلیجفارس را با حساسیت بسیار بیشتری نسبت به گذشته رصد خواهد کرد». جاوید گفت، چالش پاکستان «تبدیل دیپلماسی دفاعی به دستاوردهای اقتصادی بدون زیر سؤال رفتن بیطرفی استراتژیک آن است.»،/
ترجمه: محمد حسین باقی