ترس از آینده به سوخت بازارها تبدیل شده است؛
سرمایهداری آخرالزمانی
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد: سرمایهداری آمریکا در سالهای اخیر چهرهای متفاوت به خود گرفته است. اگر زمانی نوآوری، بهرهوری و رشد اقتصادی مهمترین ابزار جذب سرمایه بودند، امروز روایتهای مبتنی بر بحران، تهدید و آیندهای نامطمئن نقش پررنگتری در بازارها ایفا میکنند. از هوش مصنوعی و جنگ گرفته تا فروپاشی مالی و بحرانهای ژئوپلیتیک، بسیاری از شرکتهای بزرگ آمریکایی سرمایهگذاران را با هشدار درباره خطرات پیش رو متقاعد میکنند. در این فضا، ترس دیگر مانعی برای سرمایهگذاری نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین محرکهای آن تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان اقتصادی آینده را نه در قالب روندهای تدریجی، بلکه به شکل تحولات عظیم و سرنوشتساز ترسیم میکنند. شرکتها دیگر صرفا محصول یا خدمت نمیفروشند؛ آنها روایتی از آینده ارائه میدهند که در آن موفقیت یا شکست یک فناوری، یک جنگ یا یک تحول سیاسی میتواند مسیر جهان را تغییر دهد. هرچه این روایت بزرگتر و هشدارآمیزتر باشد، توانایی آن برای جذب سرمایه نیز بیشتر میشود.
به نوشته اکونومیست، تفکر آخرالزمانی به یکی از ویژگیهای برجسته سرمایهداری آمریکا تبدیل شده است. ایلان ماسک نمونه بارز این رویکرد به شمار میرود. او سالهاست درباره تهدیدهای بالقوه علیه تمدن بشری هشدار میدهد و ماموریت شرکت فضایی اسپیسایکس را گسترش حیات انسان به مریخ برای مقابله با خطرات احتمالی زمین معرفی میکند. بخشی از جذابیت کسبوکارهای او نیز از همین تصویرسازی درباره آینده ناشی میشود.
این نوع نگاه در صنعت هوش مصنوعی حتی پررنگتر است. مدیران برخی از بزرگترین شرکتهای این حوزه بارها درباره پیامدهای بالقوه و حتی خطرناک هوش مصنوعی سخن گفتهاند. در عین حال، همین شرکتها میلیاردها دلار سرمایه جذب میکنند. در واقع، هرچه اهمیت و ابعاد تحولات پیش رو بزرگتر توصیف شود، انگیزه سرمایهگذاران برای مشارکت در آن نیز افزایش مییابد. آنها نمیخواهند از انقلابی که ممکن است اقتصاد جهان را متحول کند، عقب بمانند.
فضای مشابهی در صنایع دفاعی و امنیتی نیز دیده میشود. افزایش تنش میان آمریکا و چین، نگرانیها درباره آینده تایوان و رقابت قدرتهای بزرگ باعث شده شرکتهای فعال در حوزه فناوریهای دفاعی رشد چشمگیری را تجربه کنند. بسیاری از این شرکتها استدلال میکنند که امنیت آینده غرب به توسعه فناوریهای پیشرفته نظامی وابسته است. حتی شرکتهای فعال در حوزه مواد معدنی و منابع راهبردی نیز از احتمال وقوع بحرانهای ژئوپلیتیک برای توجیه اهمیت محصولات خود استفاده میکنند.
این ذهنیت تنها در شرکتها دیده نمیشود و به بازارهای مالی نیز سرایت کرده است. سرمایهگذاران و تحلیلگران دائما وضعیت کنونی را با بحرانهای تاریخی مقایسه میکنند. سالهای ۱۹۲۹، ۱۹۸۷، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۸ به نقاط مرجع دائمی بازارها تبدیل شدهاند و هر نوسان اقتصادی میتواند یادآور یکی از این دورهها باشد. در نتیجه، اضطراب و انتظار وقوع بحران به بخشی از فرهنگ سرمایهگذاری تبدیل شده است.
با وجود این حجم از نگرانی، بازار سهام آمریکا همچنان ارزشگذاریهای بالایی را تجربه میکند. این موضوع در نگاه نخست متناقض به نظر میرسد، اما منطق خاص خود را دارد. اگر هوش مصنوعی و فناوریهای نوین آیندهای پررونق خلق کنند، شرکتهای پیشرو بیشترین سود را خواهند برد. اگر هم این تحولات به بحران منجر شوند، بسیاری از داراییهای سنتی آسیب خواهند دید. بنابراین برای بسیاری از سرمایهگذاران، حضور در بازار سهام همچنان بهترین گزینه موجود است.
در این میان، بحثهای مربوط به مقرراتگذاری نیز حالتی ایدئولوژیک پیدا کرده است. موافقان و مخالفان محدودسازی فناوریهای جدید هر یک از آیندهای خطرناک سخن میگویند. یک طرف هشدار میدهد که مقررات سختگیرانه نوآوری را نابود خواهد کرد و طرف دیگر معتقد است رها کردن فناوریهای قدرتمند بدون نظارت میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد. به این ترتیب، بسیاری از مناقشات اقتصادی رنگ و بوی نبردی بر سر آینده تمدن به خود گرفتهاند.
آمریکا امروز نمونهای کمسابقه از اقتصادی است که از نگرانی و اضطراب انرژی میگیرد. ترس از آینده نه تنها مانع فعالیت اقتصادی نشده، بلکه به ابزاری برای جذب سرمایه، توسعه کسبوکارها و افزایش ارزش شرکتها تبدیل شده است. با این حال، تداوم چنین روندی بدون هزینه نخواهد بود. اقتصادی که در آن نخبگان پیوسته از تهدیدهای وجودی سخن میگویند و همزمان اعتماد عمومی به نهادها کاهش مییابد، ممکن است با تنشهای اجتماعی و سیاسی فزاینده روبهرو شود. خطر اصلی شاید نه خود بحرانهای پیشبینیشده، بلکه تاثیر انباشت این نگرانیها بر ثبات و انسجام جامعه آمریکا باشد